آشنایی با اخوان المسلمین :

جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه (3)

پنج شنبه 2 شهریور 1396 - 11:24:38
جریان شناسی اخوان المسلمین سوریه (3)

نگاهی به ویژگی های جماعت اخوان المسلمین سوریه

تهران- الکوثر:  درک درست جماعت اخوان المسلمین وابسته به دریافت تفاوتهای آن با سایر گروهها، تشکل ها، احزاب و جماعت های اسلامی است. این تفاوت ها در ویژگی های بارز آن خود را نشان می دهد. روشن است که برخی از این ویژگی ها از وجوه اشتراک جماعت با برخی دیگر از گروه ها و جماعت های اسلامی است، ولی کلیت آن ویژگی اخوان را نشان میدهد. چنان که در رسالة المؤتمر الخامس آمده، امام حسن البناء ویژگی های این جماعت را چنین توضیح دادهاست:

1- اخوان المسلمین دعوتی است سلفی؛ زیرا مردم را به بازگشت به اسلام و کتاب و سنت و روش صالحان امت فرا می خواند. پیداست در برخی برداشتهای خود با آنچه امروزه جریان سلفیه نامیده می شود، تفاوت هایی دارد که نباید مغفول بماند.

2-  اخوان المسلمین دعوتی است سنّی؛ زیرا خود را ملزم به سنّت پیامبر ص در همة ابعاد به خصوص در عبادت و عقیده میداند.

3-  اخوان المسلمین دعوتی است صوفیانه؛ زیرا اساس خوبی ها را در وارستگی و طهارت نفس و پاکی دل و شرح صدر می داند و بر پایداری بر عمل تأکید دارد و معتقد است نباید به خلق طمع داشت، بلکه باید همه چیز برای خدا باشد؛ ولی ناگفته پیداست و تاریخ هشتاد سالة اخوان نیز گواه بر این است که نگاه اخوان به تصوف با شیوة خانقاهی و سنتی آن فرق دارد و آن بخش از تصوف را که با سنت پیامبر تعارضی ندارد و پیراسته از بدعتهاست، می پذیرد و به کار میبندد که در قرآن کریم و سنت به تزکیه و احسان معروف است.

4-  اخوان المسلمین جریانی است سیاسی؛ زیرا خواهان اصلاح حکومت و تعدیل نگرش به مسائل مربوط به امت و حفظ عزت و کرامت مردم و ارتباط بین المللی است.

5-  اخوان المسلمین جریانی است ورزشی؛ زیرا به سلامت عمومی توجه دارد و بر این است که مؤمنِ قوی، بهتر از مؤمن ضعیف است و خود را ملزم به فرمودة پیامبر میداند: جسم شما بر شما حقی دارد و میداند که مسئولیتها و تکالیف انجام نمیشود، مگر با داشتن جسمی سالم و قوی و سرشار از ایمان و ذهنی روشن و فهمی صحیح.

6-  اخوان المسلمین پیوند دهندة علم و فرهنگ و روش فکری است؛ زیرا آموختن علم را فریضه های اسلامی میداند، تا جایی که اگر علم در چین باشد، باید در پی آن رفت و دولت اسلامی موظف به رشد دادن ایمان و علم در جامعه است.

7-  اخوان المسلمین شرکتی است اقتصادی؛ زیرا نظرشان این است که اسلام به مدیریت مال و کار و کسب عنایت خاصی دارد و پیامبر فرموده است: چه نیک است مال پاک برای شخص پاک و هم فرموده است: هر کس شب از دسترنج خود بهره گیرد، گناهان او بخشیده است.

8- اخوان المسلمین نهادی است اجتماعی؛ زیرا برای پیشگیری و درمان و علاج دردهای اجتماعی تلاش می کند و برنامه دارد.

9-  اخوان المسلمین نهادی است برنامه ریز؛ زیرا موارد ذیل را توصیه میک ند:
یک. دوری از اختلاف و فتنه انگیزی؛
دو. پرهیز از هیمنة اعیان و اشراف و سیاستمداران بر جماعت؛
سه. پرهیز از هیمنة احزاب و گروههای سیاسی بر جماعت؛
چهار. عنایت به سازندگی و تکوین شخصیتها و رعایت حرکت گام به گام و تدریجی در برنامه ها؛
پنج. عملگرایی و دوری از تبلیغات شعارگونه؛
شش. توجه شدید به اقبال جوانان و عنایت خاص به آنان؛
هفت. توجه به سرعت گسترش جماعت در روستاها و شهرها و داشتن برنامه

عوامل گرایش اخوان سوریه به خشونت
 فعالیت های اخوان در ابتدا، بر مدار رادیکالیسم و انقلابیگری نبود و تنها در جنگ با اشغالگران صهیونیست در سال، ۱۹۴۸ هزاران فرد مسلح از اخوان مصر، سوریه و اردن راهی جبهه های نبرد شدند، اما نمیتوان الگو و برداشتی واحد دربارة فعالیت های اخوان المسلمین در کشورهای مختلف ارائه داد. اخوان المسلمین در مصر سعی کرد بقای خود را حفظ کند و حتی در برخی مقاطع در فعالیتهای پارلمانی مشارکت کرد. اخوان در اردن تا حد زیادی چهارچوب سیاسی نظام پادشاهی را پذیرفت و سعی کرد در قدرت شرکت کند، اما در سوریه، اخوان المسلمین رویکرد تقابلی داشت و با رویکرد انقلابی و تهاجمی و حتی درگیری نظامی با دولت، برای ایجاد حکومت اسلامی تلاش کرده است.
 اعتدالگرایی و گرایش به سوی جامعه مدنی و مشارکت سیاسی مسالمت آمیز و دوری از خشونت و رویارویی مسلحانه نیز برای نخستین بار از سوی اسلامگرایان مصری گرفته شد و به سایر مناطق جهان عرب گسترش یافت، اما اخوان المسلمین سوریه موضع رادیکال تری داشت.
 اخوان المسلمین سوریه پیش از کودتای ۱۹۶۳حزب بعث در طول دهه های ۱۹۴۰و ۱۹۵۰در هیئت سیاسی و پارلمانی سوریه فعالیت مسالمت آمیز داشت، اما پس از کودتای ،۱۹۶۳ اسلامگرایان سوری به تدریج به اقدامات جمعی خشونت بار روی آوردند. چند عامل مهم در سوق دادن اسلامگرایان به سمت خشونت و تبدیل اقدام جمعی مسالمت آمیز به خشونت بار تأثیرگذار بود:

1- سیاست های نیمه لائیک رژیم سیاسی جدید که مشروعیت خود را در تأکید بر ایدئولوژی سوسیالیسم عرب و تأکید بر جدایی میان دین و سیاست جستجو می کرد که برای اسلامگرایان قابل قبول نبود.

2- انحلال همه احزاب سیاسی از سوی بعثی ها و پایان دادن به حیات پارلمانی در کشور

3-  مخالفت با طرحهای وحدتگرایانه و پان عربیسم جمال عبدالناصر پس از ۱۹۵۸

4- گسترش سیاست سرکوب و فشار علیه نیروهای مخالف، به ویژه علیه اخوان المسلمین


🔸 شکل اقدام جمعی اسلامگرایان سوری در پنج سال اولیه حکومت حافظ اسد، به دلایل زیر، چندان ویژگی خشونت گرایانه نداشت:

الف:  تداوم فقدان اقتدار سازمانی و رهبری در جنبش اسلامی

ب:  سیاستهای وحدتگرایانه حافظ اسد برای تشکیل فدراسیون جماهیر عربی میان مصر، سوریه و لیبی که در مشارکت او در حمله به اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳ تجلی یافت

ج:  بهبود نسبی اوضاع اقتصادی سوریه آن هم به دلیل کمک های سخاوتمندانه کشورهای نفت خیز عرب.


 اما در فاصله سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۲صحنه سیاسی سوریه شاهد گسترش اقدام جمعی خشونت بار اسلامگرایانه بود که ناشی از عوامل زیر بود:


1- مداخله نظامی ۱۹۷۵ سوریه در لبنان که به دنبال آن نیروهای گوناگون فلسطینی و لبنانی، دمشق را به اتخاذ وضع ضد فلسطینی و بیاعتنایی در قبال محاصره اردوگاه فلسطینی متهم کردند.
2- اتخاذ سیاست لائیک از سوی دولت بعث که در حذف اسلام به عنوان دین رسمی در قانون اساسی سوریه در ۱۹۷۶ تجلی یافت.
3- افزایش اقتدار سازمانی در رهبری اسلامگرایان با انتخاب عدنان سعدالدین به عنوان رهبر اخوان المسلمین در ۱۹۷۶ و تشکیل جبهه اسلامی سوریه بر اثر ائتلاف نیروهای مخالف اسلامی و چپ و ملی در ۱۹۸۰٫

4- وخیم شدن اوضاع اقتصادی سوریه بر اثر گسترش هزینه های ناشی از حضور ارتش سوریه در لبنان، کاهش کمک های عربی به سوریه و به دنبال آن بسته شدن خطوط لوله نفت عراق به مدیترانه در ۱۹۷۰ که سالانه ۱۳۶میلیون دلار به سوریه زیان وارد می کرد.


 سطح خشونت اقدام جمعی اسلامی در سوریه از سال ۱۹۸۳ به بعد در طول دهه۱۹۹۰ رو به کاهش گذاشته و جنبش اسلامی سوریه در مقایسه با اواخر دهه۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ تضعیف شده است. دیدگاههای فعلی اخوان سوریه در قبال ایران و لبنان و فلسطین همانطور که بیان کردیم، دیدگاه های فعلی اخوان با گذشته بسیار تفاوت پیدا کرده است و اعتقاد به ایران و شیعه نیز از این قاعده مستثنی نیست. رهبر امروز اخوان سوریه معتقد است که ایران و لبنان به دولت سوریه کمک می کنند بنابراین با این دو کشور باید مخالفت کرد.
 شوقی حداد در مصاحبه خود میگوید: اسامه حمدان گفت که من حضور داشتم که یوسف قرضاوی بیان کرد: کشته شدن یک سومِ مردم سوریه برای حاکمیت یافتن دوسوم جایز است. بعد که به او اعتراض شد، در توجیه نظر خود گفت: یک سوم، شهید شود تا دوسوم به حکومت برسند. مراد قرضاوی از کشته شدن یک سوم، کشته شدن علویان و شیعیان سوریه بود و حاکمیت دوسوم، حاکمیت اهل سنّت بود. وی گفت: قرضاوی اگر از این فتوا دست برنمی دارد، لااقل بمب گذاری ها را محکوم کند، ولی از این کار هم خودداری کرد.

شوقی حداد در ادامه افزود: نزار نیوف، روزنامه نگار سوری، میگفت: فردی می گفت در ابتدا به اپوزیسیون سوریه متمایل بودم، ولی از زمانی که به چشم خود دیدم که یکی از عالمان اپوزیسیون به نام نزار نیف در سخنان خود در شهر درعا گفت: علویها کافرند و باید کشته شوند و زنهای آنها فاحشه هستند، خودم را از اینها جدا کردم. بعد از سخنان نزار نیوف مشاهده کردیم که در درعا از مردم همراه خواستند که به خانوادههای ارتشی های بشار حمله کنند. آقای شوقی حداد معتقد است که در مورد عقاید تکفیری، میان اخوان المسلمین سوریه و وهابیت تفاوتی وجود ندارد.

محمدعلی مهتدی، کارشناس خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، نیز  در مصاحبه ای گفته است: آقای برهان غلیون ( مهتدی معتقد است که برهان غلیون در رأس شورایی قرار دارد که در آن شورا اخوانی ها نیز حضور دارند و غلیون سخنگوی آن شوراست؛ پس دیدگاه اخوان با غلیون، در این مورد یکسان است) در گفتگوی خود با وال استریت ژورنال گفته بود که اگر ما (در جنگ با دولت سوریه) پیروز شویم، ارتباط با ایران و حزب الله و حماس را قطع می کنیم …

 نتیجه
 به علت وجود برخی شرایط سیاسی و اجتماعی، اخوان المسلمین سوریه که کمتر از ده درصد از مردم سوریه را همراه خود دارد، به سمت خشونت روی آورده و نام آن را جهاد نامیده است. این گروه با کمک برخی از گروههای افراطی در سوریه به تقابل با حکومت بشار اسد و ستیز با شیعه پرداخته است؛ اگرچه از نظر فکری تفاوت چندانی با اخوان المسلمین مصر ندارد.

منبع:iswnews.com

پایان

عکسهای بیشتر :

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف