به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد؛ جنگ داخلی لبنان؛ رنج ها و عبرت ها

دو شنبه 23 مهر 1397 - 9:27:21
به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد؛ جنگ داخلی لبنان؛ رنج ها و عبرت ها

جنگ داخلی 15 ساله لبنان چنان دردناک و رنج آور بود که ترس از تکرار آن امروز به یکی از اصلی ترین ملاحظات رفتار بازیگران اصلی سیاست این کشور تبدیل شده است.

تهران- الکوثر:  جنگ داخلی 15ساله لبنان از تاریخ 13 آوریل 1975 (24 فروردین 1354) تا 13 اکتبر 1990 (21 مهر 1369) در جریان بود.
پس از اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی در سال 1948، هزاران آواره فلسطینی به لبنان سرازیر شدند. بارها و بارها طی سال های پیش از جنگ داخلی فلسطینی ها و لبنانی ها به خصوص مسیحیان به خاطر به وجود آمدن بحران های اقتصادی و اجتماعی درگیر می شدند. گاهی هم لبنانی های مخالف با حضور فلسطینیان می گفتند که جنبش های فلسطینی از لبنان علیه دشمن صهیونیستی عملیات انجام می دهند و شهروندان و کشور ما باید تاوان آن را پس بدهند.
در یکی از این موارد، ارتش لبنان با فلسطینی ها بر سر اجازه داشتن حمل سلاح در لبنان درگیر شد. حقی که در پیمان قاهره در سال 1969 به آنها داده شد. در این پیمان که در زمان ریاست جمهوری «شارل حلو» بر لبنان، در مصر امضا شد، مبارزه مسلحانه فلسطینی ها علیه رژیم صهیونیستی در خاک لبنان مشروعیت یافت و حتی نقاطی برای آموزش و فعالیت های نظامی به آنان داده شد.
در لبنان خیلی ها پیمان قاهره را در تضاد با حاکمیت لبنان و خلاف قانون اساسی دانستند و ازسویی نیز رژیم صهیونیستی آن را نقض قرارداد آتش بس میان کشورهای عربی از جمله لبنان پس از جنگ سال 1948 دانست و برخی کشورهای جهان لبنان را متهم به حمایت از تروریسم کردند.

شعله جنگ داخلی
13 آوریل 1975 روزی که بسیاری اعتقاد دارند، به صورت قطعی جنگ داخلی لبنان آغاز شد، روزی بود که گروهی مسلح سعی کردند تا «پیرالجمیل» بنیانگذار و رهبر حزب مسیحی «الکتائب» را هنگام خروج از یک کلیسا در منطقه «عین الرمانه» واقع در جنوب بیروت ترور کنند، اما او از این حادثه جان سالم به در برد و همراهش«ژوزف ابوعاصی»و3 تن دیگر کشته شدند.
بلافاصله پس از این حادثه، الجمیل فلسطینی ها را متهم به این کار دانست و در همان منطقه عین الرمانه و در همان روز، اتوبوسی که حامل اعضای «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» بود و به سوی اردوگاه «تل الزعتر» حرکت می کرد، در کمین الکتائبی ها گرفتار شد و 27 تن از سرنشینان آن کشته شدند.
بدین ترتیب درگیری میان فلسطینی ها و جریان راست لبنان آغاز شد و مذاکرات و پادرمیانی ها اوضاع را آرام نکرد تا رفته رفته پای همه گروه های دینی و سیاسی لبنانی به این زد و خوردها باز شود و سراسر لبنان به میدان جنگی خانمان سوز تبدیل شود.
جریان راستی های لبنان شامل نیروها و احزاب مختلفی از مارونی ها می شدند که «جبهه لبنانی» را به رهبری «کمیل شمعون» تشکیل دادند. حزب «ملی گراهای آزاده» (الوطنیین الاحرار) که شمعون پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود در سال 1958پایه گذاری کردبا شاخه نظامی خود یعنی «پلنگ های آزاده» (النمور الاحرار) به سرکردگی «دانی شمعون» ، در کنار حزب الکتائب و شاخه نظامی جریان جبهه لبنانی یعنی «نیروهای لبنانی» (القوات اللبنانیه) به سرکردگی «بشیر الجمیل» یک طرف جنگ داخلی بودند.
درمقابل، احزاب چپ و قومی لبنان ازجمله حزب«سوسیالیست ترقی خواه»به رهبری«کمال جنبلاط»،و احزاب «کمونیست» ، «ملی اجتماعی سوریه» و «بعث» طرف دیگر درگیری ها بودند.
اما باید «سازمان آزادی بخش فلسطین» به همراه «جنبش امل» نیز طرف دیگر این جنگ دانست. بعدها هم آمریکا و رژیم صهیونیستی و سوریه نیز به این جنگ ورود کردند.

جنایات و مکافات در لبنان
طی سال ها جنگ چندین جنایت خونین در لبنان صورت گرفت که در تارک تاریخ نقاط سیاهی را برجای گذاشته است.
در یکی از نخستین و بزرگترین جنایت های تاریخ جنگ داخلی، روز شنبه 6 دسامبر 1975 (15 آذر 1354) شبه نظامیان حزب الکتائب در پی پیداشدن جسد 4 تن از اعضای وابسته به آن در نقاط نزدیک بندرگاه اصلی بیروت، با برپایی ایست و بازرسی هایی، هر کس که در کارت شناسایی او در مقابل دین، اسلام نوشته شده بود، کشتند و صدها مسلمان لبنانی و فلسطینی در «شنبه سیاه» در خون خود غلتیدند و بسیاری از آنها حتی پیکرشان نیز یافت نشد.
بر اثر این حادثه بیروت به دو بخش شرقی (مسیحی) و غربی (اسلامی) تقسیم و شعله جنگ برافروخته تر شد.
درسال 1978 درجریان کشتار «اهدن» نیروهای لبنانی به فرماندهی «سمیر جعجع» با یورش به خانواده «سلیمان فرنجیه» رئیس جمهوری پیشین لبنان که رهبری جریان مارونی «المرده» را بر عهده داشت،ده ها تن از اعضای خانواده اش از جمله «طونی فرنجیه» فرزند او را کشتند. «سلیمان فرنجیه» رهبر کنونی حزب المرده آن روز به طور معجزه آسایی نجات پیداکرد.
در جریان کشتار «الصفرا» در سال 1980 نیز که با هدف غلبه بر پلنگ های آزاده انجام شد، ده ها تن از خانواده شمعون و یاران او به قتل رسیدند، اما دانی شمعون به منطقه غربی فرار کرد و جان سالم به در برد.
بدین ترتیب، بشیر الجمیل توانست با کشتار رقیبان مارونی خود نبض قدرت را هم در نیروهای لبنانی و هم احزاب مسیحی بدست بگیرد و در سال 1982 (تابستان 1361) زمانی که لبنان زیر چکمه های نیروهای اشغالگر صهیونیستی قرار داشت، وی به کمک و زور آنها به ریاست جمهوری لبنان رسید اما تنها 3هفته بعد ترور شد و مسیحیان تندرو، فلسطینی ها را متهم دانستند. 
فالانژها اینگونه جنایت «صبرا و شاتیلا» را مرتکب شدند و طی سه روز بیش از چهار هزار نفر را با خونسردی کشتند؛ برخی را سلاخی کردند، برخی را به رگبار بستند و برخی را در کنار استادیوم ورزشی بیروت زنده زنده در گور دسته جمعی دفن کردند.
چنین جنایت هایی در این سالها کم صورت نگرفت. بر اساس برخی گزارش ها، طی 15 سال جنگ داخلی در لبنان، نزدیک به 150 هزار نفر کشته شدند، در حدود 200 هزار نفر زخمی بر جای ماند و دستکم 17 هزار نفر مفقود شد و همچنان از سرنوشت شان خبری نیست.

نوش دارو پس از برادرکشی
در این سال های خون و آتش و ویرانی آنقدر اختلافات زیاد شد که دیگر همه جریان ها و گروه های سیاسی و دینی در گرداب کشتار و انتقام گرفتار شده بودند. چندین کشور هم با حمایت از حزب و گروهی پایش به جنگ در لبنان کشیده شده بود. از سوی بخش هایی تحت تصرف ارتش سوریه بود و جنوب لبنان در اشغال رژیم صهیونیستی. از سوی دیگر پس از پایان ریاست جمهوری«امین الجمیل» در سال 1988 به دلیل شدت اختلاف ها، پارلمان لبنان قادر به انتخاب رئیس جمهوری نبود.
الجمیل قدرت را به جای واگذاری به نخست وزیر، به «میشل عون» فرمانده وقت ارتش تحویل داد و همین به اختلاف ها دامن زد.
میشل عون جنگی را موسوم به «آزادسازی» لبنان از سوریه آغاز کرد و با گروه هایی مانند نیروهای لبنانی، جنبش امل، سوسیالیست های ترقی خواه درگیر شد و تخریب گسترده ای در مناطق شرقی بیروت بوجود آمد و ساکنین آن آواره شدند.
در این اوضاع عراق که از عون حمایت می کرد به کویت حمله ور شد، و جامعه جهانی تحرک خود را برای پایان جنگ در لبنان افزایش داد. در این راستا نمایندگان مجلس لبنان با حضور در «طائف» عربستان سعودی، توافقی را امضا کردند که به نوعی آغازی بر پایان جنگ داخلی می توان دانست. در این توافق لبنانی ها طی یک میثاق ملی قرار شد قدرت را بین همه طرف ها تقسیم کنند. 
پس از آنکه نمایندگان پارلمان لبنان به بیروت آمدند، «رینیه معوض» را به ریاست جمهوری برگزیدند، اما میشل عون حاضر به تسلیم قدرت نشد. معوض 16 روز بعد در انفجاری ترور شد و مجلس «الیاس الهراوی» را برگزید، اما بازهم عون سر باز زد، تا اینکه در جریان حمله 13 اکتبر 1990 به کاخ ریاست جمهوری «بعبدا» که تحت نظارت آمریکا و سوریه انجام شد، ده ها تن از یاران عون کشته شدند و وی نیز به سفارت فرانسه پناه برد، و با خروجش از کشورش و تکیه زدن الهراوی بر کرسی ریاست جمهوری، و اجرای توافق طائف جنگ به پایان رسید.
در مارس 1991 نیز قانون عفو عمومی به تصویب رسید که همه مرتکبین جنایت در جنگ داخلی بخشوده شدند و فرایند سیاسی در لبنان از سر گرفته شد.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف