سامراء؛ قلب تپنده شیعیان جهان

شنبه 18 شهریور 1396 - 11:43:38
سامراء؛ قلب تپنده شیعیان جهان

سامرا، از شهرهای زیارتی شیعیان در عراق که حرم عسکریین در آن قرار دارد. سامرا در بین تکریت و بغداد واقع است. شهرت این شهر به دلیل وجود بارگاه امامین عسکریین و محل تولد امام مهدی (عج) است. سامرا در سال ۲۲۱ق مرکز خلافت معتصم عباسی شد.

تهران- الکوثر: سامراء به سبب وجود مرقد مطهر دو پيشواي شيعه، امام هادي(عليه السلام) و امام عسكري(عليه السلام)، مورد توجه جهان تشيع است. اين شهر در كرانه شرقي رود دجله، درميان راه بغداد ـ تكريت واقع شده است. به عبارت ديگر، در حد فاصل قريه « كرخ فيروز » يا « كرخ ياجدّا » در شمال و قريه « مطيره » در جنوب قرار دارد.

در حال حاضر، اين شهر مركز استان صلاح الدين است كه از شرق به استان تميم(كركوك)، از شمال به نينوا، از غرب به استان الانبار و از جنوب به بغداد محدود مي شود. سامراء در 120 كيلومتري شمال بغداد قرار دارد و در حال حاضر جمعيت آن 531/126 نفر است.
سامراء هم چون شهرهاي ديگر عراق، قدمت ديرينه اي دارد. برخي بناي آن را عصر قبل از اسلام، يعني دوران اشكانيان و ساسانيان مي دانند، برخي نيز شاپور ذوالاكتاف را باني اين شهر دانسته اند. به گفته ياقوت حموي، سامراء را « سام بن نوح » ساخته است و شايد وجه تسميه آن به سامراء نيز همين باشد: « سام راه » يعني راه عبور و مرور سام فرزند نوح. در عصر ساساني، اين منطقه « التيرهان » نام داشت و قبل از 393 ق تاريخ اسكندري به چنين نامي مشهور بوده است.
براساس متون تاريخي، اين شهر در عصر ساساني، زير سلطه ايران بود و مردم آن به پرداخت ماليات به پادشاهان ايراني ناچار بودند. مورخان يكي از دلايل وجه تسميه آن به ساءمره(محل حساب) را همين موضوع دانسته اند.
در دوران اشكانيان، سامراء از مراكز تمدن بود و آثاري نيز در حفاري هاي آن به دست آمده است كه تاريخ آن ها به قبل از ميلاد مسيح برمي گردد. در اين شهر گورستاني كاوش شده كه قدمت آن به پنج هزار سال قبل از ميلاد مي رسد. در دوران ساسانيان، به لحاظ موقعيت مناسب آب و هوايي همواره مورد توجه پادشاهان آن سلسله بود. آن جا بناهاي با شكوهي ساخته اند كه امروزه بقاياي برخي از آن ها باقي است. با تسلط روميان بر اين منطقه مردم آن به مسيحيت گرويدند و به دنبال جنگ هاي ايران و روم، اين شهر دچار آسيب هاي كلي شد. سامراء همراه ديگر شهرهاي عراق در سال 14 ق توسط سعد بن ابي وقاص فتح شد. از اين هنگام تا پايان قرن دوم هجري تنها يك دير در سامراء وجود داشت.

البته برخي از خليفه هاي اسلامي از جمله منصور و هارون كوشيدند آن را آباد كنند و حتي هارون قصري اطراف آن ساخت و كانالي در آن حفر كرد. از آن هنگام تا دوران معتصم(قرن سوم هجري) از سامراء سخني در منابع نيست تا آن كه خليفه به احياء و تجديد بناي اين شهر پرداخت. در 221 ق، به لحاظ آن كه معتصم تركان را بر امور نظامي و ديواني مسلط ساخته بود، هفتاد هزار نفر از نظاميان ترك بغداد را جولان گاه تاخت و تاز اسب هاي خويش ساخته و بي مهابا در كوچه هاي شهر مي تاختند و براي مردم شهر مزاحمت و آزارهاي زيادي داشتند. از آن رو، برخي از مردم به معتصم شكايت بردند و او نيز به چاره جويي برآمد و در اطراف بغداد نقطه اي را بهتر و مناسب تر از اين مكان نيافت و چون ساخت شهر را به پايان رساند تركان را از بغداد به سامراء برد و مردم شهر را از آزار آنان رهانيد.مردم وقتي شهر جديد را ديدند خوشحال شدند كه از ايذاء تركان خلاصي يافته اند و آن جا را « سر من رأي » ناميدند ؛ يعني خوشحال شد كسي كه آن را ديد.12 معتصم در آن شهر قصري ساخت و آن را به غلام خود، اشناس، بخشيد.
از آن زمان، پايتخت خلافت عباسي بين سال هاي 221 تا 276 ق به سامراء انتقال يافت و اين شهر در دوره معتصم بسيار آبادان شد و به اوج شكوفايي و جلال خويش رسيد. معتصم ديوار بزرگ و ضخيمي از آجر پيرامون آن و قصري براي سكونت خود ساخت و در كنار آن بازار، كاروان سرا و مسجد برپا كرد و هريك از سربازانش را دستور داد تا عمارتي بنا كنند. در دو سمت رود هريك از خليفه ها كاخ ها و بناهاي زيبايي ساختند، كاخ هاي متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جاي داشتند. در سمت غرب دجله هم كاخ ها و بناهاي زيادي ساخته شد. هر يك از خليفه ها پول هاي هنگفتي، كه عمدتاً افسانه آميز است، در ايجاد كاخ ها و گردش گاه ها صرف مي كردند. سامراء هنگام مرگ معتصم به اندازه اي باشكوه و آباد بود كه با بغداد پهلو مي زد. واثق و متوكل، فرزندان معتصم، نيز در آباداني آن كوشيدند. هزينه هايي كه صرف آباداني اين پايتخت شده به دويست ميليون درهم مي رسيد.

در اين مدت هفت خليفه در سامراء خلافت كردند: 1) معتصم 2) واثق 3) متوكل 4) منتصر 5) معتمد 6) معتضد. همه اين خليفه ها به نوبه خود در آباداني
و شكوفايي  سامراء سهم داشتند. در دوران سلطه تركان، شهر سامراء همواره دست خوش درگيري هاي داخلي و جريان هاي سياسي بود كه چيزي جز فساد، تباهي و تخريب براي آن شهر در پي نداشت تا اين كه معتضد بالله، شانزدهمين خليفه عباسي، به ناچار سامراء را رها كرد و دوباره به بغداد برگشت و پايتخت خلافت اسلامي دوباره به بغداد انتقال يافت. از اين زمان بود كه شهر دچار ويراني و تخريب شد و به نام ديگري شهرت يافت و آن « ساء من رأي » بود؛ يعني هركس آن را ديد ناراحت شد.
در عصر متوكل، به سبب مسجد جامع و مناره ملويه اي كه او بنا كرد، سامراء موقعيت ويژه اي يافت. به خصوص كه اين خليفه تلاش زيادي در آباد كردن شهر و ساختن قصرها انجام داد.
از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصر حاضر، در منابع درباره سامراء سخن چنداني نيست و اين شهر به سبب وجود مزار و مرقد عسكريين هم چنان آبادان و پابرجا مانده است. اما براساس گفته هاي سياحان در عصر قاجار، اين شهر داراي سه دروازه بود؛ يكي دروازه بغداد، ديگري دروازه شريعه(جايي كه مردم از شط مي توانند آب بردارند) و سومي دروازه قاعد كه نام قبيله اي از عرب بود.
اديب الملك از كساني است كه در دوره قاجار اين شهر را ديده و چنين مي ستايد:
« هواي سامره چون بهشت است و خاكش عنبر سرشت. اكثر از سنگ ريزه هايش سليماني است و سبز و زرد و مرجاني، زيرا كه از كثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طريق مصفا شود ».
محمد شاه هندي، از پادشاهان هند، در اين شهر قلعه اي مستحكم با ديوارهايي استوار و بلند از گچ و آجر ساخت و برج هاي بسيار محكمي در اطرافش قرار داد.
البته چندين قلعه در اين زمان هم چنان پابرجا بوده است.

 

اطلاعات بیشتر 

یاقوت حموی  مورخ معروف درخصوص علت نامگذاری سامرا آورده است که سامرا را «سام بن نوح» ساخته و نام آن برگرفته از «سام راه» یعنی راه عبور و مرور سام فرزند نوح است.

ابن بطوطه این نام را برگرفته از «سام را» دانسته؛ یعنی شهری که برای سام ساخته شده است. دیگر نقل قول‌ها در این باب این است که «شام راه» بوده؛ یعنی مسیر عراق به شام از این راه بوده است و برخی نام آن را از واژه کهن رومی «سومرا» می‌دانند. براساس متون تاریخی، این شهر در عصر ساسانی، زیر سلطه ایران بود و مردم آن به پرداخت مالیات به پادشاهان ایرانی ناچار بودند. مورخان یکی از دلایل وجه تسمیه آن به ساءمره (محل حساب) را همین موضوع دانسته‌اند.

برخی نیز گفته‌اند که سامرا قبل از اسلام و در دوران ساسانیان و به دست شاپور «ذوالاکتاف» بنیان نهاده شده است. از دیگر نام‌های سامرا می‌توان به سامراه، سامره، سراء، سُرَّ من رأی، سرور من رأی، ساء من رأی، عسکر و تیرهان اشاره کرد.

موقعیت جغرافیایی

شهر سامرا در شرق رودخانه دجله و در شمال بغداد واقع شده است. این شهر، مرکز استان صلاح الدین و در فاصله ۱۲۴ کیلومتری بغداد واقع شده است. سامرا از شرق به کرکوک، از شمال به نینوا، از غرب به استان الانبار و از جنوب به بغداد منتهی می‌شود.

تاریخچه

در سال ۲۲۱ق. و دوران حکومت معتصم عباسی فرزند هارون عباسی، پایتخت از بغداد به سامرا منتقل گردید و تا سال ۲۷۶ ادامه داشت. علت این انتقال، وجود عظیم سپاهیان ترک بود که معتصم آنان را به خدمت گرفته بود و چون شهر بغداد ظرفیت آن تعداد سرباز را نداشت و مزاحمت مردم را در پی داشت؛ تصمیم بر آن گرفت تا جای مناسبی را در نظر بگیرد و سامرا را انتخاب کرد. وی آن جا را آباد ساخت و دارالخلافه خواند و نظامیان ترک را در آن سکنا داد. سامرا در دوران معتصم به اوج قدرت و آبادانی رسید و کاخ‌ها، گردش‌گاه‌ها، بازارها، مساجد و عمارت‌های عظیم در آن ایجاد شد. این شکوه و عظمت تا دوران معتمد عباسی (حکومت ۲۵۶ - ۲۷۹ق) ادامه داشت تا اینکه وی پایتخت را به بغداد بازگرداند.

حضور دو امام شیعه

متوکل در سال  ۲۳۳ق  مصمم شد تا امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا بیاورد. علت این امر را رسیدن گزارش‌هایی حاکی از میل مردم به امام هادی(ع) ذکر کرده‌اند. متوکل امام هادی (ع) را از مدینه به بغداد و سپس به سامرا آورد و ۲۰ سال و ۹ ماه در آنجا ساکن بود تا اینکه همانجا در زمان حکومت معتزمسموم شده و شهید شد و در همانجا مدفون شد. امام حسن عسکری(ع) نیز به همراه پدرش در سال ۲۳۳ق/۸۴۷م به سامرا آورده شد و تا پایان عمرشان در همان جا بودند. امام عسکری(ع) در ۱ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در سن ۲۸ سالگی در (سامرا) درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود، مدفون شد.طبرسی (متوفای۵۴۸ق) می نویسد: بیشتر اصحاب ما (یعنی علمای شیعه) بر این باورند که علت درگذشت امام عسکری(ع)، مسمومیت بوده است.


حوزه علمیه سامرا

در شعبان ۱۲۹۰ق. میرزای شیرازی از مراجع تقلید شیعه، به شهر سامرا کوچ کرد و در آنجا حوزه علمیه تأسیس کرد. در این حوزه علمای بزرگی مانند سید حسن صدر، سید محسن امین، محمدجواد بلاغی، آغا بزرگ تهرانی اشتغال داشتند. فتوای تحریم تنباکو در مدت اقامت میرزا در سامرا صادر شد.

خروج شیعیان

پس از اینکه میرزای شیرازی در سال ۱۳۱۲ق. در سامرا درگذشت، شیعیان هم کم‌کم سامرا را ترک کرده و به سمت دیگر شهرهای شیعه‌نشین به‌ویژه در جنوب عراق یعنی کربلای معلی و نجف اشرف کوچ کردند. بر همین اساس، سامرا آرام‌آرام به یک شهر سنی‌نشین تبدیل شد. چند دهه پس از حکومت حزب بعث، تقریبا حضور شیعیان در سامرا به صفر رسید.

حاکمان عباسی سامرا

در بیش از نیم قرن، هشت خلیفه عباسی در سامرا حکومت کردند که عبارتند از:

معتصم (۲۱۸ - ۲۲۷ق)

واثق (۲۲۷ - ۲۳۲ق)

متوکّل (۲۳۲ - ۲۴۷ق)

منتصر (۲۴۷ - ۲۴۸ق)

مستعین (۲۴۸ - ۲۵۲ق)

معتزّ (۲۵۲ - ۲۵۵ق)

مهتدی (۲۵۵ - ۲۵۶ق)

معتمد (۲۵۶ - ۲۷۹ق)

 

آثار تاریخی سامرا

مسجد جامع سامرا معروف به «جامع المتوکل». این مسجد، یکی از قدیمی‌ترین مساجد عراق است که ساخت آن به زمان متوکل عباسی برمی‌گردد.سرداب مقدس که زیرزمین خانه مسکونی امام حسن عسکری (ع) بوده است. بنابر گزارش‌هایی، امام مهدی (عج) بارها در زمان حیات پدر و پس از آن در این مکان دیده شده‌ و علت نام‌گذاری این مکان به سرداب غیبت همین است.

مناره ملویه در ضلع شمالی مسجد جامع سامرا. این مناره، پس از سال‌ها هنوز هم پابرجاست و از دوردست نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌کند.

«متوکلیه» شهر کهن سامرا که به دست متوکل ساخته شد و امروزه ویرانه‌های آن در شمال سامرا نمایان است.

مسجدی به نام «جامع ابی دُلَف» که به نام ابودلف قاسم بن عیسی از فرماندهان عباسی و از شیعیان معتقد می‌باشد.

قصرهای سامرا که به دست خلفای عباسی ساخته شد و امروزه از آن، تنها دیوارها و ستون‌های ویرانه باقی مانده است.

اماکن زیارتی سامرا

حرم عسکریین

مدفن امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) مهم‌ترین مکان زیارتی شهر سامرا است.

تخریب حرم عسکریین

حرم امامین عسکریین (ع) دو بار به دست ترویست‌ها تخریب شد. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ش. و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ش. رخ داد. در نخستین تخریب، بمب‌گذاران با به کارگیری بیش از دویست کیلوگرم تی‌ان‌تی، گنبد و بخشی از گلدسته‌های طلایی حرم را فروریختند. در حمله دوم نیز گلدسته‌های طلایی تخریب شد. پس از این حملات تروریستی، بارگاه دو امام، در دست بازسازی و نوسازی قرار گرفت.

سرداب مقدس

سرداب غیبت، زیرزمین خانه مسکونی امام حسن عسکری (ع) بوده که هم‌اکنون در شمال غربی حرم عسکریین در شهر سامرا قرار دارد. گویند این مکان محل زندگی و عبادت امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) در روزهای گرم تابستان بوده است. بنابر گزارش‌هایی، امام مهدی (عج) نیز بارها در زمان حیات پدر و پس از آن در این مکان دیده شده‌ است.

مدفونان در سامرا

امام هادی(ع)، امام دهم شیعیان

امام حسن عسکری(ع)، امام یازدهم شیعیان

نرجس خاتون مادر امام زمان(عج) که قبرش داخل ضریح و پشت سر امامین عسکریین قرار دارد

حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) و عمه امام عسکری که در پایین پای امامین عسکریین مدفون است

حسین بن علی الهادی فرزند امام هادی(ع) و برادر امام عسکری(ع)

سمانه یا سمانه مغربیه ملقب به «ام الفضل» مادر امام هادی(ع) که در کنار فرزندش دفن شد

سوسن مادر امام عسکری(ع)

ابرهیم اشتر نخعی فرزند مالک اشتر در منطقه دُجَیل در نزدیکی سامرا

جمیل بن دراج از محدثان شیعه، در منطقه دُجَیل در روستای طارمیه

ابوهاشم جعفری از محدثان و راویان شیعه؛ قبر او داخل ضریح عسکریین است.

ابن سکیت ابویوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی

نجاشی دانشمند رجالی شیعه؛ نجاشی در سال ٣٧٢ متولّد و در سال ۴۵٠ در مطيرآباد وفات يافته است، مطيرآباد يا «ميطره» روستايى در نواحى سامرا است.

آقا رضا همدانی از مراجع تقلید قرن سیزدهم

زید بن موسی بن جعفر(ع) معروف به زید النار

محمد بن علی الهادی معروف به امامزاده سید محمد، مدفون در شهر بلد در ۴۵ کیلومتری شهر سامراء

مسجدهاي تاريخي سامرا

مسجد جامع
يكي از قديمي ترين مسجدهاي تاريخي عراق مسجد بزرگ سامراء است كه از بناهاي زمان متوكل، ابتداي قرن سوم هجري، است و ساخت آن از 848 تا 825م طول كشيد. اين مسجد هم به لحاظ وسعت و هم به لحاظ قدمت از ديگر مسجدهاي عراق بزرگ تر است مساحت داخلي آن 240 × 156 متر و مساحت بيروني آن 376 × 440 متر است كه در مجموع 38000 مترمربع را به خود اختصاص مي دهد. چهارده درب ورودي دارد كه سه درب در ضلع شمالي، چهار درب در غرب و شرق و نُه درب در جنوب قرار دارد. صحن مسجد نيز 110 × 160 متر است.
اين مسجد در بيرون شهر فعلي سامراء و حدود دو كيلومتر پايين تر از آستان مقدس عسكريين قرار دارد. امروزه، از اين مسجد تنها ديواره هاي آن و مناره معروف به ملويه باقي مانده است. داخل مسجد سقف ندارد و كف آن همه خاكي است. ديوارهاي بسيار ضخيم آن همانند ديوارهاي قلعه اي است كه حدود دو متر ضخامت دارد. ارتفاع آن ده متر و داراي چهل برج در ضلع هاي مختلف است. ضلع هاي شمالي و جنوبي، هريك، هشت برج و ضلع هاي شرقي و غربي داراي ده برج است.
هزينه ساختمان اين مسجد در آن دوران، نزديك به چهارصد هزار دينار طلا بوده است. اين مكان ابتدا در خارج از شهر قرار داشت و كنار راه آن بازار و دكان هايي ساخته بودند. راه مسجد به حدي وسيع بود تا خليفه بتواند سواره يا پياده به مسجد بيايد و در آن مسجد نماز گزارد. وسط صحن حوضي ساخته بودند كه فواره هاي آن همواره در حال فوران بود. از اين مسجد امروزه فقط ديوارها و مناره آن باقي است كه در دوران معاصر بازسازي شده است.

مناره ملويه
متوكل عباسي در ضلع شمالي مسجد بزرگ سامراء مناره اي ساخت كه هنوز، پس از 1200 سال، راست قامت برجاي مانده و از كيلومترها مسافت چشم بيننده را به خود خيره مي سازد. اين مناره عظيم به لحاظ سبك و نوع معماري از عجايب دنيا و در جهان اسلام بي نظير است. ارتفاع آن به 55 متر مي رسد كه برروي يك قاعده و پايه مربعي شكل به مساحت 32متر بنا شده است. اين مناره به شكل مخروطي از قاعده اي بسيار پهن به مساحت 32 متر آغاز و تا بالاترين نقطه امتداد مي يابد و رأس آن با شش متر مساحت ختم مي شود. از عجايب اين مناره سبك منحصر به فرد آن در پلكان هاي مناره است كه برخلاف همه مناره ها، پلكان آن از بيرون و اطراف مناره است و به صورت مارپيچ و مدور در شش دور، از پايين تا بالا، امتداد دارد و شكلي چون حلزون به خود مي گيرد. ارتفاع هريك از پلكان ها حدود ده سانتي متر است و علت كوتاهي آن ها اين بود كه خليفه مي خواست با اسب از آن ها بالا رفته و ارتفاع مناره را صعود كند. در دوره هاي بعد، ابن طولون در قاهره مسجد و مناره اي به همين سبك ولي كوچك تر از آن احداث كرد. اين بنا و معماري ظاهراً به تقليد از معبدهاي كلدانيان و بابليان و يابرج بابل ساخته شده است. زيرا كلدانيان اين نوع معبدها را براي انجام قرباني مي ساختند كه مي بايد به بالاترين نقطه برده و تقديم خدايان شود. 

جامع ابي دُلف
يكي ديگر از مسجدهاي قديمي و تاريخي سامراء، مسجد ابودلف است كه توسط ابودلف قاسم بن عيسي عجلي كرجي، از حاكمان عصر عباسي(ف 226 ق)، ساخته شد. ابو دلف، در ادب و شعر و جنگ آوري و شجاعت شهره بود، سفري به ايران داشت و خاطراتش را در سفرنامه اي به نام سفرنامه ابي دُلف در ايران به رشته تحرير در آورده است.
مسجد ابي دلف در شمال شرقي سامراء، در محله المتوكليه، قرار دارد و مساحتي حدود سي هزار متر مربع، يعني 135 × 213 متر، با هفده درب ورودي و پنج رواق و شبستان دارد. در داخل شبستان محراب و منبر واقع شده و صحن آن داراي سه حياط است كه مناره اي نيز در كنار آن ساخته شده است. تركيب معماري اين مسجد را معماران مغربي و مصري در قيروان و قاهره اقتباس كرده و مسجدهايي بر آن اساس ساخته اند. ساخت مسجد ابي دُلف در حدود 246 ق به پايان رسيد و امروزه از آن جز ديوارهاي مخروبه بيروني و شبستان اثري برجاي نمانده است.

سرداب غيبت

در داخل صحن دو امام، ضلع شمال غربي و پانزده متري بقعه و حرم مطهر، مقامي است كه امروزه به سرداب غيبت معروف است. سرداب به زيرزميني گويند كه در خانه ها ساخته مي شد تا ساكنان را از گرماي بيش از حد تابستان در امان دارد و اهل خانه ساعتي از روزهاي گرم تابستان را در آن جا مي گذرانيدند. در منزل امام هادي(عليه السلام) سردابي بود كه ايشان و فرزند بزرگوارش، امام عسكري(عليه السلام)، و نوه گران قدرش، حضرت بقية الله اعظم، چند صباحي را در آن زيسته و به عبادت پروردگار مشغول بودند. به هنگام رحلت امام عسكري(عليه السلام) فرزندش از ديده ها غايب شد. 
بعدها مردم عوام و بسياري از جاهلان پيرامون اين واقعه داستان ها ساختند و چنين گفتند كه حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ورود به چاه داخل سرداب ناپديد شده است. براساس اين اعتقاد، زائران شيعه در داخل سرداب، از حوضي كه محل وضوي امام هادي و عسكري(عليه السلام) بود، به عنوان تبرك خاك برمي داشتند كه كم كم اين مكان به بئر غيبت يا چاه غيبت معروف شد. در اين جا ضروري است اشاره شود كه در هيچ يك از متن هاي معتبر شيعي به اين مكان با عنوان « چاه غيبت » يا « محل غيبت حضرت مهدي » اشاره نشده است و بسياري از بزرگان شيعه نيز به انكار آن پرداخته اند. مرحوم محدث نوري، صاحب المستدرك، علت پيدايش « سرداب غيبت » را چنين شرح مي دهد: « عده اي از خادمان اين مكان براي كسب منافع مادي و دنيوي خود چنين خرافه اي را رواج داده، آن را چاه غيبت معرفي كرده اند و از آن محل خاكي براي تبرك در مقابل دريافت پول به زائران مي دادند. مرحوم شيخ العراقين، از علماي عالي قدر شيعه، براي جلوگيري از اين اقدام ناصواب، چاه مذكور را پر كرده و درب آن را محكم بست. اما بعدها، خادمان دوباره آن را گشوده و تا به امروز با اين ترفند به گرفتن پول از زائران مي پردازند ». مرحوم شيخ عباس قمي گويد: « اين خرافه را علماي اهل سنت به شيعه نسبت مي دهند و مي گويند شيعه معتقد است مهدي آن ها در اين چاه غايب شده و در آن جا باقي است تا هرگاه خداوند بخواهد بيرون آيد و جهان را پر از عدل و داد كند ». ياقوت حموي، از تاريخ نويسان اهل سنت، در بيان سامراء گويد: « وبها السرداب المعروف في جامعها الذي زعم الشيعه ان مهديهم يخرج منه... ». [ در سامراء سرداب معروفي، در مسجد آن شهر، وجود دارد كه شيعه مي پندارند مهدي آنان از اين سرداب ظهور خواهد كرد ]. چنان كه مي دانيم، همه منابعي شيعي محل ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را مكه ذكر كرده اند. در هر حال، رواج اين اعتقاد نه تنها موجب تمسخر و وهن شيعه مي شود بلكه عده اي از معاندان و منكران، وجود مبارك حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آن را بهانه مي كنند تا اصل مهدويت را انكار كرده آن را ساخته و پرداخته شيعه و از خرافات آنان بدانند. به هر روي، زائران فهيم و ارادتمند اهل بيت بايد از هر گونه اقدامي كه موجب وهن و تمسخر شيعه و سوء استفاده دشمنان شود، خودداري كنند. سيد محسن الامين، از علماي بزرگ شيعه، معتقد است كه اين توهمي فاسد براي برخي است كه مي پندارند حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين سرداب است، جز اين نيست كه تبرك به اين مكان تنها براي تبرك به آثار صالحين است زيرا سه تن از امامان شيعه در اين مكان زندگي مي كرده اند.
به هرحال، سرداب غيبت كه تنها مي توان گفت زيرزمين خانه مسكوني امام عسكري و محلّ زندگي و سپس غيبت امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بوده است امروزه در داخل صحن، به صورت مستقل با بقعه و گنبد كاشي كاري، وجود دارد. داخل آن شامل يك غرفه شش ضلعي و يك غرفه مستطيلي كوچك و يك غرفه مستطيلي بزرگ است كه به مصلاي مردان و زنان شهرت دارد و از طريق يك راهروي بلند و باريك به هم وصل مي شود. در داخل اين غرفه پلكاني با بيست پله قرار دارد كه از آن به داخل سرداب راه است. ديوارهاي داخل سرداب و سقف آن آينه و كاشي كاري است و نوشته اي به خط كوفي روي يك نوار چوبي در طول ديوارهاي سه گانه قرار دارد.
بر سرداب غيبت درِ قديمي و كهن نصب شده كه تاريخ آن به سال 606 ق برمي گردد. اين در را الناصر لدين الله عباسي ساخته است و جلوه اي عالي از هنر قرن هفتم است. درب دو لنگه دارد و به صورت مشبك است و حجره غيبت را از مصلاي مردان جدا مي كند. روي آن كتيبه اي به خط نسخ است كه حكايت از نحوه و زمان ساخت اين در دارد و نام سعد بن حسين بن سعد، با تاريخ 617 ق، ديده مي شود. اين در را
« باب الغيبت » مي نامند و پشت آن اتاق كوچكي به طول دو و عرض 5/1 متر وجود دارد كه به محل غيبت امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشهور است وچاه معروف به « چاه غيبت » نيز در گوشه همين اتاق است. امروزه درِ ياد شده بسته است و كسي نمي تواند از آن وارد شود. داخل آن با كاشي هاي هفت رنگ تزيين شده است. كاشي كاري آن را شيخ محمد به دستور ناصر الدين شاه انجام داده و كتيبه اي هم به يادگار گذاشته است. 
سرداب صحني به طول شصت و عرض بيست متر با ايوان و شبستان دارد. در گذشته، راه سرداب از پشت سر نزديك قبر نرجس خاتون بود تا اين كه احمد خان دنبلي سرداب را به صورت جداگانه ساخت و صحن وايوان براي آن قرار داد. سرداب به وسيله دري به شبستان وصل مي شود كه به سرمايه سهم الملك عراقي اراكي نقره كاري شده است. روي سرداب مسجدي وجود دارد كه به مسجد صاحب مشهور است. اين مسجد را هم حسينقلي خان دنبلي ساخته است. برفراز مقام غيبت يا سرداب گنبدي كاشي كاري شده قرار دارد. بناي آن در 1202 ق توسط احمد خان دنبلي ساخته شده و كاشي كاري آن از كارهاي محمد علي ميرزا، حاكم كرمانشاهان، است.