سید الساجدین ، فرماندهی در لباس اسارت

سه شنبه 30 مهر 1398 - 16:8:18
سید الساجدین ، فرماندهی در لباس اسارت

به علت تبلیغات گسترده حاکمان علیه امامان شیعه، مردم از اهل بیت(ع) و مفسران وحی جدا شده بودند بگونه ای که به تعبیر امام سجاد علیه السلام: "و ما بمکة والمدینة عشرون رجلا یحبنا" یعنی در تمام مکه و مدینه بیست نفر که ما خاندان رسالت را دوست داشته باشند یافت نمی شد!

تهران- الکوثردر سال ۹۴ یا ۹۵ ه‍جری قمری، امام علی بن الحسین علیهما السلام ملقب به «سجاد» و «زین‌العابدین» در سن ۵۷ سالگى با زهرى که «ولید بن عبدالملک» یا «هشام» لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسید. این در حالى بود که ایشان ۳۴ یا ۳۵ سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جان‌گداز شهادت پدر، برادران، عموها و بستگان و اسارت عمه‌ها و خواهرانش گریان بوند.

درباره روز شهادت آن حضرت اقوال مختلفی وجود دارد: ۱۲ محرم ، ۱۸ محرم ، ۱۹ محرم ، ۲ صفر. همچنین یست و پنجم ماه محرم بنا بر نقلی مصادف است با سالگرد شهادت امام زین العابدین (ع).

مطلبی که در پی می آید نوشته حجت الاسلام والمسلمین «علی اکبر بدیعی» اندیشمند اسلامی و امام سابق مرکز اسلامی هوستون آمریکا درباره آن امام مظلوم است.                      

**   امام سجاد(ع) ؛ فرماندهی در لباس اسارت    **

١- امام علی بن الحسین مشهور به زین العابدین و سید الساجدین -علیه السلام- در سال ٣٨ هجری قمری در شهر مدینة النبی(ص) تولد گردید و ۵٧ سال بعد یعنی در سال ٩۵ هجری قمری بإ دسیسه عبدالملک مروان به شهادت رسید.

٢- برجستگی عمده آن حضرت در تاریخ به علت حضورش در تاریخ کربلا و هم چنین دعاها و مناجات هایی است که از او در قالب "صحیفه سجادیه" به یادگار مانده است.

٣- دوران حیات امام سجاد -علیه السلام- یکی از دشوار ترین دوران حیات اسلام است. امام حسین -علیه السلام- در سخن مشهوری، مردمان این دوران را چنین توصیف می کند: "الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحیطونه ما درت معایشهم و اذا محصوا بالبلاء قل الدیانون". بهره مردم آن دوران از دین به اندازه بهره انسان گرسنه از چشیدن شیرینی بود. به عبارتی دین به أعماق وجود انان نرسیده و دین داری انان تا جایی بود که منافع دنیوی انان تحت الشعاع قرار نگیرد. به هنگامه امتحان دینداری، دینداران واقعی اندک بودند. لذا در تضاد دین با دنیا، دین مغلوب و مرفوع بود و دنیای شان بر دین شان ترجیح داشت. می توان این دوران از تاریخ اسلام، نقطه مقابل دوران آغازین اسلام بود که امیر مومنان علی -علیه السلام- در سخنی ارزشمند آنرا چنین توصیف می کند: "و لقد کان مع رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - نقتل آبائنا و إخواننا و اعمامنا ما یزید ذالک الا إیمانا و تسلیما". (نهج البلاغه خطبه ۵۶) یعنی در آن زمان که با رسول خدا بودیم از نزدیک ترین خویشان خود، ازپدران و برادران و عموهای خود به خاطر اسلام می گذشتیم و با آنان در ستیز بودیم و این کار إیمان مان را افزون می کرد. اما دوران حیات امام سجاد علیه السلام دوران تردیدها نسبت به اسلام و دوران دنیازدگی وَ فراموشی ارزش های اسلام است که با آن دوران إیثار گری و شهادت طلبی در تضاد کامل قرار دارد.

۴- توصیف این دوران از حیث أخلاقی نیز از نگاه مورخان منصف پنهان نمانده است. به گفته مسعودی در کتاب "مروج الذهب" فساد و فحشاء در ان عصر عمومی شده بود، مجلس می گساری و آوازخوانی ازدیاد یافته بود ودر نتیجه رقاصه ها، نوازندگان و خوانندگان از بالاترین منزلت اجتماعی برخوردار شده بودند! در این دوران قداست زدایی از خاندان نبوت در دستور کار حاکمانی چون عبدالملک مروان قرار گرفته بود. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ١۵)
در همین زمان است که به علت تبلیغات گسترده حاکمان علیه امامان شیعه، مردم از اهل بیت(ع) و مفسران وحی جدا شده بودند بگونه ای که به تعبیر امام سجاد علیه السلام: "و ما بمکة والمدینة عشرون رجلا یحبنا" یعنی در تمام مکه و مدینه بیست نفر که ما خاندان رسالت را دوست داشته باشند یافت نمی شد! به عنوان نمونه «حجاج بن یوسف» مقام عبدالملک مروان را حتی بالاتر از مقام رسول خدا صَلِی الله علیه و اله می دانست و می گفت: هلا طافوا بقصر امیرالمومنین عبدالملک! الا یعلمون ان خلیفه المرء خیر من رسوله؟" یعنی: چرا قصر عبدالملک را طواف نمی کنید! مگر نمی دانید که خلیفه رسول از خود او برتر است؟! (ابن ابی الحدید، همان) 

۵- امام سجاد -علیه السلام- توانست در شرایطی که شیعه سرکوب شده بود و یاران واقعی مکتب به شهادت رسیده بودند و واقعه کربلا شکست روحی سنگینی برای پیروان اهل بیت(ع) بوجود آورده بود، خورشید رو به أفول شیعه را از سخت ترین دوران حیاتش نجات دهد و جامعه شیعه را مجددا بازسازی کند و با انتشار ادعیه و مناجات های ناب به بازخوانی اسلام بپردازد. بنابراین مهمترین کارکرد امام (علیه السلام) احیای مجدد اسلام، تبیین جایگاه امامت، بازگرداندن قداست به خاندان وحی و تبیین جایگاه اهل بیت در اسلام به شمار می رود.

۶- امام زین العابدین (علیه السلام) کار خود را از همان دوران اسارت آغاز کرد و به عبارتی فرماندهی در لباس اسارت بود. درست از همان جایی که دین منحرف شده بود، از درون کاخ یزید و مسجد أموی که مهمترین مکان اجتماعی مردم شام و کانون قدرت بنی امیه به شمار می رفت.

٧- شام از هنگامی که به قلمرو اسلام در آمده بود تا زمان حضور امام سجاد(ع) اسلام را در چهره امویان دیده بود و پیامبر(ص) و اهل بیت ایشان را به خود ندیده بود. مردم  بنی امیه را بازماندگان خاندان رسول خدا(ص) می دانستند! در مدت حدود ۴٠ سال حکومت معاویه بر شام مردم آن سرزمین از اهل بیت و فضائل انان چیزی نشنیده بودند.لذا تصور می کردند فردی خارجی بنام حسین بن علی بر خلیفه مسلمین شوریده و یزید خلیفه مسلمین! برای حفظ اسلام با او مبارزه کرده و سرانجام پیروز شده است. با این تصور شهر را آذین بستند و به جشن و پای کوبی پرداختند و جهت تماشای خروج کردگان بر خلیفه مسلمین! به خیابان أمده بودند! دقیقا به همین جهت است که امام سجاد -علیه السلام- در آغاز خطبه معروف خود در شام و در کاخ یزید به معرفی پیامبر و امیر المؤمنین و حضرت زهرا و خاندان وحی – سلام الله علیهم- می پردازد و همه بافته های ۴٠ ساله آل ابوسفیان را رشته می کند و پرده از دروغ بزرگ معاویه و فرزند فاسدش یزید، بر می دارد.

شجاعت امام در بیان چنین خطبه ای و بصیرت او در شناخت أوضاع جامعه شام و آگاهی آن حضرت به نیاز مبرمِ تاریخی و معنوی آنان چنین خطبه مهم و تاریخی را رقم زد و یزید و خاندان فاسدش را رسوا کرد. از این نگاه می توان گفت “امام سجاد علیه السلام در لباس اسارت همان کاری کرد که پدر بزرگواری در لباس خون و شهادت کرد”
منبع: ابنا


از صفحه ندای نور الکوثر فارسی هم دیدن کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف