هدف عالی قیام امام حسین (ع) از زبان خود امام علیه السلام

سه شنبه 10 مهر 1397 - 9:1:42
هدف عالی قیام امام حسین (ع)  از زبان خود امام علیه السلام

در نخستین روزهایى كه امام حسین علیه السلام در مدینه، براى بیعت جهت یزید، در فشار بود، در پاسخ ولید كه پیشنهاد بیعت با یزید را مطرح كرد، فرمود: اینك كه مسلمانان به فرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند، باید فاتحه اسلام را خواند.

تهران- الکوثر:  قیام مقدس و پرشكوه امام حسین علیه السلام ریشه در انحراف‌هاى بنیادى و اساسى در جامعه اسلامى داشت. این انحراف‌ها زائیده انحراف حكومت اسلامى از مسیر اصلى خودبه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى. به گواهى اسناد تاریخى، سران این حزب هیچ اعتقادى به اسلام و اصول آن نداشتند.[1] و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را، جلوه‌اى از پیروزى تیره بنى‌هاشم بر تیره بنى‌امیه، در جریان كشمكش قبیلگى در درون طایفه بزرگ قریش مى دانستند.[2] و با یك حركت خزنده، به تدریج در پوشش اسلام به مناصب كلیدى دست یافتند و سرانجام از سال چهلم هجرى، حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حكومت معاویه، و به دنبال مرگ وى، پسرش یزید به قدرت رسید كه اوج انحراف بنیادى، و جلوه اى آشكار از ظهور «جاهلیت نو» در پوشش ظاهرى اسلام بود.[3] امام حسین علیه السلام نمى‌توانست در برابر چنین فاجعه‌اى سكوت كند و احساس وظیفه مى‌كرد كه در برابر این وضع، اعتراض و مخالفت كند. سخنان، نامه‌ها و سایر اسنادى كه از امام حسین علیه السلام به دست ما رسیده، به روشنى گویاى این مطلب است. این اسناد بیانگر آن است كه از نظر امام، پیشوا و رهبر مسلمانان شرائط و ویژگى‌هایى دارد كه امویان فاقد آنها بودند و اساس انحراف‌ها و گمراهی‌ها این بود كه عناصر فاسد و غیر لایق، تكیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پیامبر
زده بودند و حاكمیت و زمامدارى آنها، آثار و نتائج بسیار تلخ و ویرانگرى به دنبال آورده بود.

چند نمونه از تاءكیدهاى امام در این باره یادآورى مى شود:

ویژگى‌هاى پیشواى مسلمانان

1. در نخستین روزهایى كه امام حسین علیه السلام در مدینه، براى بیعت جهت یزید، در فشار بود، در پاسخ ولید كه پیشنهاد بیعت با یزید را مطرح كرد، فرمود:

اینك كه مسلمانان به فرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند، باید فاتحه اسلام را خواند.[4]

2. امام ضمن پاسخ نامه‌هاى كوفیان، نوشت:

... امام و پیشواى مسلمانان كسى است كه به كتاب خدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پیش گیرد و از حق پیروى كرده با تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد.[5]

3. امام حسین علیه السلام هنگام عزیمت به سوى عراق در منزلى بنام «بیضه» خطاب به «حر» خطبه اى ایراد كرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:

مردم! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر مسلمانى با حكومت ستمگرى مواجه گردد كه حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهى را درهم مى شكند، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و تجاوزگرى و دشمنى در پیش مى گیرد، ولى او در مقابل چنین حكومتى، با عمل و یا با گفتار اظهار مخالفت نكند، برخداوند است كه آن فرد (ساكت) را به كیفر همان ستمگر (آتش جهنم) محكوم سازد.

مردم! آگاه باشید اینان (بنى امیه) اطاعت خدا را ترك و پیروى از شیطان را بر خود فرض نموده‌اند، فساد را ترویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را (كه مخصوص به خاندان پیامبر است) به خود اختصاص داده‌اند و من به هدایت و رهبرى جامعه مسلمانان و قیام بر ضد این همه فساد و مفسدین كه دین جدم را تغییر داده‌اند، از دیگران شایسته ترم...[6]

حاكمیت بنى‌امیه كه امام در این سخنان به گوشه‌هایى از آثار سوء آن اشاره نموده، در شوون مختلف جامعه اسلامى اثر گذاشته و فساد و آلودگى و گمراهى را گسترده و عمومى ساخته بود. امام حسین علیه السلام در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشته و به مردم هشدار داده است كه به چند نمونه آن اشاره مى شود:

محو سنت‌ها و رواج بدعت‌ها

آن حضرت پس از ورود به مكه، نامه اى به سران قبائل بصره فرستاد و طى آن چنین نوشت:

... اینك پیك خود را با این نامه به سوى شما مى‌فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پیامبر دعوت مى‌كنم، زیرا در شرایطى قرار گرفته‌ایم كه سنت پیامبر به كلى از بین رفته و بدعت‌ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم كرد... .[7]

دیگر به حق عمل نمى‌شود

حسین بن على علیه السلام در راه عراق در منزلى به نام «ذى حسم» در میان یاران خود به‌پا‌خاست و خطبه‌اى بدین شرح ایراد نمود:

پیشامدها همین است كه مى‌بینید، جدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتی‌ها آشكار و نیكی‌ها و فضیلت‌ها از محیط ما رخت بربسته است و از فضیلت‌ها جز اندكى مانند قطرات ته‌مانده ظرف آب باقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلت‌بارى به سر مى‌‌برند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ، و كم علف، به جایگاه سخت و دشوارى تبدیل شده است.

آیا نمى‌بینید كه دیگر به حق عمل نمى‌شود، و از باطل خوددارى نمى شود؟! در چنین وضعى جا دارد كه شخص با ایمان (از جان خود گذشته) مشتاق دیدار پروردگار باشد. در چنین محیط ذلت‌بار و آلوده‌اى، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز رنج و آزردگى و ملال نمى‌دانم... .[8]

مسخ هویت دینى مردم

حاكمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست‌هاى ضد اسلامى توسط آنان، هویت دینى مردم را مسخ كرده ارزش‌هاى معنوى را در جامعه از بین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل «ذى حسم» فرمود:

... مردم بندگان دنیایند، دین به صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبانشان مطرح مى‌شود، تا زمانى كه معاش و زندگى مادیشان رونق دارد، در اطراف دین گرد مى‌آیند، اما زمانى كه با بلا و گرفتارى آزمایش شوند، دینداران در اقلیت هستند.

پیام جاوید قیام امام حسین علیه السلام

پیام قیام با شكوه سیدالشهداء علیه السلام منحصر به آن زمان نیست، بلكه این پیام پیامى جاوید و ابدى است و فراتر از محدوده زمان و مكان است، هرجا و در هر جامعه‌اى كه به حق عمل نشود، و از باطل خوددارى نشود، بدعت‌ها زنده، و سنت‌ها نابود شود، هرجا كه احكام خدا تغییر و تحریف یابد و حاكمان و زمامداران با زور و ستمگرى با مردم رفتار كنند، در هر جامعه‌اى كه ویژگى‌هاى جاهلیت را داشته باشد آن جامعه، جامعه‌اى یزیدى بوده، و مبارزه و مخالفت با مفاسد و آلودگى‌ها و آمران و عاملان آنها، كارى حسینى خواهد بود.

 

پی نوشت ها:

[1]. سید علیخان مدنى، الدرجات الرفیعه، ص 243، ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج8، ص 257 - مسعودى، مروج الذهب، ج3، ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.

[2]. ابن ابى الحدید، همان كتاب، ج9، ص 53 (خطبه 139) و نیز ج2، ص 44 - 45 - ابن عبدالبر، الاستیعاب فى معرفه الاصحاب (در حاشیه الاصابه) ج4، ص 87.

این حركت از اواخر خلافت خلیفه دوم آغاز گردید كه معاویه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در این سمت باقى بود و در تمام مدت خلافت عثمان نیز (12 سال) در این منصب ابقا گردید و از همان سالها رویاى خلافت آینده خود را مى دید و پایه‌هاى آن را مى ریخت و در اواخر خلافت عثمان، در واقع وى در مدینه خلیفه تشریفاتى بود و تصمیم گیرنده اصلى، حاكم مقتدر شام بود.

[3]. نگاه كنید به: امام حسین علیه السلام و جاهلیت نو، جواد سلیمانى، قم، انتشارات یمین.

[4]. سید بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، ص 11.

[5]. طبرى، تاریخ الامم والملوك، ج6، ص 196 - شیخ مفید، الارشاد، ص 204.

[6]. طبرى، همان كتاب، ص 229 - ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج4، ص 48.

[7]. طبرى، همان كتاب، ص 200.

[8]. حسن بن على بن شعبه، تحف العقول، ص 245 - طبرى، همان كتاب، ص 239.


ازصفحه محرم الکوثر فارسی دیدن کنید

برای دسترسی به مطالب مفید درباره اربعین اینجا کلیک کنید

از صفحات دین و زندگی و ندای نور الکوثر فارسی دیدن کنید

آموزش سوره های قرآن ویژه کودکان

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف