حاشیه شرقی مدیترانه؛ کانون امیدهای عربستان برای ساماندهی جبهه ضد ایرانی جدید

یک شنبه 14 آبان 1396 - 16:21:41
حاشیه شرقی مدیترانه؛ کانون امیدهای عربستان برای ساماندهی جبهه ضد ایرانی جدید

تهران- الکوثر: سهند ایرانمهر، کارشناس مسائل سیاسی می نویسد موضوع استعفای سعد حریری از مقام نخست وزیری لبنان در کانون توجه مطبوعات منطقه قرارگرفته است. انتخاب عربستان وشبکه العربیه برای خواندن بیانیه استعفا-یی که نوک حملات تند آن متوجه ایران و حزب الله است -البته تصویر روشنی از ماوقع ارایه می دهد اما برای یافتن زاویه دید بهتر به این ماجرا باید کمی به عقب برگشت.

به گزارش پایگاه شبکه الکوثر، ایرانمهر می افزایدبرآمدن سعد حریری و انتصاب او به مقام نخست وزیری حاصل توافق نانوشته ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای  بر سر ریاست جمهوری میشل عون (جریان 8 مارس ) بود. میشل عون از هم پیمانان حزب الله محسوب می شد و انتصاب او در آن زمان، پایانی بر کشمکش و سرگردانی ناشی از عدم توافق گروه ها بود . تعیین رییس جمهور در آن روز بعد از 30ماه کشمکش و بی ثباتی صورت می گرفت و ادامه این روند همزمان با پایان دوره پارلمانی این کشور به معنی ایجاد شرایطی بود که در آن نه رییس جمهوری وجود داشت و نه نخست وزیری و نه مجلسی! شرایط جریان 14 مارس به رهبری حریری هر روز بدتر می شد، سوریه گرفتار جنگ داخلی بود و استمرار تلاش و حمایت عربستان در چنین شرایطی خارج از ظرفیت هر دو طرف بود زیرا چندان دور نبود که لبنان نیز به عرصه آن منازعه ای تبدیل شود که از عراق و وسوریه آغاز شده بود. 


تسلیم شدن حریری در نهایت به معنی پیروزی ایران و حزب الله بود. کمی بعد  لبنان با قدرت گرفتن همپیمانان ایران ثبات نسبی یافت، حکومت بشار اسد در سوریه برقرار ماند و عراق هم عرصه روزافزون نفوذ ایران و درنهایت تضعیف گروه های تروریستی همچون داعش شد. بازنده بزرگ این بازی، عربستان بود به خصوص اینکه دولت دموکرات امریکا چندان تمایلی به شدت عمل در برابر ایران نداشت و توافق هسته ای نیز امیدهای عربستان را بالمآل نقش بر آب می کرد. با روی کارآمدن ترامپ وضعیت برای عربستان تغییر یافت. رویکرد به ظاهر تند ترامپ علیه عربستان پس از پیروزی درانتخابات با چند سفر به منطقه و جذب سرمایه سعودی تغییر چشمگیری یافت و زمزمه ها علیه برجام در کاخ سفید و کنگره نیز بلندتر شد به جز اینها، کنگره قانونی موسوم به INARA را تصویب کرد که طی آن، رییس جمهور باید هر 90 روز گزارشی را در مورد میزان پایبندی ایران به برجام ارایه دهد تا در صورت عدم پایبندی، تحریم ها دوباره از سر گرفته شوند .

همه اینها نشانه های خوبی برای عربستان به عنوان ناکام رقابت منطقه ای با ایران و فرصتی دوباره برای تغییر معادله بازی بود. شرایط کنونی از نگاه عربستان تغییر یافته است و کشوری که تا پیش از این آماج تند حملات رسانه های آمریکایی و نگران افشای بخش های پنهان پرونده مربوط به حادثه 11سپتامبر بود حالا با رضایتمندی شاهد سرگرانی های آمریکا علیه برجام وطرح ادعاها و اسنادی دال بر ارتباط ایران با القاعده است ، مشابهتی معنادار با همان چیزهایی که در زمان اوباما مایه نگرانی خاندان سعودی بود. باوجود سرمایه گذاری در امریکا  صرف هزینه برای تقویت لابی های هوادار ریاض در واشنگتن، موضوع قوانین سنتی و متحجرانه در عربستان هنوزپاشنه آشیل این کشور بود این مساله نیز با تبلیغات فراوان و اعطای برخی آزادی ها به مدد رسانه های همسو تا حد زیادی ترمیم شد . 


حالا شرایط عراق و سوریه تا حد زیادی تغییر یافته است، موضاع ضد ایرانی ترامپ حالت افراطی به خود گرفته است و مواضع اسراییل به عربستان نزدیک تر از گذشته است . در برآورد مقامات ریاض حالا زمان آن رسیده است که مقابله با ایران را در میدان های کوچکتری مثل لبنان و از طریق تضعیف متحدان ایران آغاز کرد . بنابراین حزب الله موضوعیت می یابد. عربستان که داغ اتهام حمایت از گروه های سلفی و تکفیری یا منبع الهام بودن آنان  را در این سالها تجربه کرده است به صرافت این افتاده است که بعد از داعش، "تروریسم شیعی ملهم از ایران" را در افکار عمومی جهان جایگزین "تروریسم سلفی ملهم از عربستان" کند. پیداست که در چنین راهبردی یک مانع جدی وجود دارد. حزب الله باالقاعده، داعش یا جبهه النصره  تفاوت عمده ای دارد که یکی از آن، شناسایی نسبی، پایگاه مردمی، داشتن ماهیت سیاسی و مشارکت در یک قدرت منتخب رسمی است که این مانع درذهن تئوریسین های سعودی با استعفای حریری و معرفی حزب الله به عنوان یک گروه ترویستی مسلح صورت می گیرد، گروهی که نپذیرفتن همپیمانی با  آن در چارچوب قدرت به معنی نفی صلاحیت و جایگاه آن به عنوان یک بازیگر سیاسی و تاکیر بر جنبه مسلحانه و تروریستی آن  است.


این راهبرد البته اشکالات اساسی دارد زیرا اولا حزب الله تفاوت های عمده ای با گروه های سلفی و تکفیری دارد ثانیا بی ثباتی لبنان یا زمینه سازی برای مواجهه اسراییل با حزب الله تجربه های شکست خورده ای هستند که هیچ تناسبی با ظرفیت و توانمندی عربستان برای مدیریت بحران ندارد و میدان عمل عراق و سوریه این را اثبات کرده است ، دیگر اینکه عربستان امروز عرصه کشمکش و رقابت میان طیف مذهبی و شاهزادگان ناراضی با طیف هوادار محمد بن سلمان و جاه طلبی های این رهبر جوان است با این همه امیدواری عربستان در یکجا قابل تامل است و آن سوق دادن ایران به بحرانی لبنانی است که ماهیت آن نظامی و این بار در مواجهه مستقیم با اسراییل و ایالات متحده است .


برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید

دسته بندی :