داستان اسلام آوردن مادر امام زمان علیه السلام

پنج شنبه 2 فروردین 1397 - 16:18:22
داستان اسلام آوردن مادر امام زمان علیه السلام

داستان اسلام آوردن مادر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ، مهاجرت او از روم به بغداد به عنوان اسیر جنگی، و ازدواج وی با امام حسن عسکری علیه السّلام از زیباترین داستان هایی است که به طور معجزه گونه ای رخ داده است این داستان در چند روایت بیان گشته است.

تهران- الکوثر:  شیخ طوسی  در کتاب غیبت از بشر بن سلیمان نقل می کند: امام هادی(ع) نامه ای به زبان رومی نوشتند و مهر خویش را بر آن زد، ... امام هادی علیه السلام نشانی های نرجس خاتون را برای بشیر بن سلیمان بیان می کند ... تو در این موقع نزد فروشنده برو و بگو ...
بشیر بن سلیمان می‌گوید:«تمام آنچه را که مولایم امام هادی (ع) دستور داده بود ‚ مو به مو انجام دادم. وقتی نامه را به دست آن کنیز دادم، به شدت گریست و به عمر بن یزید گفت:«مرا به صاحب این نامه بفروش» 
بشیر بن سلیمان نقل می کند که با شگفتی به او گفتم:« ای بانو، تو که مولای مرا ندیده‌ای و او را نمی‌شناسی نامه‌ای را می‌بوسی که صاحبش را نمی شناسی؟»
آن بانو پاسخ داد::« اى عاجز و ناتوان از شناخت مقام اولاد پیامبران ، من مولایت را می‌شناسم!به او گفتم :«چگونه ممکن است که شما در روم باشید، و مولای من در سامرا و آن وقت ایشان را دیده باشید و بشناسید؟» بانو گفت : اگر مایلی خوب گوش کن و به گفتارم دل بسپار تا سرگذشت خود را برایت شرح دهم...
پس از آنکه حضرت محمد (ص) در خواب، مرا به ازدواج امام حسن عسکری (ع) در آورد، عشق و علاقه به ابو محمد لحظه به لحظه در دلم زیادتر می‌شد و خورد و خواب نداشتم. 
چهارده روز پس از آن در خواب دیدم که حضرت زهرا، به دامان فاطمه چنگ زدم و گریه‌کنان، از این که امام حسن عسکری (ع) از دیدار و ملاقات با من خودداری می کند، گِله و شکایت کردم.
حضرت فاطمه (س) فرمود:« تا وقتی بر دین مسیحیت هستی، فرزندم حسن_عسکری به دیدار تو نخواهد آمد. خواهرم، مریم، نیز از دین و مذهب تو تبری می جوید. اگر خواهان خشنودی خدا و حضرت عیسی (ع) هستی و شوق دیدار امام حسن عسکری علیه السلام را در دل داری، بگو: اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی محمداً رسول الله.» هنگامی که این شهادتین را بر زبان جاری کردم، حضرت فاطمه مرا در آغوش گرفت، به سینه چسباند، دلداری ام داد و فرمود:« اکنون منتظر دیدار فرزندم باش. من او را به سوی تو خواهم فرستاد.» ... [روایت طولانی است]
حضرت هادی (ع) فرموند: او (امام حسن عسکری) را میشناسی؟ عرض کرد :چگونه او را نمیشناسم و حال آنکه از شبی که به دست حضرت فاطمه زهرا (س) مسلمان شده ام شبی نیست که او به دیدن من نیاید.
حضرت امام هادی (ع) به حضرت حکیمه فرمودند : خواهرم او را به خانه خود ببر و مسائل و احکام اسلام را به او تعلیم ده. او همسر فرزندم حسن (ع) و مادرقائم آل محمد(ص) است.

توضیح روایت:
در روایت مذکور، در پنج مورد، به صراحت از اسلام آوردن حضرت نرجس_خاتون یاد شده است:
1_ حضرت_زهرا (س)، ایشان را در روم، و در رویا، به اسلام دعوت کردند و ایشان پذیرفتند.
2_ حضرت هادی (ع)، پس از مشاهده ایشان، درباره عزت اسلام و ذلت نصرانیت سوال کردند.
3_ حضرت نرجس خاتون، صراحتا اسلام آوردن خود را تاکید می کنند.
4_ حضرت هادی علیه السلام ایشان را به آموزش احکام اسلام امر می کنند.
5_ حضرت هادی (ع) ایشان را به عقد امام حسن عسکری (ع) در می آورند. و پر واضح است که عقد دائم تنها بین مسلمان جایز است و با غیر مسلمان عقد دائم صحیح نیست.

بنابراین:
اسلام آوردن حضرت نرجس خاتون، جای هیچگونه شک و تردیدی ندارد و اهل_سنت متعصب، بدون هیچگونه تحقیقی درباره مذهب تشیع، اقدام به نقد آن می کنند. که این نشات گرفته از تعصب آنان است.

پی نوشت:
[1] . الغيبة (للطوسي): كتاب الغيبة للحجة، النص، ص:208.


از صفحه ندای نور الکوثر فارسی هم دیدن کنید

آموزش سوره های دیگر قرآن ویژه کودکان

برای عضویت در کانال تلگرامی الکوثرفارسی اینجا کلیک کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف