روابط خارجی عربستان سعودی

یک شنبه 19 آذر 1396 - 12:34:32
روابط خارجی عربستان سعودی

تهران - الکوثر : مسئله که در اصول سیاست خارجی عربستان سعودی مهم می باشد، حفظ منافع دول غربی در منطقه میباشد، چرا که اگر به تاریخ نظری بیفکنیم می بینیم که گستردگی حضور آمریکاییان در بخشهای صنعتی و نظامی و حضور گسترده کارگران و کارشناسان خارجی به ویژه امریکاییان، حکام این دولت را به آمریکا نزدیکتر می نماید

کشور عربستان سعودی بعد از استقلال همواره یکی از کشورهای مورد حمایت بلوک غرب بوده و به همین جهت سیاست خارجی این کشور در راستای سیاستهای جهانی بلوک غرب خصوصاً امریکا قرار گرفته است. همچنین، روش مدارا، جذب و کاهش دشمنی و تشنج با کشورهای مجاور و دولتهای ذی نفوذ در جهان نیز از جمله سیاستهای عربستان میباشد. تا قبل از فروپاشی کمونیسم، سیاست جهانی عربستان در راستای ضدیت با مرام کمونیسم و جلوگیری از توسعه مارکسیسم خصوصاً در منطقه خلیج فارس بوده است. علاوه بر این کسب قدرت در برابر شیوخ حاشیه خلیج فارس و تسلط فرهنگی بر کشورهای کوچک عرب منطقه را نیز مدنظر قرار داده است. مسئله دیگری که در اصول سیاست خارجی عربستان سعودی مهم می باشد، حفظ منافع دول غربی در منطقه میباشد، چرا که اگر به تاریخ نظری بیفکنیم می بینیم که گستردگی حضور امریکاییان در بخشهای صنعتی و نظامی و حضور گسترده کارگران و کارشناسان خارجی به ویژه امریکاییان، حکام این دولت را به آمریکا نزدیکتر می نماید تا جایی که این مسئله به وضوح در کنشها و واکنشهای سیاسی منطقه مشهود است. علاوه بر این مطالب،عربستان سعودی کوشید تا در مقابل سیاستهای رادیکال جهان عرب جمال عبدالناصر نقش متعادل کننده ای را ایفاء نماید و اسلام را در سیاستهای بین المللی خود وارد کند.

عربستان در مقابل مسئله فلسطین اشغالی نیز حساسیت به خرج داده و بعد از جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل در تحریم نفتی اعراب شرکت جست و کمکهای اقتصادی فراوانی در اختیار کشورهای خط مقدم قرار داد. اما این مسئله در محدودهٔ خاصی از تاریخ قرار داشت. چرا که بعد از مدتی عربستان موضعگیری خود را علیه اسرائیل نادیده گرفت و اسرائیل طی طرح هشت ماده ای فهد به رسمیت شناخته شد.

بعد از بحران خلیج فارسی، سیاست جدید عربستان سعودی در قبال اوضاع منطقه سیاستی انفعالی و انتقامی گردید. انتقام از کشورهایی که در اين بحران از سیاست عربستان پیروی نکردند و در راستای این مسئله اقدام به اخراج چند تن از دیپلماتهای اردنی از عربستان، اخراج کارگران اردنی و فلسطینی، اخراج یک میلیون یمنی و مصادرهٔ اموال آنها، اخراج سودانیهای مقیم کشور و شرکت در توطئه سرنگونی دولت سودان نمود. همچنین، برخورد با نهضت اسلامی تونس و جبهه نجات اسلامی الجزایر نیز مد نظر سیاست خارجی عربستان قرار گرفت. عربستان سعودی با در دست داشتن رهبری شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیهٔ عرب می تواند نقش بسزایی را در منطقه ایفاء نماید.

نقش کشور در سیاست جهانی

عربستان سعودی در سیاست خارجی تقریباً تمامی روابط خود را با بلوک غرب و کشورهای طرفدار این بلوک قرار داده است و در راستای همین سیاست در صحنه منطقه ای نیز بیشتر با کشورهای عربی و مسلمان و ترجیحاً با کشورهای میانه رو و محافظه کار روابط گستردهای دارد.

بطورکلی باید گفت سیاست خارجی عربستان برمبنای نزدیکی به قدرتهای غربی، طرفداری از رژیمهای غربی، مخالفت با تفکرات الحادی و افکار آزادیطلبی استوار است.

برطبق همین سیاست است که امروزه این کشور به عنوان یکی از مراکز مهم سیاستهای منطقه ای امریکا و غرب درآمده است و اکثر هیئتهای سیاسی جهان که به منطقه می آیند به عربستان نیز سفر می نمایند. عربستان سعودی به علت مشکلات کشورهای منطقه، با درس گیری از امریکا و بلوک غرب سعی نموده تا نقش فعالتری در منطقه داشته و توانهای استراتژیک کشورش را در صحنه سیاسی جهان فعالتر نماید.

نقش عوامل داخلی مؤثر در سیاست خارجی

مهمترین عامل مؤثر در سیاست خارجی این کشور وجود حرمین شریفین می باشد. چرا که این دو مکان مقدس، عربستان سعودی را در موقعیتی ویژه قرار داده اند. حکام سعودی سالانه مبالغ هنگفتی بابت میزبانی مسلمانان دریافت می دارند. آنان خود را پرده دار کعبه و خادم حرمین شریفین دانسته و ادعای رهبری جهان عرب را دارند و میتوان گفت تاحدی هم در این امر موفق بوده اند و به دنبال آن امتیازهای سیاسی و معنوی بسیاری کسب می نمایند. به واسطهٔ ثروت فراوان این کشور و وجود ذخائر عظیم نفت و گاز پادشاهان سعودی توانسته اند ابزارهای اعمال سیاست خارجی خود را افزایش دهند. آنان در هر سال مبلغ کلانی صرف تقویت بنیهٔ نظامی خود می کنند و با خرید جنگ افزار و کمکهای مالی فراوان به کشورهای نیازمند و میانه رو در دستیابی به قسمتی از اهداف سیاست خارجی موفق بوده اند. چرا که جلب و جذب کشورهای کوچک و ضعیف منطقه مساوی با قرار گرفتن آنان در زیر چتر حمایتی اقتصادی و نظامی عربستان است.

این کشور به واسطهٔ درآمدهای نفتی خود توانست بزرگترین کشور وام دهنده و کمک کننده جهان بعد از امریکا مطرح شود. بدینگونه با حامی خواندن خود نسبت به کشورهای جهان سوم سعی در نفوذ معنوی و فرهنگی در این کشورها را نموده است.

نقش عوامل خارجی مؤثر در سیاست خارجی

مهمترین نقش تأثیرگذارنده بر سیاست خارجی عربستان نقش دول غرب مسی باشد. چنانکه عبدالعزیز سعودی حکومت خود را با کمک انگلیسی گسترش داده و سپس به خاطر کمک انگلیس به رقبای امیرعبدالعزیز یعنی آلرشید و شریف روابط عربستان و انگلیس تیره گردید و کم کم نقش این کشور در عربستان رو به کاهش نهاد. با کاهش این نفوذ آمریکا که توسط کمپانی آرامکو جای پایی در این کشور باز نموده بود نفوذ خود را گسترش داد و این نفوذ تا زمان حاضر نیز ادامه دارد.

این کشور بعلاوهٔ دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در جهات مقابله و رقابت با ایران دست به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۳۵۹ زدند و عربستان با بدست گرفتن ریاست این شورا، سعی نمود تا نقطه نظرات خویش را بر شورای همکاری خلیج فارس بقبولاند. بطورکلی عربستان سعودی با سیاست محافظه کارانه و حفظ وضع موجود در منطقه سعی می نماید موازنهٔ سیاسی خاورمیانه را به نفع خویش تغییر دهد.

عربستان سعودی با اتصال به دو آبراه حیاتی جهان، خلیج فارس و دریای سرخ از موقعیت استراتژیک خاصی برخوردار است. این کشور که مالک بیشترین ذخیره نفتی جهان است، با تمامی کشورهای عمده نفتخیز منطقه نیز مجاور میباشد و راه ارتباط زمینی این کشورها با خارج از منطقه از خاک عربستان سعودی میگذرد و امکانات صدور نفت، قدرت اقتصادی بالایی را به عربستان عطا کرده است که با احداث خطوط لولهٔ انتقال نفت از سواحل خلیج فارس به دریای سرخ اهمیت استراتژیک این کشور را بالا برده است. عربستان سعودی با استفاده این درآمدها جهت خرید تجهیزات و تدارک امکانات نظامی نقش ممتازی را برای کشور خود به ارمغان آورده است و در استراتژی دفاع مشترک خلیج فارس در هشتمین اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۵ در مسقط، ایجاد نیروی نظامی مرکب از کشورهای عضو شورا جهت حمایت از امنیت خلیج فارسی به تصویب رسید که این نیرو به نام نیروهای سپر جزیره در شهر حفرالباطن عربستان در نزدیکی مثلث واقع در مرز مشترک عربستان، کویت و عراقی مستقر میباشد.

روابط عربستان و همسایگان خود

این کشور با اکثر همسایگان خود اختلاف ارضی دارد. در بخش جنوبی، مرزهای این کشور با دو همسایه خود یعنی عمان و یمن مشخص نشده است. چه اینکه منطقه وسیعی از دریای سرخ گرفته تا ربعالخالی و واحه بوریمی این منطقه در مرز عمان، امارات و عربستان است ] مورد اختلاف می باشد. در سال ۱۹۶۹ یمن جنوبی با کمک چینیها و شورویها به مرزهای عربستان سعودی حمله نمود و طی پیشرویهای کشور فرودگاه جیزان در آستانه سقوط قرار گرفت. اما این جنگ بی هیچ نتیجه ای به اتمام رسید. بعد از اتحاد دو یمن در سال ۱۹۹۰ و دست یافتن این کشور به قدرتی در مقابل رقیب، عربستان به تکاپو افتاد، نتیجتاً عربستان سعودی پایگاهی نظامی در منطقه مورد اختلاف با یمن در پنج کیلومتری مرز کشور تأسیس نمود که می توانست اختلافات دو کشور را دامن بزند و از سوی دیگر در ماه مارس ۱۹۹۲ عربستان به شرکتهای نفتی مورد حمایت یمن که در منطقه مورد اختلاف مشغول عملیات اکتشافی بودند دستور تخلیه داد. مسئله دیگر در زمینه اختلافات یمن و عربستان سعودی بر سر منطقه عسیر است. این منطقه به سال ۱۹۳۴ توسط عربستان سعودی از یمن جدا گردید که مورد قبول یمن قرار نگرفته و در گفتگوهای دو کشور در سال ۱۹۹۲ در ژنو نیز به نتایج مثبتی دست نیافتند. در مقابل یمن خواستار تغییر خطوط مرزها و مناطق جیزان و نجران و عسیر که مناطق نفتخیز میباشند تشکیل گردید، وضعیت خطوط این کشور همچنان لاینحل باقی مانده است. اختلاف عربستان سعودی و سلطان نشین عمان بر سر مسئله احداث خط لوله برای انتقال نفت خلیج فارسی به سواحل دیگر و اختلافات مرزی است. در سال ۱۹۸۲ مابین دو کشور موافقتی جهت خاتمهٔ اختلافات ارضی و مرزی به انجام رسید؛ اما خطوط مرزی این دو کشور هنوز به طور قطعی مشخص نشده است.

اختلاف ریاض و بغداد بر سر خطوط مرزی در سال ۱۹۸۱ طی قراردادی به نتیجه مثبتی رسید. اختلاف عربستان سعودی و قطر نیز به نوبه خود باعث بروز تنشهایی شده است. در هفتم و هشتم مهرماه ۱۳۷۱ ش / ۱۹۹۲ م نیروهای عربستان به نیروهای قطر حمله نموده و پاسگاه منطقه مرزی الخفوص قطر توسط نیروهای نظامی عربستان به اشغال درآمد و روابط دو کشور را به شدت تیره نمود.

روابط با بلوک شرقی

هدف اصلی سیاست خارجی عربستان در مخالفت با نفوذ افکار کمونیستی و تا قبل از فروپاشی شوروی، برقرار نمودن یک سد محکم و استوار، در برابر نفوذ این مکتب بوده است. عربستان سعودی که داعیه رهبری جهان اسلام را داشت، به علت اینکه افکار بلوک شرقی، افکار کمونیستی و الحادی بود، هدف سیاست خارجی خود را در مبارزه با این افکار قرار داد. عربستان علاوه بر کشور خود نفوذ، خود را بر کشورهای منطقه خلیج فارسی متمرکز نمود تا آز نزدیک شدن آنها به این بلوک جلوگیری نماید. البته این بدان معنی نبود که عربستان با هیچ یک از کشورهای این بلوک رابطه نداشته است؛ بلکه باید گفت با بعضی از کشورهای بلوک مزبور رابطه اقتصادی و تجاری برقرار نمود. رابطه عربستان سعودی و شوروی از سال ۱۹۳۸ قطع گردید، شورویها همواره از طریق سوریه، کویت و ساف تلاش زیادی جهت برقراری رابطه سیاسی با این کشور نمودند که نتیجه این تلاشها سفر وزرای خارجه و نفت عربستان به شوروی تحت پوشش مسائل جهان عرب و اوپک و مبادلهٔ پیامهای تبریک ملاقات سفراء و مقاً مأت سیاسی بوده است.

بعد از فروپاشی کمونیسم و پایان جنگ سرد، عربستان نسبت به این مسسئله واکنش چندانی نشان نداد تنها به خرید چند نوع موشکهای میان برد از چین اکتفا نمود.

عضویت در سازمانهای بینالمللی و مجامع و سازمانهای منطقه ای

عربستان از اعضای قدیمی سازمان ملل می باشد. این عضویت در سال 1945 صورت گرفت. عربستان همچنین در سازمان کشورهای عد م تعهد، کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب، سازمان اوپک عضویت دارد.

شورای همکاری خلیج فارس

با سقوط شاه و نابودی ژاندارم امریکا در منطقه، خاورمیانه دچار خلاء ناشی از حذف این قدرت سیاسی گردید. بدنبال این مسئله در پی مقابله با نفوذ ایران در منطقه، فکر ایجاد یک سد دفاعی در برابر این نفوذ رشد نمود و عاقبت به یک پیمان سیاسی و امنیتی و اقتصادی تحت عنوان شورای همکاری خلیج فارس منجر گردید. در نوامبر ۱۹۸۰ یعنی دو ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی تلاشهای اولیه مربوط به تشکیل شورا آغاز و در ۲۲ سپتامبر همان سال تأسیس گردید. اعضای این شورا عبارتند از: عربستان سعودی، کویت، امارات عربی متحده، عمان، قطر و بحرین. مهمترین مسئله که این شورا می توانست به آن جامه عمل بپوشاند، جلوگیری از قیامهای داخلی و سرکوب جنبشهای آزادیبخش در منطقه و همچنین بسط و گسترش نفوذ ریاض به دیگر همسایگان خود بود. این مسئله تا جایی پیش رفت که رهبری و تصمیم گیری به عربستان واگذار شد و هسته اصلی نیروهای سپر شبه جزیره از دو تیپ سعودی تشکیل گردیده است.

اهداف رسمی شورای همکاری خلیج فارسی عبارتند از:

۱. همکاری و حمایت متقابل اعضا در مقابل ناآرامیهای داخلی

۲. همکاری و حمایت متقابل اعضا در مقابل تهدیدهای خارجی؛

۴. هماهنگی در سیاست خارجی؛

۵. هماهنگی در سیاست دفاعی؛

۶. همکاریهای اقتصادی ؛

۷. ایجاد بازار مشترک؛

8. هماهنگی در ایجاد صنایع؛

۹. هماهنگی و اشتراک قوانین اجتماعی و فرهنگی کشورهای عضو؛

۱۰۔ همسویی مواضع أعضا در قبال مسائل عمومی،

این شورا تاکنون چندین اجلاس در سطح سران داشته است، از جمله مسائلی که باعث تضعیف موقعیت شورا شده، تهاجم عراق به کویت و اشغال آن و همچنین اختلافات مرزی عربستان سعودی و قطر میباشد.

سازمان کنفرانس اسلامی

سازمان کنفرانس اسلامی در سال ۱۹۶۹ با حمایت ایران و نفوذ عربستان سعودی بین کشورهای مسلمان تأسیس گردید. پایه اولیه کنفرانس اسلامی آتش سوزی مسجدالاقصی بوده، که سران منطقه و حافظان منافع آمریکا با تأسیس کنفرانس فوق سعی در خاموش نمودن احساسات سر برافراشته مسلمانان را داشتند. مقر سازمان در جده قرار دارد و کلیه کشورهای اسلامی عضو این سازمان می باشد.

أتحاديه عرب "

از جمله سازمانهای منطقه ای که عربستان سعودی یکی از اعضای مهم آن محسوب می شود، اتحادیه عرب است. این اتحادیه با هدف دفاع مشترک از امت عرب تشکیل شده است که با توجه به این هدف، هرگونه حمله به یک کشور عربی مساوی است با حمله به تمام کشورهای عرب، این مسئله را طی جنگی تحمیلی عراق علیه ایران میبینیم. اما در طی جنگ و اشغال کویت توسط عراق، اتحادیه عرب بعد از اختلافات بسیار زیاد و دو دستگی حاصل شده - به علت عرب بودن هر دو کشور - با اکثریت آرا عراق را محکوم کردند، در این اتحادیه عربستان سعودی نقش مهمی داراست.

پیمان دمشق

از جمله پیمانهای منطقه ای که عربستان سعودی عضو آن است، پیمان دمشق می باشد. این پیمان از جمله فعالیتهای مشترک عربی است که در پی شکست ارتش عراق از نیروهای متحد به فرماندهی امریکا که در جهت اشغال کویت صورت گرفته بود، از جانب شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارسی، بعلاوه سوریه و مصر در تاریخ ۶ مارس ۱۹۹۱ در دمشق به امضا رسید. برطبق این پیمان مقرر گردید یک نیروی کارآمد، متشکل از واحدهایی از ارتش هشت کشور عضو تشکیل گردیده که هسته اصلی آن در مصر و سوریه باشد. لذا، نزدیکی مصر و عربستان سعودی تشویق شد، بارها مقامات ذیصلاح سعودی از مصر دیدار نموده از امنیت منطقه، رابطه بین کشورهای عربی و همچنین افزایش قدرت نظامی خود را مورد مذاکره قراردادند.

این پیمان بر سه محور واقع شده است: ۱. امنیتی ۲. اقتصادی ۳. سیاسی.

کشور عربستان سعودی در سازمانهای بینالمللی زیر نیز عضویت دارد:

۱. سازمان خوار و بار و کشاورزی فائو

۲. گروه77

۳. آژانس بین المللی نیروی اتمی

“ ۴. بانک بین المللی بازسازی و توسعه "

5„ بنگاه توسعه بین المللی" ۶

6. مؤسسه امور مالی بین المللی

۷. سازمان بین المللی کار

۸. سازمان بین المللی دریایی"

۹. سازمان بین المللی اقمار دریایی

۱۰. صندوق بین المللی پول

۱۱. اتحادیه بین المللی تلفن مخابرات

۱۲. سازمان بین المللی اقمار مخابرات

13. کنفرانس اسلامی

۱۴. بانک توسعه اسلامی

۱۵. جنبش عدم تعهد

16. سازمان کشورهای عرب صادر کننده نفت

17 . سازمان کشورهای صادر کننده نفت

18. سازمان ملل

۲۰. سازمان بهداشت جهانی

روابط عربستان با کشورهای جهان سوم

عربستان سعودی در ارتباط با کشورهای دیگر علاوه بر ارتباط سیاسی و دیپلماتیکی هدف دیگری را نیز دنبال می نماید و آن هم تبلیغ اسلام و آیین وهابی است. این کشور در بسیاری از ممالک با ساختن مساجد و دیگر مراکز دینی و قراردادن بودجه فراوان جهت این امر سعی زیادی در این مسئله نموده است. در این میان سازمان رابطه العالم الاسلامی در بسیاری از کشورها حدوداً ۱۰۴ کشور جهان] دفاتر نمایندگی دارد که در این میان با جلب و جذاب مراکز و مؤسسات مذهبی به نشر آیین اسلام وهابیت میپردازد. این کشور با تشکیل جمعیتهای «شورای عالی مساجد جهانی» و «سازمان رسیدگی به وضع اقلیتهای اسلامی در کشورهای غیر اسلامی» سعی می نماید تا مسلمانان جهان را زیر چتر حمایتی خود درآورد.

روابط عربستان با سازمان آزادیبخش

فلسطین: عربستان سعودی در وهلهٔ اول محمایت خود را نسبت به فلسطین اعلام نمود و در اختلافات اعراب و رژیم صهیونیستی شرکت جست. در واقعهٔ تحریم نفتی کشورهای حامی رژیم اشغالگرقدس در سال ۱۹۷۳ نقش داشت و بعد از امضای پیمان «کمپ دیوید» سعی فعالی در به تعلیق درآوردن عضویت مصر در جامعه عرب و کنفرانس اسلامی ایفا کرد و در تشکیل کمیته قدس که متشکل از وزرای خارجه عرب بود و با هدف پیگیری مسئله فلسطین تشکیل شده بود، شرکت و با پرداخت هزار میلیون دلار از کمک سه هزار و پانصد میلیون دلاری اعراب به

کشورهای خط مقدم جبهه نقش داشته است. عربستان سعودی فهد ولیعهد وقت } طی طرح هشت مادهای خود یک طرح کاملاً سازشکارانه را ارائه داد و بدینگونه با مطرح شدن طرح مزبور زمینه شناسایی اسرائیل برنامه ریزی گردید و اگر این طرح به مرحلهٔ اجرا در میآمد رژیم اشغالگرقدس به رسمیت شناخته می شد. افغانستان : عربستان به گروهی از مجاهدین افغانی که به سیاستهای امریکا تمایل داشتند کمک مالی و تسلیحاتی می نمود تا در مقابل دولت کمونیستی کابل به مقاومت برخیزند و از این طریق از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در میان گروههای افغانی جلوگیری نماید و وهابیت را نیز در میان آنان نشر دهد. در حال حاضر نیز که دولت کمونیستی کابل سقوط نموده است، عربستان سعودی می نماید با کمکهای مالی نیروهای افغانی را به سوی خود بکشاند.


برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید

دسته بندی :