صفات ناسازگار با صبر

یک شنبه 10 دی 1396 - 11:54:38
صفات ناسازگار با صبر

شکیبایی یکی از مهم ترین و کارآمدترین فضایل اخلاقی، کلید موفقیت انسان در امور مادی و معنوی، و نیز دنیوی و اخروی است. پس هر انسان خردمندی حتی اگر مؤمن هم نباشد، باید برای موفقیت دنیایی خویش، با برنامه ریزی، تعیین هدف و تلاش خردمندانه برای رسیدن به آن، در سختی ها شکیبا باشد.

تهران- الکوثر:   بر اساس آموزه های قرآنی، از صفاتی که مانع صبر و شکیبایی می شود «غضب» است. انسانی که توان فرو خوردن غضب خود را ندارد، در تنبیه کردن دیگران شتاب می کند و شکیبایی خود را از دست می دهد.

از منظر قرآن کریم، برخی صفات اخلاقی که غالباً به شکل صفات رذیله نمود می یابد، با شکیبایی سازگاری ندارند و با صبر در تعارض هستند. ازاین رو برای شکیبایی باید نفس خویش را از این صفات منزّه ساخت و اجازه تسلط یافتن بر نفس را از آن سلب کرد. این صفات عبارت است از:

1.عجله و شتاب

به طورکلی نفس انسان، شتاب در کارها و سرعت رسیدن به نتیجه را دوست دارد و مطلوبش آن است که در زمان کوتاه و با هزینه ناچیز، به بهترین نتیجه دست یابد و «رهِ صد ساله را یک شَبه طی کند». قرآن کریم شتاب مشرکان در نزول عذاب را جدی نمی گیرد؛ زیرا عجله را با سرشت آدمی عجین می داند و می فرماید: خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکمْ آیاتِی فَلا تَسْتَعْجِلُونِ.[1] این آیه درباره شتاب کفار و مشرکان در نزول عذاب است و در برخی آیات دیگر نیز به شتاب آنان برای نزول عذاب تصریح شده است.[2] همان گونه که بیان شد، شتاب با سرشت انسان عجین است و او مایل است که به سرعت به هدف خود نایل شود. لذا در آیه دیگر می فرماید: «انسان همان گونه که خیر و خوبی را می خواهد شر و بدی را نیز طلب می کند. و انسان بسیار شتابگر است».[3]  این در حالی است که نیل به اهداف، به طور طبیعی متناسب با کوچک و بزرگ بودنشان، خویشتن داری و شکیبایی می طلبد و کسی که شکیبایی لازم را در تحمل سختی ها برای رسیدن به اهداف خود ندارد، در حقیقت خود را از رسیدن به هدف مطلوبش محروم ساخته است.

2.غضب و خشم

بر اساس آموزه های قرآنی، از صفاتی که مانع صبر و شکیبایی می شود «غضب» است. انسانی که توان فرو خوردن غضب خود را ندارد، در تنبیه کردن دیگران شتاب می کند و شکیبایی خود را از دست می دهد. خداوند پیامبرش را از خشم برحذر می دارد و آن را مانع شکیبایی می داند و حضرت یونس را مصداق کسی که غضب، شکیبایی اش را زایل ساخت برمی شمرد و می فرماید: فَاصْبِرْ لِحُکمِ رَبِّک وَ لا تَکنْ کصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادی وَ هُوَ مَکظُومٌ.[4] کلمه «مکظوم» را «به کسی که خشم گلویش را گرفته باشد و او نتواند به هیچ وسیله ای آن را خالی کند» تفسیر کرده اند. خدا در این آیه رسول خود (ص) را از این که مانند یونس (ع) باشد نهی می کند. معنای آیه این است: «ای پیامبر! تو در برابر قضایی که پروردگارت مقدّر کرده تا از راه استدراج هلاکشان کند صابر باش، و مانند صاحب حوت مباش، تا مثل او از اندوه و غیظ مالامال نشوی، و در آخر خدا را به تسبیح و اعتراف به ظلم ندا نکنی؛ پس صبر کن و از این معنا که مبتلا به سرنوشتی چون سرنوشت یونس و ندایی چون ندای او در شکم ماهی بشوی برحذر باش».

3.ضیق صدر (تنگی سینه)

یکی از موانع صبر، ضیق صدر و دلتنگی ناشی از ناملایمات زندگی است. در مقابل، سعه صدر و فراخی سینه، قدرت تحمل و شکیبایی را افزایش می دهد. قرآن نیز شرح صدر را لازمه گذر از سختی ها و دستیابی به آسانی ها معرفی می کند و آن را مقابل ضیق صدر قرار می دهد.[5]سپس سعه صدر را از عوامل شکیبایی، و ضیق صدر را موجب بی صبری و ناشکیبایی برشمرده است و در آیات متعدد، از حضرت ختمی مرتبت (ص) خواسته است با سعه صدر، از کنار نامردمی های کفار و مشرکان بگذرد،[6] از کفر و شرک مشرکان اندوهگین نگردد و سخنان شرک آلود و نیز انکار و تکذیب رسالت از سوی آنان، بر آن حضرت گران نیاید و ایشان را به ستوه نیاورد. برای مثال، در سوره نحل به منظور تسلی دادن به ایشان می فرماید:

و تو [ای رسول ما] صبر و تحمل پیشه کن، و البته صبر تو تنها به [توفیق ] خداست، و بر آنها که کفر و عناد می ورزند، غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش.[7] گاهی عناد و دشمنی کفار و مشرکان و نیز درخواست های نامعقولی که از پیامبر داشتند از یک سو، و آیاتی که خداوند در مذمّت آنان نازل می کرد از سویی دیگر، عرصه را چنان بر آن حضرت تنگ می کرد که تحمل بار رسالت را ناممکن می نمود. در سوره هود به این فضای دشوار اشاره شده است: [ای رسول ما] مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده [درباره کافران به ملاحظاتی ] تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می گویند [اگر این مرد پیغمبر است ] چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست، دلتنگ شوی؛ که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.[8]

شیخ طوسی در تفسیر این آیه می نویسد: ضیق یا تنگی، به ناتوانی شی ء از تحمل چیزی که فراتر از اندازه ظرفیت آن است می گویند. پس اگر سینه انسان تنگ باشد و به ضیق صدر مبتلا شود، از تحمل آنچه که انسان های برخوردار از سعه صدر بر آن قادرند ناتوان خواهد بود.

وی در ادامه می نویسد:

سخنان مشرکان در انکار رسالت، بر پیامبر (ص) گران آمده و بر قلب آن حضرت سنگینی می کرد و لذا خداوند او را خطاب قرار داد و تسلی بخشید و تحریک نمود تا چیزی از آیات الهی را از ترس انکار عناد مشرکان مخفی ندارد و دل بزرگ دارد که رفتار و گفتار آنان در نزد پروردگار آشکار و خداوند بر سرپرستی همه چیز تواناست.[9] به هر حال، تنگی سینه یا ضیق صدر، از عوامل کمی صبر و شکیبایی است. علت تنگی سینه، حزن و اندوه شدید ناشی از ناملایمات است و آن نیز از احساس مسئولیت زیاد و دلبستگی شدید پدید می آید. لذا به نظر می رسد خداوند با تعابیری همچون إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللَّهُ عَلی کلِّ شَی ءٍ وَکیلٌ یا فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ و فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً خواسته است گستره مسئولیت آن حضرت را بیان کند، اراده خداوند را در هدایت بندگان خاطر نشان و امیدواری به رسیدن به آسانی پس از تحمل سختی را یاد آور شود تا تحمل دشمنی ها و کجروی های مشرکان را بر پیامبر (ص) آسان گرداند و او را از دل تنگی و ضیق صدر رهایی بخشد.

نتیجه آن که شکیبایی یکی از مهم ترین و کارآمدترین فضایل اخلاقی، کلید موفقیت انسان در امور مادی و معنوی، و نیز دنیوی و اخروی است. پس هر انسان خردمندی حتی اگر مؤمن هم نباشد، باید برای موفقیت دنیایی خویش، با برنامه ریزی، تعیین هدف و تلاش خردمندانه برای رسیدن به آن، در سختی ها شکیبا باشد تا تلخی سختی ها به شیرینی نیل به مقصود بینجامد و کام او را شیرین سازد؛ و آن که قلب خود را با نور ایمان منور ساخته نیز برای نیل به سعادت ابدی چاره ای جز شکیبایی در برابر دستورات شرعی و اخلاقی دین ندارد و تنها پس از هموار کردن رنج و سختی های اطاعت و بندگی، به گنج سعادت بی پایان اخروی نائل خواهد آمد چرا که:

نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.

پی نوشت ها

[1] انبیا: 37.

[2] ر. ک: عنکبوت: 53 و حج: 47.

[3] اسرا: 11: وَ یدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا.

[4] قلم: 48.

[5] ر. ک: انعام: 125: فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقاً؛ هر که را خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای اسلام می گشاید و هر کس را که بخواهد گمراه کند، سینه اش را تنگ و سخت می کند.

[6] شرح: 1- 8.

[7] نحل: 127: وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُک إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ لا تَک فِی ضَیقٍ مِمَّا یمْکرُونَ.

[8] هود: 12: فَلَعَلَّک تارِک بَعْضَ ما یوحی إِلَیک وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُک أَنْ یقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیهِ کنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَک إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللَّهُ عَلی کلِّ شَی ءٍ وَکیلٌ.

[9] ر. ک: التبیان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 456.


کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف