درد علی علیه السلام

دو شنبه 18 دی 1396 - 9:54:30
درد علی علیه السلام

از مطالعه تاریخ پر پیچ و خم و مملو از پستی و بلندی صدر اسلام، و وقایع بعد از ارتحال پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تا عصر خلافت حضرت امیر علیه السلام، به نکته ای اساسی خواهیم رسید، که بدون فهم دقیق آن، در مقابل سیلی از سئوالات بی جواب قرار خواهیم گرفت.

تهران- الکوثر:   پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آنگاه ظهور نمود که اعراب جاهلی انواع فجایع را بر خود هموار کرده بودند، جنگ و خونریزی به بهانه های واهی، ظلم و ستم به بی پناهان از هر دسته و قشری، فساد و فحشا، قتل و غارت و غرور و انانیت، در جزیرةالعرب به اوج خود رسیده بود.

حضرت با کوششی جانکاه به اصلاح امور همّت گماشت، برترین قوانین ادیان الهی را در فجیع ترین وضعیت اجتماعی جاری ساخت و اسلام را پایه گذاری کرد.

علی علیه السلام پرورش یافته مکتب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله بود، او در دامن حضرت پرورش یافته، و اوّلین مرد مؤمن به اسلام بود. بالاترین رشادتها را در جنگها از خود نشان داد، چون پیامبر سخت کوش، از هیچ کوششی برای ترویج دین، کوتاهی نکرد.

با ارتحال پیامبر صلی الله علیه و آله مسیر جامعه منحرف گشت، امیال و خواهشهای نفسانی و شیطانی که پس از بعثت پیامبر فروکش کرده بود، دوباره ظاهر شدند، مال و جاه، جایگاه قبلی خود را می خواست و دلها هم برای آن استعداد نشان می داد. میراث جاویدان دوران بعثت، اندک اندک ضعیف و ضعیفتر گشت. دست پرورده رسول خدا که آن همه رنج و زحمت پیامبر و خود را نمی توانست از یاد ببرد، هیچ وقت دگرگون نشد، و زندگی خود را نیاراست و زهد را زیور خود کرد و سکوت در گوشه منزل، برای حفظ زحمات پیامبر و دستآوردهای آن را تنها راه حل خود دید.

البته وقتی خلایق به ستوه آمده از وضعیت زمانه، به در خانه اش ریختند و او را امام خویش خواندند، او به حکم وظیفه بر مسند خلافت نشست. اکنون تاریخ منتظر بود که او چه خواهد کرد، آیا در حد توان مردم و مصلحت جامعه، به اصلاح امور خواهد پرداخت؟ یا چون دیگران به بیت المال مسلمین دست می یازد و خود و اقربای خویش را متنعم خواهد ساخت. اما حضرت نه سختی رنجهای پیامبر را فراموش می کرد و نه جای شمشیرهای مانده بر قامت خود را در احد و غیر آن. او برای هر دو کار آمادگی نداشت، وی روحیه آن دو را در خود نپرورانده بود، که اینک بکار گیرد.

او می خواست جامعه مثل زمانه پیامبر باشد، معنویت اوج گیرد، مال و جاه حبس گردد.. . و لذا او حاضر به مصلحت اندیشی پیرزنان بادیه، و سیاست پیشگان شهرها نبود.

ولی متأسفانه جامعه سخت دچار بحران شده بود، علایق مادی در جانها نفوذ کرده و با معنویات فرسنگها فاصله داشت. این جامعه هر چند از خلاء معنوی رنج می برد و همان باعث شد خلافت علی علیه السلام را بپذیرد، ولی در موقعیتی نبود که از مادیت تخلیه شود، او بدون تخلیه می خواست تحلیه گردد، او منتظر بود هم دنیا و هم آخرت را توأمان داشته باشد، او دیگر به خدای واحد نمی اندیشید، خدا را در کنار دنیا می خواست و.. .

و لذا هرگز حاضر به پذیرش رأی امام مفترض الطاعه خود نشد، و هر از گاهی در گوشه ای به بهانه ای عَلم مخالفت بپا کرده عده ای پیمان شکستند، گروهی از اطاعت سر باز زدند و برخی به طمع ریاست، راهی دیگر رفتند و همه او را تنهای تنها رها ساختند و جز عده ای معدود با او نماندند،

وَ هُمْ اقَلُّ الْقَلیل.

آری، علی، علی عصر پیامبر بود، او در کنار معنویت پیامبر آرامش داشت و برای این زمانه بسیار بسیار زیاد بود، و به همین خاطر در برابر ناسازگاری مردم، سر در چاه می کرد و خون دل می خورد.

حضرت خود خطاب به مردم درد دل خویش را چنین بیان کرده است:

لَوَدِدْتُ انّی لَمْ ارَکمْ وَ لَمْ اعْرِفْکمْ مَعْرِفَةً، وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ اعْقَبَتْ سَدَماً، قاتَلَکمُ اللَّهُ، لَقَدْ مَلَاءتُمْ قَلْبی قَیحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْری غَیظاً وَ جَرَّعْتُمُونی نُغَبَ التَّهْمامِ انْفاساً.[1]

[دوست داشتم که هرگز شما را نمی دیدم و نمی شناختم، شناختی که سرانجام مرا چنین ملول ساخت، خدا شما را بکشد که اینقدر خون به دل من کردید، و سینه مرا مملو از خشم ساختید و کاسه غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشاندید.]

پی نوشت

[1] نهج البلاغه، خطبه 27.


کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف