معادلات شرق سوریه، چگونه عربستان را در یمن به زانو درمی‌آورد؟

پنج شنبه 16 فروردین 1397 - 22:4:33
معادلات شرق سوریه، چگونه عربستان را در یمن به زانو درمی‌آورد؟

تحولات جاری در دو پرونده یمن و سوریه و الزامات منطقه‌ای نشات گرفته از آن، گزینه‌های جدیدی را روی میز عربستان سعودی مطرح کرده که اگرچه خوشایند ریاض نیست، اما چاره‌ای جز تن دادن و پذیرش آنها ندارد.

تهران- الکوثر: عربستان سعودی درحالی چند سالی است که بی‌محابا درگیر بحران‌های منطقه‌ای از جمله در سوریه و یمن شده که هم اکنون موازنات بین المللی و منافع بازیگران قدرتمند، سعودی‌ها را وادار به ورودی از نوعی دیگر در این بحران‌ها کرده، ورودی که به هیچ وجه نمی‌تواند، خوشایند سعودی‌ها باشد.

پایگاه خبری «اوقات الشام» در یادداشتی به قلم «أنس وهیب الکردی»، از تحلیلگران مسائل سیاسی منطقه به جدیدترین تحولات جاری در دو پرونده سوریه و یمن و نقشی که سعودی‌ها برخلاف اهداف و منافع خود ملزم به ایفای آن در این دو بحران هستند، می‌پردازد.

یمن و  از سرگیری دور جدید مذاکرات

«به نظر می‌‌رسد، یمن در آستانه دور جدیدی از مذاکرات است که تحولات منطقه‌ای، آن را بر این کشور تحمیل کرده، به همین دلیل تغییراتی که در مذاکرات آینده شاهد آن خواهیم بود، خارج از چارچوب‌های منطقه‌ای نخواهد بود.

سرانجام عربستان دریافت که دو عملیات "طوفان قاطع" و "بازگرداندن امید" در یمن آب در هاون کوفتن است و مواضع آمریکا و ترکیه جهت حفظ منافع ریاض در منطقه "هلال بارور" مواضع ثابت و پایداری نیست که بتواند به آنها استناد کند؛ مواضعی که بعد از به قدرت رسیدن رسیدن سلمان بن عبدالعزیز در سال 2015 میلادی برسر آنها با آنکارا به توافق رسیده بود و مشخصا تبادل حمایت‌ها و تقسیم کارکردهای منطقه‌ای بین دو کشور را شامل می‌شد.

به موجب این توافقات مقرر شده بود، عربستان برای "بازگرداندن مشروعیت" (بازگرداندن رئیس مستعفی به قدرت)، یمن را آماج حملات خود کند و دولت "انصارالله" را سرنگون نماید، درحالی که در مقابل، ترکیه متعهد شده بود، ائتلاف جدیدی از گروه‌های مسلح در سوریه به نام "جیش الفتح" تشکیل دهد؛ گروهی که با حمله به ادلب آن را تصرف کرد و روس‌ها را وادار به ورود نظامی در بحران سوریه کرد.

ورود روس‌ها به عرصه بحران اگرچه در آن مقطع زمانی تحکیم و تقویت توافقات عربستان و ترکیه را به دنبال داشت، اما موجبات نگرانی آنها از رویکرد "باراک اوباما"، رئیس جمهوری سابق آمریکا در خاورمیانه را نیز فراهم آورد که بر شکست داعش و دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران متمرکز بود.

ترامپ معادلات سعودی‌ها را برهم می‌زند

با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری و پیوستن آنکارا به روند مذاکرات «آستانه» (پایتخت قزاقستان)، توافقاتی که عربستان و ترکیه را به هم نزدیک کرده بود، به حال تعلیق درآمد.

با تعلیق توافقات، ریاض از یک‌سو، مخالفت خود را با مذاکرات آستانه و از سوی دیگر، موافقت خود را با ابتکار عمل قاهره و امان اعلام کرد که ترتیب اوضاع در جنوب سوریه و شهر «دوما» را در برمی‌گرفت و به موجب آن سعودی‌ها تصمیم گرفتند، سیاست‌های گذشته‌اشان در دشمنی با ترکیه، قطر و اخوان المسلمین را از سر گرفته و به پشت‌ گرمی ترامپ دوحه را به گلوله ببندند تا در ادامه ضمن تبعیت از رویکرد جدید و ویژه آمریکا در شرق سوریه، حمایت همه جانبه از آن را نیز اعلام کنند.

اما این پایان کار نبود، بلکه پشت پرده به حمایت از مسعود بارزانی رئیس منطقه کردستان عراق  که سودای تعیین سرنوشت کردستان و همچنین گروه مسلح موسوم "قوات سوریة الدیمقراطیة – قسد" (نیروهای دموکراتیک سوریه) به رهبری "یگان‌های مدافع خلق" کُردهای سوریه را در سر می‌پروراند، برخاستند.

به این ترتیب سعودی‌ها نشان دادند، قبل از مصر و امارات، رسیدگی به حساب مناسبات خود با ترکیه را آغاز کرده‌اند که زمانی تامین کننده منافع سعودی‌ها در منطقه "هلال بارور" بود،اما خیلی زود با نادیده گرفتن این منافع، آن را قربانی بهبود روابط خود با دو شریکش در روند مذاکرات آستانه یعنی روسیه و ایران نمود.

وقتی ترامپ عربستان را در سوریه سر برید

تاوان اختلافات ترامپ با روسیه، ایران و ترکیه را عربستان سعودی در سوریه با قربانی کردن منافعش پرداخت کرد، البته ریاض عملا در این اختلافات بی‌نقش هم نبود. لذا بی‌صبرانه به انتظار حمله سراسری ترامپ علیه نفوذ ایران در منطقه هلال بارور نشست تا مهمترین نقش را در این تقابل ایفا کند و آن تلاش برای ضربه زدن به توافق هسته‌ای (برجام) بود.

درحالی که سعودی‌ها پس از برکناری "هاموند ریموند مک مستر" و "رکس تیلرسون" از مناصب خود (مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه)، تظاهر به تدارک برای هجوم نظامی می‌کردند، ترامپ با سخنان خود درباره عقب‌نشینی "بسیار نزدیک" از سوریه آنها را غافلگیر کرد تا گزینه تنها ماندن در میدان بدون حمایت واشنگتن نیز روی میز سعودی‌ها مطرح باشد.

بی‌شک محمد بن سلمان ولی‌عهد عربستان تمام تلاش خود را به کار برده تا ترامپ را به خطرات عقب‌نشینی آمریکا از سوریه و پیامدهای آن بر نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و موازنه قوای منطقه‌ای آگاه و قانع کند. تلاش‌هایی که باید آنها را بی‌نتیجه خواند، چون هنوز بن سلمان از کاخ سفید خارج نشده بود که ترامپ در ادامه سریال غافلگیری‌هایش، بار دیگر ولی‌عهد سعودی را شوکه کرد.

الزاماتی که تحولات منطقه بر ریاض تحمیل می‌کند

حال که مناسبات سعودی‌ها با ترکیه رو به وخامت گذاشته، آنها مجبور هستند، به دنبال یافتن راه‌ حلی باشند که از درگیر شدن بیش از پیش آنها در تراژدی یمن بکاهد و به آنها امکان دهد، در سرمایه‌گذاری منابع خود در منطقه هلال بارور که آتش جنگ در آن رو به خاموشی است، بازنگری کنند، چراکه به خوبی می‌دانند، با خاموش شدن آتش جنگ، منطقه شاهد شکل‌گیزی توازن‌های جدیدی خواهد بود.

در این بین در حالی که سعودی‌ها خود را مجبور می‌بینند، برای حفظ نفوذ خود در شرق سوریه به دامان قدرت‌های اروپایی روی آورند، این کشورها پاسخ ریاض را با مطالبه سوق یافتن بیش از پیش به یافتن راه حلی سیاسی جهت پایان دادن به جنگ جاری در یمن خواهند داد که به احتمال قریب به یقین نارضایتی سعودی‌ها از شرکای جدید را به دنبال خواهد داشت.

اختلافات عمیق عربستان و اروپا طی دو سال گذشته، مناسبات آنها را هم تحت الشعاع قرار داده و چه بسا مهمترین اختلاف، اعتراض سعودی‌ها به اروپایی‌ها در گشودن درهایشان به روی تهران باشد.

تلاش‌ امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه برای قانع کردن عربستان جهت به رسمیت شناختن جنبش انصارالله یمن و همکاری با ایران جهت برقرای صلح و ثبات در یمن که تماما با شکست مواجه شدند، یکی دیگر از نقاط اختلاف سعودی‌ها و اروپایی‌هاست.

همچنین درحالی که کشورهای اروپایی با تمام قدرت تلاش می‌کنند، مانع لغو توافق هسته‌ای توسط ترامپ شوند که کشورهای اروپایی را یکی از ارکان برقراری امنیت در خاورمیانه می‌داند، سعودی‌ها در واشنگتن سعی می‌کنند، ترامپ را به این امر تشویق کنند.

نکته قابل توجه اینکه کشورهای اروپایی به رهبری فرانسه، همان‌هایی بودند که اواخر پاییز 2017 با تلاش عربستان جهت متزلزل کردن ثبات و استقرار لبنان از طریق اعلام استعفای سعد الحریری از سمت خود از تریبون ریاض مقابله کردند.

زنگ خطر سوریه، آیا سعودی‌ها را هوشیار می‌کند؟

به نظر می‌رسد، سعودی‌ها پس از اطلاع از وضعیت خطرناک خود در سوریه، به ویژه بعد از اینکه گروه‌های مورد حمایتشان [مثل جیش الاسلام]، مناطق تحت تصرف خود در اطراف دمشق را از دست دادند و از اقدام ایران و روسیه، در هدف‌گیری ثبات و استقرار شرق و شمال سوریه که خروج آمریکا از این مناطق را تسریع خواهد کرد، به وحشت افتادند، خود را مجبور به از سرگیری مذاکرات سیاسی در یمن دیدند، آن هم با پیشنهاداتی جدید که عموما مشارکت انصارالله در دولت آینده این کشور را دربر خواهد گرفت.

موافقت عربستان با دستیابی به راه حلی سیاسی برای بحران یمن و موافقت ضمنی با مشارکت انصارالله در ترکیب دولت آینده صنعا را باید مرهون تدارکات و آمادگی‌های گسترده درحال انجام جهت تعیین سرنوشت سوریه دانست».


اخبار سوریه را اینجا پیگیری کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف