نیمه شعبان، روز شکوفائی امیدها

جمعه 23 فروردین 1398 - 13:57:40
نیمه شعبان، روز شکوفائی امیدها

15 شعبان سال 255 بود که حجت خدا، سرور دنیا و آخرت، قائم آل محمد، ولی عصر و امام زمان حضرت مهدی عجل الله فرجه ورزقنا الله لقاءه در سامرا چشم به دنیا گشود و جهان را از نور وجودش، روشن و منور ساخت. هیچ شبی با برکت تر از این شب بزرگ نیست و هیچ عیدی برای شیعیان، مانند این عید سعید نیست. نیمه شعبان ولادت نور است، و روز شکوفائی امیدها.

تهران- الکوثر:  سحرگاه نیمه شعبان سال 255 بود که حجت خدا، سرور دنیا و آخرت، قائم آل محمد، ولی عصر و امام زمان حضرت مهدی عجل الله فرجه ورزقنا الله لقاءه در سامرا چشم به دنیا گشود و جهان را از نور وجودش، روشن و منور ساخت. هیچ شبی با برکت تر از این شب بزرگ نیست و هیچ عیدی برای شیعیان، مانند این عید سعید نیست. نیمه شعبان ولادت نور است، و روز شکوفائی امیدها.

حکیمه خاتون می گوید:امام عسکری علیه السلام پیغامی برایم فرستاد و فرمود: «یا عمه اجعلی افطارک اللیلة عندنا فانها لیلة النصف من شعبان، فان الله تبارک و تعالی سیظهر فی هذه اللیلة الحجة و هو حجته فی ارضه». ای عمه! افطار امشب را در منزل ما بگذران زیرا امشب نیمه ماه شعبان است، و همانا خدای تبارک و تعالی امشب حجت خود را در روی زمین ظاهر می سازد. آنگاه حکیمه خاتون می گوید: به آن حضرت عرض کردم: مادرش کیست؟ فرمود «نرجس» عرض کردم: قربانت گردم به خدا سوگند هیچ اثر حمل در او نمی بینم. فرمود: «حق همان است که به تو می گویم».

حکیمه خاتون ادامه می دهد: من به آنجا آمدم، آنگاه نرجس خاتون آمد، سلام کرد و نشست و به من گفت: بانو و سرور من! حالت چطور است؟ بدو گفتم: بلکه تو بانو و سرور من و سرور خاندان من هستی. از این سخن متاثر شد و گفت: عمه! چه می گوئی؟ به او گفتم: دخترم! همانا خدای تبارک و تعالی امشب، کودکی را به تو عطا خواهد کرد که سرور تمام جهانیان است. سپس او نشست و خجالت کشید. من هم پس از نماز عشا و تناول افطار، به رختخواب رفتم و خوابیدم، تا اینکه نیمه های شب بود که برای نماز شب برخاستم و تا وقتی که از نماز فارغ شدم، او همچنان خوابیده بود و هیچ علامت و اثری در او مشاهده نشد. برای تعقیبات نشستم و سپس دراز کشیدم و به خواب رفتم؛ پس از چندی، وحشتزده از خواب برخاستم دیدم هنوز هم خوابیده است. پس از آن برخاست و نماز شب خواند.

حکیمه گوید: در قلب خود احساس شک و تردید کردم، ناگهان ابومحمد، امام عسکری علیه السلام از درون مجلس، فریاد زنان به من فرمود: «لا تعجلی یاعمه، فان الامر قدقرب» ای عمه، عجله نکن که امر نزدیک شده است من شروع به خواندن سوره سجده و یس کردم که ناگهان نرجس خاتون از خواب پرید، و ترسناک به نظر می رسید. به سوی او دویدم و به او گفتم: در پناه خدا باشی! آیا چیزی را احساس می کنی؟ گفت: آری، عمه! گفتم: خودت را آماده کن که آنچه به تو گفته بودم واقعیت دارد. مدتی گذشت، سپس به تولد امام (ع) آگاه شدم. به درون اطاق رفتم، امام علیه السلام را در حال سجده یافتم که با تمام مواضع سجود بر زمین قرار گرفته است. او را در آغوش گرفتم و دیدم که تمیز و طاهر و پاکیزه است.

ناگهان امام عسکری سلام الله علیه، صدا زد و فرمود: عمه! فرزندم را بیاور. او را نزد پدرش آوردم. حضرت او را روی سینه ی خود گذاشت و درحالی که دست روی چشم و گوش و مفاصلش می کشید، به او فرمود: «فرزندم! سخن بگو» سپس حضرت مهدی (ع) فرمود «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له واشهد ان محمدا رسول الله» و آنگاه بر حضرت امیر (ع) و سایر ائمه، درود فرستاد تا اینکه به نام مبارک پدر رسید، پس سکوت اختیار فرمود...در روز هفتم، بار دیگر امام عسکری علیه السلام از فرزندش خواست، سخن بگوید، آن حضرت پس از شهادت به وحدانیت پروردگار و درود و صلوات و سلام بر محمد (ص) و علی (ع) و سایر امامان این آیه را تلاوت فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم. و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین، ونمکن لهم فی الارض ونری فرعون و هامان جنودهما منهم ما کانوا یحذرون».

ای امام و پیشوای مستضعفان و محرومان! ای حجت خدا بر روی زمین! ای ولی الله اعظم! ای گواه و شاهد بر آفریدگان! ای صراط مستقیم پروردگار! ای حامل پرچم پیامبر اسلام «ص»

و ای بقیة الله، ای امام زمان!

تو خود گواه و شاهد بر ما هستی که بادهای شرق از یکسو، و هواهای غرب از سوی دیگر آنچنان وزیدن گرفته است که در این طوفان متلاطم، ره بسی تاریک گشته است و ای بسا پیروان و شیعیانت نیز که فریب این هواها خورده و در این طوفانها غرق شوند، خود بدادمان برس و پرده های پر زرق و برق تجملات و هواها را پس زن و راه هموارت را به ما بنمایان و در این گردباد سهمگین، به فریاد عاشقانت برس که صدای «الغوث، الغوثشان» بلند است و ترا، و تنها ترا می طلبند، چرا که ترس آن دارند که قدرت تشخیص و تمیز در این گیرودار، از دست بدهند و به جای در بر گرفتن رسالت الهی، در دامان اسلام آمریکائی بغلتند، و به جای پیروی از خط ولایت راستین، در لابلای خطوط انحرافی، ره گم کنند.

ای فریاد رس مظلومان! شیعیانت را در سراسر جهان دریاب و دست دشمنان انقلاب را از سر این انقلاب مقدس که به نام تو رقم خورده است، کوتاه کن و دوستان را به خودآر که از ترفندها و نقشه های دشمنان غفلت نکنند و برای تحقق آرمان والایت تا روز ظهورت، و تا پس از آن، در تلاش و جهاد و کوشش مداوم و پیوسته باشند.

ای روح قرآن! ای که سینه ات، اسرار رب العالمین را دربر است! در قلمرو توحید سکه زن زیرا که در صفحه ی صحیفه ی هستی، جز نام دلربای تو، زینت فزای دفتر کون و مکان نیست و در قبله ی عقول خردمندان و عارفان، جز کعبه ی روی زیبایت، ملتزم و مستجاری نیست. ای محرم اسرار غیب! دست نامحرمان را از حرم پاک انقلاب قطع کن و وارثان انقلاب را در پناه خودت نگهدار که دشمنان غدار به این میراث گرانبها، چشم دوخته اند و قصد غارتگری دارند، خود تیشه بر ریشه شان زن که جز وجود ذیجودت، پناه و ماوایمان نیست و ما در این دنیای استکبار، تنهای تنهائیم. ای پیروان حضرتش! نهراسید که ابرهای تیره ی مستکبران، پراکنده خواهد شد؛

سرزمین کفر به زلزله ای سهمگین، درهم فرو خواهد ریخت؛ این زندان طولانی که پشت میله هایش هزاران گرفتار دربند، در طول سالیان دراز حکومتهای ستم پیشه ی زالو صفت، به انتظار نشسته اند، گشوده خواهد شد؛

این حق بر الحاد و کفر و باطل غلبه خواهد کرد؛ زمین از ناپاکان، پاک خواهد شد، و دیگر دوران ذلت و خواری شیعیان و محرومان به سرخواهد رسید.

ای مسلمانانی که به ما می نگرید: درست است که نظر لطف ولی عصر (عج) شامل حال ما شده است و این انقلاب مقدس و نظام اسلامی را به ما ارزانی داشته است و ما در خانه ی بزرگ خود «ایران اسلامی» در امن و امان زندگی می کنیم، ولی دشمنان ما که بر این نظام الهی، رشک می برند، هرگز از ما غفلت ندارند و در پی ضربه زدن به ما هستند ولی مطمئن باشید که ما همچنان که با امام عزیزمان «قدس سره» پیمان بستیم و با ولی فقیه، تجدید پیمان کردیم، اگر روزی احساس کنیم، کوچکترین ضربه ای به انقلابمان وارد خواهد شد، با چنگ و دندان و با زن و فرزند و با تمام وجود از آن دفاع خواهیم کرد و دشمنان را تا ابد رسوا و مفتضح خواهیم ساخت، چرا که همانگونه که اماممان به ما آموخت: جنگ حق و باطل -تا روزی که باطل در جهان وجود دارد- ادامه خواهد داشت و همواره پیروزی از آن حق است «والعاقبة للمتقین».

ای منتظران واقعی ظهورش!

مژده بر شما را که در سختی ها و تلخی های روزگار، صبر و تحمل انقلابی کردید، و ضمن مبارزه با ظلم و فساد، پیامدهای آن را بادل و جان خریدید، هم اینک امام و منجی و راهنمایتان در راه است و بزودی خواهد رسید، و آن روز، روز رهائی (یوم الخلاص) خواهد بود. امام پرچم رسول الله (ص) را بدست، پیراهن رسول الله (ص) را در تن و عمامه ی رسول الله (ص) را بر سر و شمشیر ذوالفقار را در دست خواهد داشت. و پیروانش با او دست بیعت خواهند داد که: «یبایعون علی ان لایسرقوا ولایزنوا، ولایسبوا مسلما، ولایقتلوا محرما، ولایهتکوا حریما محرما، ولایهجموا منزلا، ولایضربوا احدا الا بالحق، ولایکنزوا ذهبا ولافضة ولابرا، ولاشعیرا ولایاکلوا مال الیتیم، ولایشهدوا بمالایعلمون، ولایخربوا مسجدا، ولایشربوا مسکرا، ولایلبسوا الخز و لاالحریر، ولایتمنطقوا بالذهب، ولایقطعوا طریقا، ولایخیفوا سبیلا، ولایفسقوا بغلام، ولایحبسوا طعاما من بر ولاشعیر، ویرضون بالقلیل...، ویکرهون النجاسة، ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر، ویلبسون الخشن من الثیاب، و یتوسدون التراب علی الخدود، ویجاهدون فی الله حق جهاده.. و یشترط علی نفسه لهم: ان یمشی حیث یمشون، ویلبس کما یلبسون، ویرکب کما یرکبون، ویکون من حیث یریدون، ویرضی بالقلیل، ویملا الارض بعون الله عدلا کما ملئت جورا، یعبد الله حق عبادته، ولا یاخذ حاجبا ولابوابا». امیرالمومنین علیه السلام در این حدیث می فرماید که: پیروان آن حضرت با او بیعت می کنند که دزدی نکنند، زنا نکنند، مسلمانی را اسیر نکنند، احرام پوشی را نکشند، حریمی را که خداوند حرمتش واجب دانسته، هتک ننمایند، بر منزلی یورش نبرند، کسی را جز با حق نزنند، طلا و نقره ای را نیندوزند، گندم و جوی را احتکار نکنند، اموال یتیمان را نخورند، به آنچه نمی دانند، شهادت ندهند، مسجدی را ویران نسازند، مایع مسُکری را نیاشامند، لباس دیبا و حریری را نپوشند، لباس زرین دربر نکنند، راه را بر مردم نبندند، راهی را ترسناک نسازند، لواط نکنند، غذائی را که از گندم و جو درست شده، احتکار ننمایند، با اندکی بسازند، از نجاست و پلیدی دوری جویند، به معروف امر کنند و از منکر باز دارند، لباسهای خشن دربر کنند، خاک را بالش و تکیه گاه خود قرار دهند، و در راه خدا، به حق و حقیقت جهاد و پیکار نمایند.

و آن حضرت نیز به آنها قول بدهد که: راه برود همانگونه که آنها می روند، و بپوشد همان که آنها بپوشند، و سوار شود همانطور که آنان سوار شوند، و با آنها باشد هرگونه که بخواهند، و با اندکی، راضی و قانع باشد و با یاری و عنایت پروردگار، زمین را پر از عدل و داد کند، پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد، و خدا را به بهترین وجه، عبادت و پرستش کند و برای خود، دربان و حاجبی قرار ندهد (که مردم مستقیما و با آرامش تمام، با خود آن حضرت تماس داشته باشند و دستور را از حضرتش، بدون واسطه بگیرند). تبریک و تهنیت باد بر شما پیروان راستین بقیة الله الاعظم «عج» سالروز میلاد و خجسته و پربرکتش و به امید وصال معشوق.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف