دعای پیامبر (ص) در وداع ماه رمضان

چهار شنبه 23 خرداد 1397 - 8:55:44
 دعای پیامبر (ص) در وداع ماه رمضان

در اقبال الاعمال به دعاهای مخصوص شب سی ام ماه رمضان و اولین دعای وداع ماه رمضان اشاره شده است .

تهران- الکوثر:   دعای پیامبر (ص) در وداع جمعه آخر ماه رمضان (اقبال الاعمال):

الجزء الأول؛ أبواب أحكام شهر رمضان؛ الباب الرابع و الثلاثين فيما نذكره من زيادات و دعوات في آخر ليلة منه‏

جلد اول، باب های احکام ماه رمضان؛ باب سی و چهارم- اعمال و دعاهای مخصوص شب سی ام ماه رمضان، اولین دعای وداع ماه رمضان:

و من ذلك ما يتعلق بوداع شهر رمضان فنقول إن سأل سائل فقال ما معنى الوداع لشهر رمضان و ليس هو من الحيوان الذي يخاطب أو يعقل ما يقال له باللسان فاعلم أن عادة ذوي العقول قبل الرسول و مع الرسول و بعد الرسول ص يخاطبون الديار و الأوطان و الشباب و أوقات الصفاء و الأمان و الإحسان ببيان المقال و هو محادثة لها بلسان الحال فلما جاء أدب الإسلام أمضى ما شهدت بجوازه من ذلك أحكام العقول و الأفهام و نطق به مقدس القرآن المجيد فقال جل جلاله‏ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ فأخبر أن جهنم رد الجواب بالمقال و هو إشارة إلى لسان الحال و ذكر كثيرا في القرآن الشريف و في كلام النبي و الأئمة ص و كلام أهل التعريف فلا يحتاج ذوو الألباب إلى الإطالة في الجواب فلما كان شهر رمضان قد صاحبه ذوو العناية به من أهل الإسلام و الإيمان أفضل لهم من صحبة الديار و المنازل و أنفع من الأهل و أرفع من الأعيان و الأمثال اقتضت دواعي لسان الحال أن يودع عند الفراق و الانفصال ذكر ما نورده من طبقات أهل الوداع لشهر الصيام فنقول اعلم أن الوداع لشهر رمضان يحتاج إلى زيادة بيان و الناس فيه على طبقات طبقة منهم كانوا في شهر رمضان على مراد الله جل جلاله و آدابه فيه في السر و الإعلان فهؤلاء يودعون شهر الصيام وداع من صاحب الصفاء و الوفاء و حفظ الذمام كما تضمنه وداع مولانا زين العابدين ص و طبقة منهم صاحبوا شهر رمضان تارة يكونون معه على مراد الله جل جلاله في بعض الأزمان و تارة يفارقون شروطه بالغفلة أو بالعصيان فهؤلاء إن اتفق خروج شهر رمضان و هم مفارقون له في الآداب و الاصطحاب فالمفارقون لا يودعون و لا هم يجتمعون و إنما الوداع لمن كان موفقا [مرافقا] و موافقا في مقتضى العقول و الألباب و إن اتفق خروج شهر رمضان و هم في حال حسن صحبته فلهم أن يودعوه على قدر ما عاملوه في حفظ حرمته و أن يستغفروا و يندموا على ما فرطوا فيه من إضاعة شروط الصحبة و الوفاء و يبالغوا عند الوداع في التلهف و التأسف كيف عاملوه بوقت من الأوقات بالجفاء و طبقة ما كانوا في شهر رمضان مصاحبين له بالقلوب بل كان فيهم من هو كاره لشهر الصيام لأنه كان يقطعهم من عادتهم في التهوين و مراقبة علام الغيوب فهؤلاء ما كانوا مع شهر رمضان حتى يودعوه عند الانفصال و لا أحسنوا المجاورة له لما نزل بالقرب من دارهم و تكرهوا به و استقبلوه بسوء اختيارهم فلا معنى لوداعهم له عند انفصاله و لا يلتفت إلى ما تضمنه لفظ وداعهم و سوء مقالهم أقول فلا تكن أيها الإنسان ممن نزل به ضيف غني عنه و ما نزل به ضيف منذ سنة أشرف منه و قد حضره للإنعام عليه و حمل إليه معه تحف السعادات و شرف العنايات و ما لا يبلغه وصف المقال من الآمال و الإقبال فأساء مجاورة هذا الضيف الكريم و جفاه و هون به و عامل معه معاملة المضيف اللئيم فانصرف [الضيف‏] الكريم ذاما لضيافته و بقي الذي نزل به في فضيحة تقصيره و سوء مجاورته أو في عار تأسفه و ندامته فكن إما محسنا في الضيافة و المعرفة بحقوق ما وصل به هذا الضيف من السعادة و الرحمة و الرأفة و الأمن من المخافة أو كن لا له و لا عليه فلا تصاحبه بالكراهة و سوء الأدب عليه و إنما تهلك بأعمالك السخيفة نفسك الضعيفة و تشهرها بالفضائح و النقصان في ديوان الملوك و الأعيان الذين ظفروا بالأمان و الرضوان أقول و اعلم أن وقت الوداع لشهر الصيام رويناه عن أحد الأئمة ع من كتاب فيه مسائل جماعة من أعيان الأصحاب و قد وقع ع بعد كل مسألة بالجواب و هذا لفظ ما وجدناه من وداع شهر رمضان متى يكون فقد اختلف أصحابنا فقال بعضهم [فبعضهم قال‏] هو في آخر ليلة منه و بعضهم قال هو في آخر يوم منه إذا رأي هلال شوال الجواب العمل في عمل شهر رمضان في لياليه و الوداع يقع في آخر ليلة منه فإن خاف أن ينقص الشهر جعله في ليلتين قلت هذا لفظ ما رأيناه و رويناه فاجتهد في وقت الوداع على إصلاح السريرة فالإنسان على نفسه بصيرة و تخير لوقت وداع الفضل الذي كان في شهر رمضان أصلح أوقاتك في حسن صحبته و جميل ضيافته و معاملته من آخر ليلة منه كما رويناه فإن فاتك الوداع في آخر ليلة ففي أواخر نهار المفارقة له و الانفصال عنه فمتى وجدت في تلك الليلة أو ذلك اليوم نفسك على حال صالحة في صحبة شهر رمضان فودعه في ذلك الأوان وداع أهل الصفاء و الوفاء الذين يعرفون حق الضيف العظيم الإحسان و اقض من حق التأسف على مفارقته و بعده بقدر ما فاتك من شرف ضيافته و فوائد رفده و أطلق من ذخائر دموع الوداع ما جرت به عوائد الأحبة إذا تفرقوا بعد الاجتماع و قل‏

نكته‌اى درباره‌ى وداع با ماه رمضان؛ اگر كسى بپرسد و بگويد: معناى خداحافظى با ماه رمضان، با اين‌كه ماه رمضان جان‌دار نيست تا مورد خطاب قرار گيرد و سخنانى را كه انسان به او مى‌گويد دريابد، چيست؟ مى‌گوييم: عاقلان پيش از پيامبر-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-در زمان او و بعد از او عادت داشته‌اند كه سرزمين و وطن و جوانى و اوقات يكرنگى و امنيّت و نيكى را با گفتار مورد خطاب قرار داده و با زبان حال با آن‌ها سخن بگويند.

زمانى هم كه ادب اسلامى ظهور كرد، آنچه را كه عقل و فهم انسان‌ها بدان حكم مى‌كرد و گواهى به جواز آن مى‌داد، امضا كرد و قرآن مقدس و مجيد نيز بر اين اساس سخن گفت، آنجا كه خداوند-عزّ و جلّ-مى‌فرمايد: آن روز كه به جهنّم مى‌گوييم: آيا پر شدى و جهنّم پاسخ مى‌دهد: آيا باز هم هست؟ چنان‌كه ملاحظه مى‌فرماييد قرآن شريف بيان مى‌كند كه جهنّم به سخن درآمد و معناى آن اين است كه با زبان حال آن‌گونه پاسخ داد و امثال اين در قرآن شريف و مجيد و در كلام پيامبر اكرم و ائمّه-درودها و سلام خدا بر او و آنان-دو گفتار اهل معرفت، فراوان است و براى افراد خردمند نيازى به اطاله‌ى پاسخ نيست.

بر اين اساس، اعتناكنندگان به ماه رمضان از ميان مسلمانان و مؤمنان نيز كه بهتر از مصاحبت با سرزمين‌ها و منزلگاه‌ها با ماه رمضان همدم گشته و بيشتر از بهره‌مندى از بستگان، از آن بهره برده شده‌اند و ماه رمضان در نظر آنان بالاتر از املاك و آثار است. زبان حال، آنان را واداشته كه هنگام فراق و جدايى ماه رمضان، با آن خداحافظى كنند. اما گروه های وداع کننده با ماه صیام، خداحافظى از ماه رمضان نياز به توضيح بيشتر دارد، زيرا افرادى كه از آن خداحافظى مى‌كنند، چندين دسته‌اند: گروهى در ماه رمضان در پى تحصيل خواست خدا و رعايت آداب اين ماه در نهان و آشكار بوده‌اند.

اينان ماه صيام را مانند كسانى وداع مى‌كنند كه با يكرنگى و وفا و حفظ پيمان‌ها با آن مصاحبت كرده‌اند، همان گونه كه دعاى وداع مولايمان امام زين العابدين-عليه أفضل السّلام-با ماه رمضان گوياى آن است. و گروهى ديگر گاه براساس خواست خدا با ماه رمضان مصاحبت كرده‌اند و گاه با غفلت يا عصيان از شروط اين ماه فاصله گرفته‌اند. اين گروه اگر در هنگام سپرى شدن ماه رمضان، از رعايت آداب و مصاحبت با آن جدايى گرفته باشند، خداحافظى كردن از ماه رمضان براى آنان سزاوار نيست؛ زيرا هيچ‌گاه افراد جدا از هم، از يكديگر خداحافظى نمى‌كنند، بلكه از ديدگاه عقل و خرد از كسى بايد خداحافظى كرد كه با انسان همدم و موافق است؛ ولى اگر ماه رمضان در حالى سپرى شود كه با نيكى با آن مصاحبت مى‌كردند، شايسته است به همان اندازه كه حرمت آن را پاس مى‌داشتند با آن وداع نمايند و افزون بر آن، از خدا طلب آمرزش نموده و از عدم رعايت و كوتاهى خود در شروط مصاحبت و وفا با ماه رمضان پشيمان گردند و هنگام وداع از اين‌كه گاه گاهى با جفا با آن رفتار كرده‌اند، در حسرت و دريغ خوردن بر آن بسيار بكوشند.

و گروهى ديگر با دل با ماه رمضان همدمى نكرده‌اند، بلكه برخى از آنان با ناخوشايندى با آن همراهى كرده‌اند، زيرا ماه رمضان آنان را از عادت خود يعنى سبك شمردن مراقبه‌ى خداوند داناى غيب، بازمى‌داشت. اينان در واقع در ماه رمضان نبوده‌اند تا هنگام جدايى با آن وداع كنند و آن‌گاه كه ماه رمضان به نزديك سراى آنان فرود آمده بود به خوبى با آن همسايه‌دارى نكرده‌اند، بلكه از آن بدشان آمده و به اختيار خود، به صورت بد از آن استقبال كرده‌اند. بنابراين، معنايى براى خداحافظى از ماه رمضان براى آنان وجود ندارد و اصلا به خداحافظى و سخنان بد آنان توجه نمى‌شود.

بنابراين، اى انسان مبادا مانند كسى باشى كه ميهمان بى‌نيازى بر او وارد شود، ميهمان بزرگى كه از يك سال پيش چنين ميهمان بزرگى بر او وارد نشده و فقط براى انعام و بخشش به ميهمانى او آمده و همراه با خود، تحفه‌هاى نيكبختى و عنايات بزرگ و برآوردن خواسته‌ها و توجه‌هايى را كه به توصيف و گفتار درنمى‌آيد، آورده باشد و آن شخص بااين‌حال، با آن ميهمان بزرگوار، بد همسايگى نموده و به او جفا كرده و او را سبك بشمارد و مانند يك ميهمان فرومايه با او رفتار كند و در نتيجه آن ميهمان بزرگوار با سرزنش از او جدا شده و آن شخص در رسوايى كوتاهى و بد همسايگى يا در ننگ تأسف و ندامت درماند. بنابراين، در ميهمانى و شناخت حقوق اين ميهمان كه نيكبختى و رحمت و مهربانى و ايمنى از بيم‌ها را با خود به همراه آورده، يا نيكوكار باش و يا دست‌كم نه به نفع او و نه بر ضرر او.

پس با ناخوشايندى و بى‌ادبى با آن مصاحبت مكن؛ چرا كه با اعمال پست خود، نفس ضعيف خود را هلاك نموده و در ديوان پادشاهان و بزرگانى كه به ايمنى و خشنودى الهى دست يافته‌اند، خود را به رسوايى و كاستى مشهور مى‌كنى. زمان وداع با ماه صیام: در نامه‌اى كه پرسش‌هاى گروهى از راويان بزرگ مطرح شده و يكى از ائمه-بهترين سلام‌ها بر آنان-بعد از هر مسأله پاسخ را نگاشته، آمده است: «پرسيده شده بود كه زمان وداع با ماه رمضان چه وقت است، زيرا اصحاب ما در اين‌باره اختلاف نظر دارند؛ برخى گفته‌اند: در آخرين شب ماه رمضان و برخى ديگر گفته‌اند: در آخرين روز ماه رمضان، آن هنگام كه هلال ماه شوّال ديده مى‌شود. پاسخ: اعمال ماه رمضان در شب‌هاى آن است و وداع نيز در آخرين شب است و اگر كسى بيم آن را داشت كه ماه كمتر از  ٣٠  روز باشد، در دو شب وداع كند.»

اين عين عبارت روايت بود كه ما بدان دسته يافته و نقل كرديم. بنابراين، هنگام وداع با ماه رمضان در اصلاح باطن خود بكوش، زيرا انسان به حال خود بينا است و براى وداع با فضيلتى كه در ماه رمضان بود، شايسته‌ترين اوقات خود در مصاحبت با آن و نيكوترين ضيافت و رفتار خود از آخرين شب آن را برگزين، چنان‌كه در روايت گذشته آمده بود و اگر در آخرين شب ميسّر نشد، در اواخر آخرين روز مفارقت و جدايى از ماه رمضان، با آن خداحافظى كن. بر اين پايه، هرگاه در آخرين شب يا روز، حالت خوبى در مصاحبت با ماه رمضان داشتى، در همان وقت-همانند وداع با دوستان صميمى و باوفا كه حق ميهمان بسيار نيكوكار را مى‌شناسند-با آن وداع كن و به همان اندازه كه از شرف ضيافت و فوايد پاداش آن از دستت رفته، حق تأسف بر مفارقت و دورى آن را قضا كن و به رسم دوستان آن‌گاه كه بعد از گردآمدن از يكديگر جدا مى‌شوند، گنجينه‌ى اشك‌هاى خود را بگشا و سرشك بريز.

مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُحَمَّدٍ الدُّورْيَسْتِيُّ فِي كِتَابِ الْحُسْنَى بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ‏

نخست دعايى را كه «جابر بن عبد اللّه انصارى» نقل مى‌كند، بخوان كه مى‌گويد: 

دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمَّا أَبْصَرَنِي [بَصُرَ بِي‏] قَالَ لِي يَا جَابِرُ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَوَدِّعْهُ وَ قُلْ

درآخرين جمعه‌ى ماه رمضان به خدمت رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-رسيدم. وقتى چشم مباركش به من افتاد، فرمود: اى جابر، اين آخرين جمعه‌ى ماه رمضان است، پس با آن وداع كن و بگو:

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيَامِنَا إِيَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِي مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِي مَحْرُوماً

خداوندا، اين ماه رمضان را آخرين ماه روزه‌دارى ما قرار مده و اگر قرار دادى، ما را مشمول رحمت خود قرار ده، نه نوميد و محروم از آن

فَإِنَّهُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ ظَفِرَ بِإِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ إِمَّا بِبُلُوغِ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ قَابِلٍ وَ إِمَّا بِغُفْرَانِ اللَّهِ وَ رَحْمَتِه‏

زيرا هركس اين دعا را بخواند، به يكى از دو نيكى دست مى‌يابد، يا ماه رمضان سال آينده را درك مى‌كند و يا به آمرزش و رحمت الهى مى‌رسد.


صفحه ویژه ماه رمضان

از صفحه دین و زندگی الکوثر فارسی دیدن کنید

از صفحه ندای نور الکوثر فارسی هم دیدن کنید

آموزش سوره های قرآن ویژه کودکان

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف