مفهوم قضا و قدر؛ قضا و قدر چه ارتباطی با اختیار دارد؟

دو شنبه 29 مهر 1398 - 17:30:58
مفهوم قضا و قدر؛ قضا و قدر چه ارتباطی با اختیار دارد؟

مفهوم قضا و قدر در قران و روایات اسلامی به نحوی است که در آن قضا را حکم ثابت و حتمی از جانب خدا دانسته و همچنین قدر حکمی است که در اندازه‌ای معین شده است.

تهران- الکوثرشما تا چه اندازه قضا و قدر الهی و تا چه حد اختیار خود را در پیشامد‌ها و سرنوشت زندگی خود دخیل می‌دانید؟ به طور کلی قضا به معنای قطعیت در همه امور عالم و قدر به معنای اندازه و حدود اشیاء به ذات باری تعالی است. در این مقاله به بررسی معنای قضا و قدر از دید قرآن و روایات و نیز رابطه آن با قدرت اختیار انسان‌ها پرداخته شده است.


معنای قضا و قدر به زبان ساده

به طور کلی قضا و قدر بحثی است که در آن مشخص می‌شود که حوادث جهان و سرنوشت انسان‌ها تا چه اندازه به خواست و مشیت الهی مرتبط بوده و تا چه اندازه به قدرت اختیار و انتخاب انسان‌ها باز می‌گردد. در روایات و آیات قرآن کریم موارد فراوانی وجود دارد که مشخص می‌کند پیشامد‌های زندگی و سرنوشت انسان‌ها و همچنین قضا و قدر الهی با اعمال و رفتار‌های خوب و بد انسان‌ها در ارتباط است. برای دانستن بیشتر معنای قضا و قدر به زبان ساده بهتر است با مفهوم قضا و قدر به طور جداگانه آشنا شویم.

معنای قدر

قدر در اصطلاح به معنای اندازه گیری و ابعاد و تعیین حد و حدود هر چیزی است؛ و قدر در مبانی اسلام به این معنا است که در واقع خداوند بر مبنای علم خود اندازه دقیقی برای تمام آفریده‌های خود قرار داده است.

معنای قضا

قضا به معنای حکم و فرمانی است که رخ دادن آن دارای قطعیت و حتمیت است. اگر از میان چندین مسیر، علل و اسبابی فراهم شده و تنها یکی از آن مسیر‌ها محقق شد، می‌توان گفت که در این مرحله از زندگی قضا تحقق یافته است.


اقسام قضا و قدر به زبان ساده

قضا و قدر الهی دارای مراتب و اقسامی است که به شرح زیر هستند:

۱. قضا و قدر تشریعی

منظور از قضا و قدر تشریعی دستورات و منعیاتی است که در میان احادیث، فرامین پیامبران و قرآن بیان شده است.

۲. قضا و قدر تکوینی

به طور کلی قضا و قدر تکوینی درباره افعال انسان‌ها و نیز آفرینش موجودات است.

۳. قضا و قدر علمی

منظور از این نوع قضا و قدر، علم خداوند بر ضرورت وجود اشیاء، موجودات و نیز افعال موجودات است. در حقیقت خداوند پیش از آفرینش هر موجود یا شیء، درباره کلیه ابعاد و ویژگی‌های آن علم کافی دارد.

۴. قضا و قدر عینی

قضا و قدر عینی به معنای وجود ضرورت و قطعیت در اشیا و افعال است و در واقع خداوند وجود آفریده‌های خود را از طریق علت‌ها تعیین می‌کند.


معنای قضا و قدر در کتب اسلامی

در کتب معتبر اسلامی درباره قضا و قدر الهی توضیحات فراوانی آورده شده است. به عنوان مثال در کتاب "چند گفتار" از "سید محمد جواد غروی" معنای قضا و قدر این گونه بیان شده است:

 

"قضا به معنای حکم الهی است که ثابت و حتمی بوده و نیز به معنای معلولات و مسببباتی است که هرگز تغییر نخواهد پذیرفت. همچنین قدر حکمی است که در اندازه‌ای معین شده است و اختیار انسان در پذیرش آن نقش دارد؛ بنابراین قضا حکم الهی به صورت قطعی و حتمی است و قدر در اختیار انسان است."


قضا و قدر در دین مسیحیت

اگر چه واژه مشیت در کتاب مقدس مسیحیان نیامده اما به وضوح به مسئله احاطه علم و قدرت خداوند بر تمامی موجودات و اشیاء اشاره شده است. در این کتاب به موحدان تصریح شده:
 

خدایی که همه موجودات عالم را آفریده است، هیچ گاه آن‌ها را به حال خود وا نمی‌گذارد، بلکه کلیه حوادث و اتفاقات جهان بر اساس علم قدرت ازلی به وقوع خواهد پیوست.


رابطه میان قضا و قدر با اختیار انسان‌ها

خداوند برای هر انسانی قضا و قدر‌های فراوانی قرار داده است و این قضا و قدر‌ها به مثابه راه‌هایی هستند که هر انسانی می‌تواند با اراده خویش یکی از آن راه‌ها را انتخاب کند. خداوند متعال از تمامی این راه‌ها و نتایج آن آگاه است اما سرنوشت هر انسانی را به اختیار خود او واگذار می‌کند. در حقیقت قضا و قدر الهی مانع از این نخواهد شد که انسان‌ها افعال خود را از روی اختیار انجام بدهند. 

مسیر زندگی و سرنوشت انسان‌ها در حقیقت همان قضا و قدری است که خداوند تعیین کرده و انسان با اختیار خود آن را بر می‌گزیند. به زبان ساده‌تر می‌توان گفت که هر انسانی دارای چند نوع عاقبت و سرنوشت است و با عقل و تفکر خود می‌تواند یکی از آن‌ها را انتخاب کرده و در مسیر ارادی خود قدم گذارد. پس می‌توان نتیجه گرفت که قضا و قدر الهی با آزادی و اختیار انسان‌ها در تضادی ندارد.

قضا و قدر الهی از منظر روایات و قرآن

تعدادی از آیات در قرآن کریم بیان کننده این موضوع است که در برخی از مسائل انسان هیچ اختیاری ندارد و تنها خداوند متعال است که در آن کار دخل و تصرف دارد. حال ممکن است این سوال را برای انسان‌ها به وجود آورد که ما در زندگی خود چه اختیاری داریم؟ به آیه زیر که آیه ۴ سوره ابراهیم است توجه کنید:


"ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقایق را بر آن‌ها آشکار کند. پس خداوند هر که را که بخواهد گمراه کرده و هر که را که بخواهد هدایت می‌کند و اوست ارجمند و حکیم. "

 

اما با مراجعه به روایات و احادیث امامان معصوم علیه السلام مشخص می‌شود؛ که تفسیر چنین آیاتی با کمک آیات دیگر، مشخص می‌کند که انسان موجودی مختار است. با این حال حقیقت این است که انسان‌ها دارای اختیار مطلق نیستند بلکه اختیار نسبی دارند. در واقع این آیات نشان دهنده این هستند که خداوند، انسان را هیچ گاه به حال خود رها نخواهد کرد.


همانگونه که در آیه ۷ سوره محمد صلوات الله علیه می‌خوانیم:

"‌ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید او نیز شما را یاری خواهد کرد و گام‌های شما را استوار خواهد گرداند. "


و نیز در آیه ۷۹ سوره نسا خطاب به پیامبر اسلام صلی الله آمده است که:

" هر آنچه که از خوبی‌ها به تو می‌رسد از سوی خداوند است و آنچه که از بدی‌ها به تو می‌رسد از جانب خود توست و تو را به عنوان پیامبری برای مردم فرستاده ایم و این برای گواه بودن خداوند بس است. "


امام علی علیه السلام در حدیثی می‌فرمایند:

" ستایش می‌کنم خدایی را که در برابر هر چیزی قضایی قرار داده و به هر فعلی که مقدر نموده مرا به شما مبتلا ساخته است. "
 

با این تفاسیر می‌توان اینگونه برداشت کرد که بر اساس آیات و روایات وقوع پیشامد‌های بدی مانند به دنیا آمدن فرزند معلول به این علت است که والدین به دلیل داشتن مشکلات خونی و ژنتیکی، مسائل درمانی و بهداشتی را رعایت و پیگیری نکرده‌اند. آنها می‌توانستند با درایت و عقل خویش از این مسئله جلوگیری کنند بنابراین بر اساس آیات و روایات الهی می‌توان به این نتیجه رسید که انسان دارای عقل و شعوری است. او به کمک عقل خود و نیز با الهام از آیات و روایات الهی و پیروی از ائمه اطهار علیهم السلام می‌تواند در مسیری صحیح قدم برداشته و آینده و سرنوشت خود را به درستی پایه ریزی کند.
منبع: ستاره


برای اطلاع از آخرین خبرهای ایران و جهان اینجا کلیک کنید

 اخبار ویژه اربعین را اینجا دنبال کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف