ایران و روسیه در سوریه پساجنگ

سه شنبه 14 آذر 1396 - 16:14:13
ایران و روسیه در سوریه پساجنگ

به نظر می‌رسد مبارزه با گروه تروریستی داعش (دولت اسلامی عراق و شام) به پایان رسیده است. اگرچه این گروه مسلح بعید است ناپدید شده باشد.

تهران- الکوثر    داعش تقریبا زمانی نابود شد که کنترل دو «پایتخت» خود؛ یعنی موصل و رقه را از دست داد. پس از آن بیشتر سرزمین‌ها در عراق و سوریه بازپس گرفته شدند. اما بعد از نابودی داعش، طرف‌های درگیر در این منازعه چگونه عمل خواهند کرد. در وضعیتی که سوریه وارد مرحله جدیدی از تشدید درگیری‌ها شد، نقش روسیه در آن حائز اهمیت بود، ولی به‌زودی دولت سوریه به پشتیبانی مالی بیشتر از حمایت نظامی نیاز خواهد داشت و روسیه ممکن است قادر به ارائه این پشتیبانی نباشد.

امروز، بشار اسد می‌تواند خود را «برنده» در جنگ داخلی به‌خاطر حمایت روسیه، ایران و ترکیه بداند. باوجوداین، این امر به‌تنهایی حضور مسکو در سوریه پس از جنگ را تضمین نمی‌کند. در جریان درگیری مسلحانه، ارزش مسکو برای دمشق، کمک نظامی و استقرار نیروهایش بود که نقش کلیدی در پیشرفت نظامی ارتش سوریه داشت، اما با درنظرگرفتن گذار به دوره پس از جنگ که به‌زودی آغاز خواهد شد، اهمیت عامل نظامی به‌طور پیوسته کاهش می‌یابد و همکاری‌ها به جنبه‌های مالی و اقتصادی می‌رسد. با این‌حال، پس از پایان جنگ، روسیه توانایی مالی برای سرمایه‌گذاری در سوریه ندارد. ایران قبلا اعلام کرده است که برای بازسازی سوریه به صورت مالی کمک خواهد کرد.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، در مکالمه تلفنی اخیرش با بشار اسد، به وی اطمینان داد که کشورش آمادگی دارد تا در بازسازی سوریه شرکت کند. همچنین علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل، با تبریک آزادسازی شهر حلب به مردم و مقامات استان حلب تصریح کرد: «حضور هیئتی از جمهوری اسلامی ایران در حلب نمادي از آمادگی مردم ایران برای حضور در کنار ملت سوریه؛ چه در زمان جنگ یا در دوران بازسازی است». روسیه، بااین‌حال، پس از پایان جنگ، توانایی مالی برای سرمایه‌گذاری در سوریه ندارد.

در این زمینه، استراتژی‌های آن در سوریه دیگر به نظر قانع‌کننده نیست. این امر باعث شده است که مسکو متوجه شود اتحاد با تهران و آنکارا در سوریه ممکن است در آینده به نفعشان باشد و نیازمند یافتن متحدان جدید برای دوره پس از جنگ است. در نتیجه، دولت روسیه تلاش‌های خود را برای حفظ روند مذاکره تحت کنترل خود افزایش داده است تا مطمئن شود که از موضع خود به‌عنوان تثبیت حکومت در سوریه محروم نشده است.

فراخواندن دو کشور دخیل در درگیری‌های سوریه؛ یعنی ایران و ترکیه برای مذاکره به سوچی براي اعلام اهداف روسیه به منظور تشکیل یک ساختار جدید در سوریه و انتخابات دوباره بوده و پوتین به‌خوبی واقف است که با وجود توافق بر سر نقشه راه تعیین‌شده برای سرنوشت سوریه، تهران و آنکارا اختلاف‌نظر‌ها در جزئیات برآمده از منافع خود را نادیده نمی‌گیرند. ترکیه که تاکنون ٥/٣‌میلیون پناهنده سوری را در کشورش پذیرفته و‌ میلیارد‌ها دلار برای اسکان آنها خرج کرده است، انتظار دارد که گروه‌های کُرد سوری مرتبط با کردهای ترکیه در سرنوشت سوریه دخالت داده نشوند و نارضایتی آنکارا از مشارکت گروه‌های کُردی در اجلاس بعدی می‌تواند هدف اصلی اجلاس را تضعیف کند.

پوتین به‌خوبی از تقابل ترکیه در برابر حزب کارگر کردستان آگاه بوده، اما نمی‌تواند روابط با گروه‌های کُردی را رها کند و این مسئله کماکان به‌عنوان یک مشکل در روابط میان مسکو و آنکارا باقی خواهد ماند. این تنها نقطه بحرانی سیاست روسیه در آینده سوریه نیست. مسکو نمی‌تواند انتظار ایران برای مدنظر قرارگرفتن برخی از ملاحظات در مسائل آتی سوریه با توجه به هزینه‌های متحمل‌شده را از نظر دور داشته باشد.

برای روسیه ایجاد اعتماد برای حفظ این دو قدرت منطقه‌ای در اولویت پسابحران سوریه قرار دارد. با وجود نقش مهم در روند مذاکرات سوریه، منابع و توانایی‌های مسکو به‌وضوح برای نگه‌داشتن سوریه کافی نیست. روسیه نیاز به یک شریک دیگر در سوریه دارد که قادر باشد تسهیلات برای بازسازی در دوره پس از جنگ را تضمین کند و این شریک باید مایل به حرکت مالی در مسیر مسکو باشد. مشکل بزرگ‌تر این است که روسیه زمان زیادی برای انجام این کار ندارد.

دولت اسد می‌تواند حتی به مخالفان استراتژی روسیه (آمریکا) متوسل شود، زیرا در پی تقویت پیروزی خود است و حتی ممکن است مسکو را برای تحمیل اهداف خود به تکاپو بيندازد.


برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید.

دسته بندی :