ماجرای شفا یافتن امام حسن و امام حسین (ع)

پنج شنبه 15 شهریور 1397 - 13:1:41
ماجرای شفا یافتن امام حسن و امام حسین (ع)

سوره‌ای که در ۲۵ ذی الحجه در شأن امیرالمومنین (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است.

تهران- الکوثر: در ۲۵ ذی الحجه سوره هل اتی (سوره انسان) در شأن امیرالمومنین (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شد و این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین، یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل گردید.

امام حسن و امام حسین (ع) در کودکی بیمار شدند و رسول خدا (ص) همراه دو نفر از اصحاب از آن‌ها عیادت کرد. یکی از اصحاب به امام علی علیه السلام عرض کرد: چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می‌کردی.

حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم، فاطمه نیز چنین گفت. حسن و حسین (ع) هم گفتند: ما نیز سه روز روزه می‌گیریم. فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.

چندی نگذشت که امام حسن و امام حسین (ع) شفا یافتند، همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.

امام علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشم‌باف بود و شمعون نام داشت رفت و فرمود: «آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟»
شمعون گفت: بله؛ و به او کمی پشم داد.
حضرت فاطمه (ع) یک‌سوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.

امام علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می‌خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت‌های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.

فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه (س) یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت: السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت‌های بهشتی اطعام کند. همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.

فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می‌کنید و به بند می‌کشید، اما به ما غذا نمی‌دهید؟ آن شب نیز همه نان‌های خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.

فردای آن روز علی، حسن و حسین را نزد رسول خدا برد. آن‌ها از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می‌لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود: «ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می‌کند. نزد دخترم فاطمه برویم.» نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.

پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: «به خدا پناه می‌برم. شما سه روز است که گرسنه‌اید!»
جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.» پیامبر فرمود: چیست؟

جبرئیل آیات آغازین سوره‌ی «هل اتی» را قرائت کرد تا رسید به آیه «إِنَّ هَٰذَا کَانَ لَکُمْ جَزَاءً وَکَانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُورًا»
این بهشت به حقیقت پاداش (اعمال) شماست و سعی و اشتیاقتان (در راه طاعت حق) مشکور و مقبول است.

درس‌هایی که می‌توان از این جریان گرفت:

الف: اخلاص

علت آن‌که حضرت حق یک سوره را در شأن اهل بیت علیهم السلام نازل می‌فرماید به برکت اخلاص آن بزرگواران است. آن هم مرتبه والایی از اخلاص که فقط رضایت خدا را مد نظر و مقصد و منظوری جز او نداشتند؛ لذا خداوند با ذکر کلمات «عَلى حُبِّهِ» و «لِوَجْهِ اللَّهِ» در سوره انسان به این امر اشاره می‌فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لانُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً [انسان/۸-۹]و هم بر دوستى او (یعنى خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام مى‌دهند. (و گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى طلبیم.»

ب: ایثار

آن عزیزان با وجود روزه دار بودن، تحمل گرسنگی، تشنگی و نیاز به غذا خصوصا در روز‌های دوم و سوم، اما در عین حال دیگران را بر خود ترجیح دادند. «ویُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [حشر/۹]آنان را بر خود ترجیح مى دهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدى باشد» و این کار حکایت از قدرت و عظمت بالای روحی آنان دارد که در عین احتیاج به غذا در آن شرایط بحرانی، چنین ایثاری را انجام دادند.

خداوند با ذکر کلمات «عَلى حُبِّهِ» و «لِوَجْهِ اللَّهِ» در سوره انسان به این امر اشاره می‌فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً [انسان/۸-۹]و هم بر دوستى او (یعنى خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام مى‌دهند. (و گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‌طلبیم».

ج: انفاق
انفاق آن زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که متعلق آن، مورد علاقه انسان باشد و به تعبیر قرآن کریم: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ [آل عمران/۹۲]هرگز به [حقیقتِ]نیکى [به طور کامل]نمى رسید تا از آن چه دوست دارید انفاق کنید و آن چه از هر چیزى انفاق مى‌کنید یقیناً خدا به آن داناست» و مصداق بارز این نوع انفاق را می‌توان در این جریان به خوبی مشاهده کرد؛ بنابراین آن چه که مهم است کیفیت عمل است «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا [هود/۷]تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید» نه کمیت و زیادتی عمل. در جریان مذکور اگر چه آن غذا‌ها از حیث کمیت و مقدار قابل توجه نبود، ولی چون با ارزش‌های عالی اخلاقی اخلاص، ایثار، انفاق مقرون شده بود، سبب نزول یک سوره در شأن اهل بیت (ع) شد.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف