زهد و بی رغبتی به دنیا

دو شنبه 7 اسفند 1396 - 10:30:29
زهد و بی رغبتی به دنیا

زهد يعني بي رغبتي به دنيا و رغبت به خدا, در مقابل رغبت به دنيا و بي رغبتي به خدا. علت اين که اين دو در مقابل هم هستند عدم سازگاري آنها است. انسان خالي از رغبت نيست, اما نمي شود کسي هم به دنيا رغبت داشته باشد هم به خدا.

تهران- الکوثر:   زهد، در لغت، به معنای بی میلی و بی رغبتی، به طور مطلق است. یعنی در زبان عربی، به هر بی میلی، زهد گفته می شود. ولی در اصطلاح احادیث اسلامی، زهد به نوع خاصی از بی میلی اطلاق می شود و آن، بی میلی به اموری است که راه رشد و تکامل را بر انسان مسدود می کند و مانع شناخت حقایق می گردد، مانند بی میلی به ظلم.

بر اساس این تعریف، تقوا و زهد از یک ریشه اند. انسان در اوج تقوا به مرتبه زهد می رسد، یعنی تا وقتی میل به کارهای ناشایسته در او هست و با قدرت تقوا از آن کارها اجتناب می کند، متقی است، ولی زاهد نیست. با تداوم تقوا، انسان تدریجاً به جایی می رسد که میل به کارهای ناشایسته در او می میرد. امام علی علیه السلام در توصیف انسان کامل می فرماید: مِیتَةٌ شَهوَتُهُ[1] یعنی هوس در او مرده است.

باری، انسان در اوج تقوا به مرتبه زهد می رسد. بنا بر این، زهد بالاتر از تقوا است. در تقوا میل به انحراف هست، ولی انحراف نیست، اما در زهد نه میل به انحراف هست و نه انحراف. تقوا موجب روشنایی چراغ عقل و نیز قلب است و زهد روشنایی این چراغ را تقویت می کند و تداوم نور بصیرت را تضمین می نماید. در احادیث اسلامی زهد در کنار تقوا و به عنوان یکی از شرایط روشنایی چراغ بصیرت در کانون جان و پیدایش علم بدون تعلم در انسان مطرح شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرماید: مَن یرغَبُ فِی الدُّنیا فَطالَ فِیهَا أمَلُهُ، أعْمَی اللَّهُ قَلبَهُ عَلی قَدرِ رَغبَتِهِ فِیهَا. و مَن زَهِدَ فِیها فَقَصُرَ فِیها أمَلُهُ، أعطاهُ اللَّهُ عِلْمَاً بِغَیرِ تَعَلُّمٍ و هُدًی بِغَیرِ هِدایةٍ، فَأذهَبَ عَنهُ العَماءَ و جَعَلَهُ بَصِیراً.»[2] کسی که در دنیا رغبت کند و در نتیجه آرزویش در آن دراز شود، خداوند دلش را به اندازه رغبتش به دنیا کور کند. و کسی که نسبت به دنیا زهد ورزد و در نتیجه آرزویش در آن کوتاه شود، خداوند به او دانشی بدون آموختن و هدایتی بدون راهنما عطا کند و کوری را از او زایل گرداند و [دیده عقل] او را بینا کند.

در حدیث دیگری آمده است که روزی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: آیا کسی از شما هست که بخواهد خداوند، بدون آموختن به او علم عطا کند و بدون راهنما او را هدایت نماید؟ آیا در میان شما کسی هست بخواهد خداوند، کوردلی را از او زایل سازد و دیده عقل او را بینا گرداند؟ آگاه باشید! کسی که نسبت به دنیا زهد ورزد و آرزویش را در آن کوتاه نماید.

خداوند به او علمی بدون تعلم عطا کند و بی نیاز از هدایتگر هدایتش نماید.[3] امام علی علیه السلام درباره نقش زهد در شناخت می فرماید: مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنیا ولَم یجزَعْ مِن ذُلِّها، ولَم ینافِسْ فی عِزّها، هَداهُ اللَّهُ بِغَیرِ هِدایةٍ مِن مَخلُوقٍ، و عَلَّمَهُ بِغَیرِ تَعلِیمٍ، و أثبَتَ الحِکمَةَ فِی صَدرِهِ و أجراها عَلی لِسانِهِ.[4] کسی که به دنیا بی رغبت شود و از ذلتش بی تابی نکند و به عزتش میل ننماید، خداوند بدون راهنمایی آفریده ای هدایتش کند و بدون آموزش به او دانش دهد و حکمت را در دلش ثبت نماید و بر زبانش جاری سازد.

نقش زهد در تقویت دیده دل و شناخت حقایق هستی تا آن جاست که در بالاترین مراتب به گفته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انسان، فرشتگان الهی را می بیند و با آنها دست می دهد!

شخصی به نام سلام بن مستنیر نقل می کند که خدمت امام باقر علیه السلام بودم که حمران بن اعین به حضور امام رسیده، مسائلی چند از آن حضرت پرسید.

هنگامی که می خواست برخیزد و برود، از امام سؤال کرد که: چرا وقتی ما به خدمت شما می رسیم، مصاحبت با شما و سخنانتان چنان ما را تحت تأثیر قرار می دهد که دل هایمان نرم می شود و جان هایمان دنیا را فراموش می کند و ثروت هایی که در دست مردم ثروتمند است، نزد ما بی ارزش می شود، ولی همین که از خدمت شما بیرون می رویم و همدم مردم و تجار می شویم، به دنیا علاقه مند می گردیم؟ امام علیه السلام فرمود: این از ویژگی های دل است که در شرایطی سخت و در شرایطی نرم می گردد. سپس حضرت توضیح دادند که یاران پیامبر اسلام نیز نظیر این سؤال را از آن حضرت کردند و افزودند که: ای رسول خدا! می ترسیم که ما منافق باشیم! حضرت فرمود: چرا؟ گفتند: چون وقتی نزد شما هستیم، تذکر و ترغیب شما، ما را بیمناک می کند و دنیا را فراموش می کنیم و نسبت به دنیا چنان بی رغبت می گردیم که گویا آخرت و بهشت و دوزخ را مشاهده می کنیم، ولی همین که از خدمت شما می رویم و بوی فرزندان به مشام ما می رسد و خانواده را می بینیم، آن حالت به تدریج از ما زایل می گردد، تا آن جا که گویا چنان حالی نداشته ایم. آیا این نشانه نفاق است؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: نه، چنین نیست؛ این از گام های شیطان است که شما را به دنیا ترغیب می کند. به خدا سوگند، اگر حالتی را که خود را به آن وصف کردید، ادامه دهید، هر آینه فرشتگان با شما مصافحه خواهند کرد و بر آب راه خواهید رفت![5] در ابتدای دعای ندبه نیز به نقش زهد در تقویت دیده دل و شناخت های قلبی اشاره گردیده و از زهد به عنوان شرط هبوط فرشتگان بر اولیای خدا و برخورداری آنان از دانش های غیبی الهی، یاد شده است.[6]

پی نوشت ها

[1] نهج البلاغة: خطبه 193.

[2] تحف العقول: ص 60.

[3] حلیة الأولیاء: ج 8 ص 135.

[4] تحف العقول: ص 223.

[5] الكافى: ج 2 ص 423 ح 1.

[6] بعد أن شرطت عليهم الزهد ... فشرطوا لك ذلك، و علمت منهم الوفاء به، فقبلتهم ... وأهبطت عليهم ملائكتك، و كرمتهم بوحيك، و رفدتهم بعلمك (الاقبال: ج 1 ص 505).


از صفحه ندای نور الکوثر فارسی هم دیدن کنید

آموزش سوره های دیگر قرآن ویژه کودکان

برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف