معنای خوف از خداوند

پنج شنبه 11 آبان 1396 - 21:23:2
معنای خوف از خداوند

خداوند موجود خطرناکی نیست و خیر محض و وجود محض است و هیچ اقتضای بدی، از ناحیه او نیست. در بعضی دعاها آمده است که: الخیر فی یدیک و الشّرّ لیس الیک؛ خدایا، اصلا خیر در دست توست و شر و بدی از ناحیه تو نیست.

تهران-الکوثر:  اساسا یکی از اسمای خداوند، طبق آیه شریف قرآن، سلام است. در اواخر سوره حشر می فرماید: هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ؛[1] او است خدای یکتایی که غیر از او معبودی نیست. فرمانروای اصلی اوست، از هر عیب و نقصی منزه است، سراسر سلامتی و ایمنی بخش است، مراقب همه چیز است.

امان الهی

یعنی خداوند از ناحیه ذات خودش به همه کس و همه چیز امن و امان می دهد. شایسته است همه موجودات با شناخت خداوند، به این حقیقت برسند که او نه تنها به کسی گزند و آسیبی نمی رساند؛ بلکه مؤمن یعنی ایمنی بخش و امنیت دهنده است و- نعوذ بالله- موجود خطرناکی نیست.

یکی از صفات فعل خداوند، صفت قائم است؛ یعنی قیام به کار موجودات دارد. در سوره آل عمران می فرماید: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ؛[2] ذات خداوند و ملائکه و صاحبان علم همه بر یگانگی خداوند شهادت می دهند؛ در حالی که قیام به عدالت دارد. ترس از خدا در همین جا معنا پیدا می کند؛ یعنی کسی که بخواهد در ملک سلطنت او نادرست رفتار کند، چون دنیا و جامعه بشر سرپرست دارد و کار خلایق بی حساب و کتاب نیست، از مقام عدالت خداوند می ترسد.

در آیه دیگری می فرماید: أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی؛ [3]اما آنکه بترسد از مقام و جایگاه پروردگارش و خویشتن را از هوای نفس بازدارد، همانا بهشت جایگاه اوست.

ظاهرا نکته ای که کلمه مقام در این آیه شریف دارد، همان است که درسوره آل عمران [4] با تعبیر قائما بالقسط ذکر شده است. بنابراین خوف از مقام ربّ در اینجا، همان ترس از عدل الهی و مخالفت با اوست. برای تقریب مطلب، مثالی می زنم: اگر ما دوستی داشته باشیم که کاملا درباره خود با عدالت رفتار می کند و به دیگران خیانت نمی کند. اگر روزی قرار باشد که قاضی شود و به کارهای مردم رسیدگی کند، از این به بعد، به قول معروف دست به عصا می رویم و خودمان را جمع وجور می کنیم. با اینکه همان دوست قبلی است که این مقام را نداشت، ولی الان از او بیشتر حساب می بریم و از اینکه رفتار نادرست از ما صادر شود، می ترسیم. آیا علت ترس ما این است که او موجود خطرناکی شده است؟ یا ما از کارهای ناهماهنگ و ناسازگار خود می ترسیم تا خطری پیش نیاید؟ معنای خوف از خدا، در نظر گرفتن این نکته است که جهان دارای خداوند عادل و با عظمتی است که ناظر بر اعمال ما و کاملا خبیر است. حالا اگر در محدوده ملک و فرمانروایی خداوند، کسی بخواهد ستم کند، چرا خداوند نباید در مقام مجازات او برآید؛ با اینکه دیدگاه ما این است که: إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصادِ؛[5] همانا پروردگار تو در کمین ظالمان است. باز می فرماید: إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ؛[6]به راستی که ما از مجرمان انتقام می کشیم. این معنی خوف از خداست که در حقیقت برمی گردد به خوف از حق و عدالت و مجازات با مقررات الهی، و نتیجه اعمال ناشایست در دنیا و آخرت است.

پی نوشت ها

[1] حشر (59) آيه 22.

[2] آل عمران (3) آيه 18.

[3] نازعات (79) آيه 40.

[4] آل عمران (3) آيه 18.

[5] فجر (89) آيه 14.

[6] سجده (32، آيه 22.


برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید