سید حسن نصرالله : روز قدس امسال از هر زمان دیگری مهمتر است

شنبه 5 خرداد 1397 - 6:43:35
سید حسن نصرالله : روز قدس امسال از هر زمان دیگری مهمتر است

بیروت - الکوثر : دبیرکل حزب الله لبنان بر اهمیت حضور گسترده مردمی در راهپیمایی روز قدس امسال با توجه به شرایط ویژه ای که در شهر قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی در این شهر و در فلسطین اشغالی حاکم است ؛ تاکید کردند.

به گزارش پایگاه شبکه الکوثر ، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی خود به مناسبت روز مقاومت و آزادسازی (شکست رژیم صهیونیستی و خروج آن از جنوب لبنان در سال دو هزار) گفت :« امروز ما جشنی مردمی را برگزار می کنیم و انشا الله این جمع و حضور گسترده را در روز قدس نیز شاهد خواهیم بود. انشا الله در مراسم گرامیداشت روز جهانی قدس امسال این روز و مناسبت از توجهی مردمی و جهانی و سیاسی و فرهنگی گسترده ای برخوردار خواهد بود بخصوص با توجه به شرایط ویژه ای که شهر قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی در این شهر و در فلسطین اشغالی پشت سر می گذارد. به ویژه پس از اقدام رئیس جمهور آمریکا ، ترامپ ، در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل ، رژیم اشغالگر و پس از انتقال سفارت آمریکا به قدس ، همانطور که چند روز پیش رخ داد و از سوی دیگر برای همراهی با راهپیماییهای بازگشت در قدس که هر جمعه برگزار می شود و همراهی با قربانیان و شهدایی که فلسطینیها در غزه و کرانه باختری و داخل سرزمینهای 1948 تقدیم می کنند ، انشاالله امیدواریم همه مومنان روز قدس، آینده را مورد توجه و عنایت خودشان قرار دهند. سخنرانی خود را به مناسبت روز مقاومت و آزادسازی با تبریک حلول ماه مبارک رمضان به ویژه به مسلمانان آغاز می کنم. در روز مقاومت و آزادسازی در بیست و پنجم ایار (مه) ، به همه شما این روز و این پیروزی و این دستاورد را تبریک می گویم. این رویداد و مناسبت سالانه چه برای ملت لبنان یا ملتهای منطقه و امت ما ، رویدادی بسیار مهم و رویدادی انسانی و ملی و جهادی و سرشار از درسها و تجارب است و می توان در حال و آینده به آن تکیه کرد. این کاری است که ما از سال دو هزار انجام داده ایم و باید به آن ادامه دهیم. زمانی که در این روز به ملت خود تبریک می گوییم مطمئنا باید اولا باید خدا را شکر کنیم که این نعمت عظیم و پیروزی بزرگ را به ما ملت و منطقه و امت ما اعطا کرد. پس از آن باید در درجه اول از نیروهای مقاومت و مجاهدان و اهل فدا کردن و قربانی کردن تبریک بگوییم. همه ما اهل فدا کردن جان خود هستیم به ویژه کسانی که از همان ابتدا پیش از سال 1982 و پس از آن ، کسانی که کار و زندگی خود و حتی جوانان خود را رها کردند و تفنگ به دست گرفتند و در ارتفاعات ، کوهها و جنگلها و در غربت و هراس زندگی کردند و همه تلاش خود را برای آزادی این سرزمین و شکست اشغالگران و متجاوزان به کار گرفتند. این قهرمانان که برخی از آنها شهید شدند و برخی از آنها و البته اکثریت قاطع آنها به شکر خدا همچنان زنده هستند. همچنین شهدایی که جان و خون پاک خود را هدیه کردند ، اگر بخواهیم از شهدای پیش از سال دو هزار نام ببریم از شیخ راغب ، سید عباس و محمد سعد فرمانده شهید ، خلیل الجرادی باید نام ببریم. در مقاومت اسلامی در حزب الله ، ما فهرستی طولانی از فرماندهانی داریم که باید دوباره نام آنها را بیان و آنها را به نسلهای جدید معرفی کنیم و همینطور در بقیه گروهها. از شهدای عملیات شهادت طلبانه در همه گروههای مقاومت و شهدای درگیریهای قهرمانانه و یورش به مواضع دشمن و شهدای خط شکن و شهدایی که در همه میادین رویارویی با این دشمن شهید شدند ؛ سخن می گوییم. علاوه بر این مجروحانی که همچنان از جراحت و زخمهای خود رنج می برند ، اسیرانی که سالهای زیادی را در زندان سپری کردند ، کسانی که به لطف خدا آزادی خود را به دست آوردند و همچنین از خانواده های آنها که تردیدی نیست آنها هم تحمل زیادی از خود نشان دادند. پس از آن همه مردم ، ساکنان روستاهایی که سالها تحت اشغال زندگی کردند چرا که آنها از سال 85 تا دو هزار هر روز با مشکلاتی به علت زندگی در این نوار اشغالی مواجه بودند. در کنار نیروهای مقاومت و مردم ، ارتش لبنان بود که حضور داشت و شهدایی تقدیم کرد ، نیروهای امنیتی لبنان ، گروههای مقاومت فلسطینی نیز مشارکت مناسب و ویژه خود را در این پیروزی داشتند. ارتش عربی سوریه که در این مرحله تا سال دو هزار شهدایی تقدیم کرد. همه اینها در به دست آمدن این پیروزی موثر بودند و مشارکت داشتند و از همه آنها تشکر و قدردانی می کنیم و از همه کسانی که با آنها بودند و از آنها در لبنان حمایت کردند چه حمایت سیاسی یا معنوی ، رسانه ای و مالی و کسانی که از آوارگان و مهاجران پذیرایی کردند. مطمئنا باید از کمک منحصر به فردی که در سطح منطقه ای و در خارج از طرف سوریه و جمهوری اسلامی ایران وجود داشت تشکر کنیم ، فقط از اینها و نه طرفهای دیگر و این برای همه روشن است و باید به یاد داشته باشیم. زمانی که از کمک ایران و سوریه به ملت لبنان برای تحقق پیروزی سال دو هزار صحبت می کنیم ، طبعا باید از شکست جهان نیز سخن بگوییم . جهان قطعنامه 425 شورای امنیت را شاهد بود و هیچ کاری برای اجرای آن نکرد و جهانی که حملات روزانه دشمن اسرائیلی و کشتارها و بمبارانها و جنایات و آواره کردنهای آنها و اشغالگری آنها را مشاهده می کرد و ساکت نشسته بود. در هر حال به برکت همه این قربانیها ، پیروزی و آزادسازی به دست آمد و سرزمین به اهل آن و حاکمیت کشور بازگشت به استثنای مزارع شبعا و بلندیهای کفرشوبا و بخش لبنانی منطقه غجر. مردم و ساکنان به خانه ها و مناطق خود بازگشتند و اسیران با عزت و سربلندی بازگشتند. امنیت و ایمنی به طول مرز بین المللی با فلسطین اشغالی بازگشت و در حال حاضر سراسر جنوب و بقاع غربی و سراسر لبنان در امنیت و ایمنی و آزادی و شرافت زندگی می کنند. مهم این است که از امنیت همراه با عزت و سربلندی و آزادی برخوردار باشیم. در اینجا لازم است به برخی مسائل اشاره کنم. مسئله اول ، اینکه این پیروزی درحالی به دست آمد که هیچ برابری در توان و قدرت وجود نداشت. بلکه برعکس امکانات و توانمندیهای مقاومت در سال 1982 تا سال 2000 هزار امکانات بسیار ناچیزی بود حتی نه تنها قابل مقایسه با امکانات دشمن نبود بلکه حتی با امکانات کنونی مقاومت نیز در سال 2018 قابل مقایسه نبود. امکانات بسیار ناچیز بود ، از نظر شمار نیروها و مبارزان مقاومت ، بسیار ناچیز بود. امکانات تسلیحاتی نیز بسیار ناچیز بود ، امروز انواع تسلیحاتی که مقاومت در اختیار دارد پیش از سال دو هزار وجود نداشت ، برخی تسلیحات ضد زرهی و برخی توانمندیهای موشکی و توانمندیهای آتشباری وجود نداشت ، نه از نظر فراوانی و نه کیفیت و نه کمیت. اما با این حال ، این پیروزی بزرگ و عظیم بود. من به عنوان مثال مسئله ای را که در جلسات داخلی می گویم برای اینکه مردم بدانند مطرح می کنم که پیش از سال دو هزار ، مقاومت اگر می خواست به برخی از مواضع در یکی از محورها حمله می کرد باید خمپاره ها و تسلیحات ضد زرهی و برخی از امکانات خود را از همه خطوط درگیری جمع می کرد و به این محور می آورد تا بتواند در این محور فعالیت کند. یعنی تا این اندازه امکانات ما محدود و ناچیز بود. اما با این حال پیروزی به دست آمد و من این نکته را یادآور شدم تا بگویم این پیروزی از ویژگی های پیروزی از جانب خدا و ابعاد انسانی و اخلاقی برخوردار بود و برکات عظیمی داشت. اما باید اشاره کرد امکانات و ایستادگی و ثبات مقاومت حتی در رویارویی های بزرگی که رخ داد مانند تموز (ژوئیه ) سال 93 ، مانند جنگ نیسان (آوریل) سال 96 تا سال دو هزار وجود داشت. نکته اولی که درباره آن صحبت می کنیم مربوط به محاصره و تحریمها و خشکاندن منابع مالی و آنچه شکل گرفته است. » 

وی گفت :« نکته دوم که لازم است به آن اشاره کنیم ، عنوان سالروز امسالمان است یعنی ‹پیروزی شایسته شماست› و این پیروزی است که خداوند متعال به مردم و فرزندان مقاوم عطا کرد چرا که آنها شایسته کسب این پیروزی بودند. خداوند با شرایطی پیروزی عطا می کند، اینگونه نیست که بی قید و شرط پیروزی عطا کند، حتی در قرآن کریم هم برای پیروزی شرایطی مطرح شده است. تجربه سال دو هزار ثابت کرد وقتی خدا صداقت، اخلاص، صفا و وفاداری شما را ببیند، وقتی ببیند که شما آماده اید تا بی حد و حصر جانفشانی کنید، وقتی ببیند مسئولیت پذیر هستید و از زیر بار مسئولیت فرار نمی کنید، پیروزی را نصیبتان می کند و الا بهانه برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت فراوان بود، حال چه بهانه سیاسی باشد یا بهانه امکانات و یا بهانه شرعی، چون برخی ادعا می کنند که مقاومت، حرام و نوعی خودکشی است، پس بهانه و دستاویز زیاد است و با تمسک به آنها می توان از زیر بار مقاومت در برابر اشغالگران شانه خالی کرد اما شما این کار را نکردید و حتی در پی بهانه جویی هم نبودید بلکه با قدرت مسئولیت پذیرفتید، تلاش کردید، صبر و استواری در پیش گرفتید تا خداوند صداقت شما را دید و پیروزی را بر ما نازل کرد در صورتی که می دانیم از نظر امکانات، توازنی در دو سوی میدان نبود اما کاری کردید که دشمن با حجم بالایی از خسارت و بدون هیچ شرط و حتی بدون تدابیر امنیتی با ذلت و خواری عقب نشینی و فرار کرد. شما شایسته بودید و تجربه نیز نشان داد شما شایسته اید. در سال دو هزار و در تاریخ بیست و پنجم مه، شما، دوستان ما و هواداران مقاومت ثابت کردید که شایسته پیروزی هستید. عناصر مقاومت وقتی وارد نوار مرزی اشغالی شدند رفتاری متمدنانه داشتند، از جان و مال مردم حراست کردند، در پی انتقامجویی نبودند و همین یعنی اینکه شایسته هستند. پس از سال دو هزار نیز با تداوم حمایت، حفظ و تقویت مقاومت باز هم نشان دادند شایسته پیروزی هستند، این رفتار نشان داد آنها انسان های شاکر و وفاداری هستند، وقتی زمان جنگ جولای شد باز هم ثابت شد که شایستگی پیروزی در این جنگ را هم دارا هستند. با مقاومت، پایداری، صداقت، جانفشانی و وفاداری ثابت کردند شایسته پیروزی هستند. این شایستگی پس از پایان جنگ یعنی پس از سی و سه روز و زمان بازگشت به روستاها و شهرها نیز اثبات شد یعنی زمانی که به شهر و دیارشان بازگشتند و به جای خانه هایشان که در جنگ ویران شده بود چادر زدند و در چادر زندگی کردند اما همچنان از مقاومت حراست کردند و تا به امروز از مسئولیت مقاومت شانه خالی نکردند. تمامی تهدیدات، محاصره ها، گنجاندن در فهرست تروریسم و مخدوش کردن وجهه هیچ نفعی برای دشمن نداشت در نتیجه ما با ملتی سرکار داریم که قبل از سال دو هزار شایسته پیروزی بودند و خدا این پیروزی را در سال های دو هزار و دو هزار و شش به آنان عطا کرد . وقتی سخن از آینده به میان می آید دیدگاه شخصی من که همواره نیز تکرار کرده ام، این است که در پی جنگ نیستیم اما از جنگ هراسی هم نداریم، دشمن پیوسته تهدید می کند، وقتی در جلسات داخلی ما از امکان بروز جنگ سخن به میان می آید دوستان به یقین از پیروزی می گویند زیرا خداوند سبحان که ما با او و او با ماست، ما را به حال خودمان رها نخواهد کرد، مردم ما نیز همچنان در میدان حضور دارند و شایسته پیروزی هستند حتی شایستگی پیروزی شما در انتخابات هم ثابت شده است، با آنکه برخی از مردم ملاحظاتی داشتند اما وقتی موضوع حمایت از مقاومت، حفظ مقاومت و تقویت مقاومت و در مقابل شکست تمامی پیش بینی های دشمن مطرح شد دیدیم مردم از همه ملاحظات عبور کردند و از مقاومت حمایت نمودند.»  
وی افزود:« موضوع دیگری که به مناسبت امروز درباره آن سخن می گویم موضوع تحریم آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج( فارس) علیه مقاومت در لبنان و حتی فلسطین است، این تحریم با شیوه های مختلف از جمله تهیه فهرست تروریسم بر مقاومت تحمیل شده است، البته برخی از موارد در این تحریم چیز جدیدی نیست اما برخی دیگر نو و جدید است و باید بررسی شود، پیش از این اسامی برخی از رهبران سیاسی یا فرماندهان نظامی حزب الله در فهرست تروریسم آمریکا یا فهرست تروریسم شورای همکاری خلیج(فارس) یا عربستان جای داشت اما الان فهرست جدیدی صادر کردند. آنچه درباره من یا برادران من مطرح است این است که این تحریم ها تاثیر مادی ندارد زیرا پولی نداریم که در بانک ها پس انداز کنیم، مال و سرمایه ای نداریم، معاملات بانکی نداریم ، تجارتی هم نداریم، در نتیجه این تحریم ها اثر مالی و مادی نخواهد داشت. آنان هم به این واقعیت ها آگاه هستند اما این نام ها را در فهرست تروریسم قرار می دهند تا مردم را از ما دور کنند. در واقع این کار آنها نوعی فشار روحی و روانی است، البته برخی از برادرانمان که نامشان در فهرست تروریسم به ویژه فهرست تروریسم شورای همکاری وارد شده است قادر نخواهند بود حج بیت الله الحرام را به جا آورند. در این تحریم ها نکته اذیت کننده این نیست که نام من یا برادرانم در فهرست تروریسم وارد شده است بلکه مشکل این است که در برخی موارد این تحریم ها موانعی را ایجاد می کند مثلا وقتی نام یک شرکت اعم از لبنانی یا غیر لبنانی، یک کارخانه، یک گروه، یک جمعیت و به طور کلی طرف هایی که فعالیت های تجاری و بازرگانی دارند مطرح می شود، مشکل ساز می شود زیرا نمایندگان این شرکت ها و کارخانجات نیاز به رفت و آمد به خارج از لبنان، معاملات بانکی، خرید و فروش و تبادلات مالی دارند در نتیجه این تحریم ها برای آنان آزار دهنده خواهد بود. افرادی که مشمول تحریم شده اند از شهروندان لبنانی اند، در نتیجه دولت لبنان در قبال آنها مسئول است زیرا باید از شهروندان لبنانی و منافع آنان دفاع کند، دست کم اینکه با تحریم ها همراهی نشود، حداقل اینکه برخی در داخل آمریکایی تر از آمریکا نشوند. موضوع تحریم برای دولت آینده لبنان یک پرونده است، یک مسیر است؛ مسیری آمریکایی اسرائیلی که شورای همکاری خلیج(فارس) هم در آن سهیم است. این مسیر تنها به مقاومت منتهی نمی شود بلکه مسیری برای انتقام از قدرت اقتصادی لبنان در غرب به ویژه در کشورهای اروپا و آفریقایی( بازرگانان لبنانی مقیم اروپا و آفریقا) است، دولت در چنین شرایطی چه مسئولیتی دارد؟ در این زمینه پیشنهاد یا مطالبات خاصی نداریم اما دولت لبنان در قبال چنین افرادی که نامشان در فهرست تروریسم جای گرفته است مسئول است. در این فهرست نام هایی دیده می شود که هیچ ارتباطی با ما ندارند، در آمدشان نه برای حزب الله است، نه برای مقاومت است، و نه خودشان ارتباطی با مقاومت دارند. ممکن است افرادی هم باشند که با اتهام هایی مواجه باشند مثلا یتیمان شهدا را تحت پوشش قرار داده یا به برخی از خانواده ها کمک کرده باشند، در چنین شرایطی حتی اگر ثابت شود که این افراد پول هایی را در مسیرهایی خرج کرده اند که به نوعی به مقاومت منتهی می شود باز هم باید گفت مقاومت در لبنان، گروهی تروریستی نیست، زیرا حتی در تقویم لبنان یک روز، روز مقاومت و آزادی نامگذاری شده است. امروز عناصر مقاومت مجازات می شوند به این دلیل که ملی گرا، شریف، مسئولیت پذیر، شرکای مقابله با دشمن، جویندگان آزادی سرزمین و بازگردانندگان حق حاکمیت به کشورند، در چنین شرایطی دولت با چه مجوزی می تواند به چنین افراد پشت کند. در نتیجه باید در این زمینه با آگاهی عمل کرد. وقتی چنین پرونده ای گشوده می شود مشخص است که اهدافی در آن پیگیری می شود. اینگونه نیست که آمریکا و ابزارهای منطقه ایش برای سرگرمی چنین تحریم هایی را وضع کرده باشند، این کار اهدافی دارد که باید بر شمریم و با آنها مقابله کنیم، هدف اول فشار بر هواداران مقاومت است. شما مردم با مقاومت همراهی و از مقاومت حمایت کرده اید، در انتخابات از مقاومت حمایت کردید در نتیجه وزیر امور خارجه آمریکا به صراحت گفت، انتخابات در لبنان آنگونه که دولت آمریکا انتظار داشت پیش نرفت. این سخنان در شرایطی مطرح می شود که مردم لبنان در انتخابات حرف خود را زدند. هدف دوم ترساندن دوستان و هم پیمانان است. سومین هدف که هدف مهمی است مسدود کردن منابع مالی حزب الله و مقاومت در لبنان و منطقه است، البته این هدف جدیدی نیست بلکه از دهه نود تا به الان چنین بود، در همین مسیر فشار اساسی بر جمهوری اسلامی ایران ، به عنوان حامی اساسی مقاومت است در شرایطی که این کار برای جمهوری اسلامی، اعتبار و آبروست. مشاهده کردید که وزیر امور خارجه آمریکا دوازده خواسته را مکتوب می کند و عمل به آنها را شرط بازنگری نکردن در تعامل با ایران مطرح می کند. این دوازده مورد چیست؟ آنها می خواهند ایران کشور ضعیفی باشد، موشک نداشته باشد، توانایی هسته ای مسالمت آمیز نداشته باشد، از منطقه خارج شود، در سطح منطقه بی تاثیر باشد و به طور کلی شرایطش مثل بسیاری از کشورهایی باشد که وقتی می گویند صد میلیارد دلار بپردازید، بپردازد. این شیوه در دوران شاه در ایران حاکم بود اما الان نه. از جمله خواسته ها از ایران پایان دادن به حمایت از جنبش های مقاومتی است که در فهرست تروریسم جای داده شدند. آنان در این زمینه از حزب الله و برخی جنبش های فلسطینی نام بردند.چنین فشاری نه تنها بر ایران بلکه برای هر فرد و طرفی است که به مقاومت، نهادهای مقاومت، شهدای مقاومت و جانبازان مقاومت و ... کمک مالی کنند. البته این شیوه نیز بخشی از رویارویی ما با دشمن است. وقتی مقاومت در لبنان از سال 1982 تاکنون ایستادگی می کند، فریاد مخالفت با اشغالگری اسرائیل سر می دهد، فریاد مخالفت با طرح اسرائیلی آمریکایی در لبنان، اعم از اشغالگری یا تحمیل قیمومیت یا تحمیل توافقنامه صلح با دشمن، سر می دهد و راه مقابله و جانفشانی را در پیش می گیرد و در ادامه شکست هایی نیز بر این دشمن وارد می سازد؛ چنین تبعاتی نیز قابل پیش بینی است. وقتی اسرائیل در منطقه در صدر اولویت های آمریکا جای دارد و پایگاه نظامی آمریکا در خط مقدم منطقه محسوب می شود و ما در برابر چنین عنصری می ایستیم و ارتش غیر قابل شکستش را شکست می دهیم و در ادامه ذلیلانه از سرزمینمان بیرونشان می کنیم، تا جایی که این کار سبب بروز تحولی راهبردی در درگیری های عربی- اسرائیلی می شود و در ادامه این اقدام مقاومت، با واکنش هایی در داخل فلسطین روبرو می شود و موجب آغاز انتفاضه می شود، موجب تغییر فرهنگی قابل توجهی در منطقه می شود، وقتی تو در برابر برنامه آمریکا در منطقه می ایستی، مثل کاری که در سال دو هزار و شش شد، زیرا آن زمان کاندولیزا رایس طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح کرده بود.وقتی در برابر برنامه های آمریکایی- اسرائیلی می ایستی و در فروپاشی این برنامه ها نقش داری. البته مدعی نیستم ما برنامه هایشان را شکست دادیم بلکه می گویم در فروپاشی برنامه هایشان سهمی داشته ایم، وقتی قدرتی هستی که سلطه آمریکا و اسرائیل بر فلسطین، لبنان و دیگر کشورهای منطقه را رد می کنی، وقتی قدرتی هستی که حق حاکمیت را مطالبه می کنی، پس تبعاتی چون تحریم اتفاق عجیبی نیست. مقصود ما از دفاع از حق حاکمیت؛ حق حاکمیت واقعی است نه شعار. مقصود این نیست که هر روز اسرائیل حریم هوایی ما را نقض کند، از آسمان لبنان، سوریه را هدف قرار دادند، در چنین شرایطی حق حاکمیت بی مفهوم است. وقتی قدرتی به واقع در پی حق حاکمیت، آزادی، استقلال در تصمیم گیری و اجتناب از دنباله روی آمریکا و دیگران است، وقتی به آمریکا و اسرائیل اجازه نمی دهی دستشان را به سوی حتی وجبی از خاک سرزمینت، ذره ای از منابع آبی ات و قطره ای از منابع نفتی ات دراز کنند طبیعی است که این دشمن از حربه تهدید بهره بگیرد، از چنین دشمنی نمی توان انتظار داشت نقش تماشاچی را ایفا کند، این دشمن ممکن است تو را ترور کند، علیه تو جنگ به راه بیندازد، علیه تو توطئه کند. این دشمن یکی از حربه هایش محاصره اقتصادی و مالی و گنجاندن تو در فهرست تروریسم است، پس این اتفاقات بخشی از نبرد است، برادران، تجار، جمعیت ها ، موسسات، و ... که در این مسیر آسیب هایی را متحمل می شوند باید چنین محاسبه کنند که این زیان و این آسیب، بخشی از ترکش های این میدان است همانگونه که خانواده هایی در این میدان شهید یا جانبار داده اند یا خانواده هایی که خانه هایشان را از دست دادند و در چادر زندگی کردند آسیب مالی نیز بخشی از ترکش های میدان رویارویی است.» 

دبیرکل حزب الله لبنان افزود :« برای رویارویی با آن (تحریم ها و فشارهای اقتصادی) ، مسئله اصلی همانطور که درباره برخی درگیریهای می گوییم ، مقابله با هدف آنهاست. ما نیازی نداریم در مقابل اینکه مثلا ما را در فهرست تروریستی قرار می دهند کاری انجام دهیم ، ما نه بانک هستیم و نه پول حواله می کنیم و نه دلار و نه یورو و نه هیچ چیز دیگر. اما ما باید با هدف آنها مقابله کنیم. هدف آنها این است که به اراده ، اراده ملت ما ، اراده مردم ما و عزم و تصمیم ما و ثبات و باقی ماندن ما در این مسیر و این موقعیت و جایگاه آسیب وارد کنند. تا زمانی که ما عزم و اراده داریم و ایستاده ایم از این چیزها هراسی نداریم ، ضرر و زیان نیز جزئی از قربانی دادن است مانند شهدا و مجروحان و خانه هایی که ویران شده و کارخانه هایی که در جنگ تخریب شده است. پس از آن خدای متعال جبران می کند و می بینید که جهان چگونه همکاری می کند و دولت مسئولیت خود را می پذیرد و این بخشی از مسیر است. تا الان آنها آزموده اند که قتل و ترور و جنگها و کشتارها و ویران کردن و کوچ دادن و همه این کارهایی که علیه ما و ملت لبنان انجام داده اند به هیچ وجه آسیبی به عزم و ارده ما وارد نکرده است و برای همین می گویم این اقدام آنها نتیجه ای نخواهد داشت و هیچ چیز را عقب یا جلو نمی اندازد. ناراحتی برای از دست دادن مسئله ای طبیعی است و مانند قربانی دادن و شهید دادن است و مانند از دست دادن همسران و فرزندان و یتیم شدن کودکان است و ما هم انسان هستیم و احساسات داریم ولی اینها نیز جزئی از نبرد است و صبر و تحمل می کنیم و پیروزیها را می سازیم و به هیچ وجه هراسی نداریم و عقب نشینی نمی کنیم. همانطور که قبلا گفتم پیش از سال دو هزار امکانات مقاومت بسیار ناچیز بود و الان ، درست است امکانات مقاومت بسیار گسترده و زیاد است و بی تردید به پول نیاز دارد ، اما در بدترین حالت آنها با این اقدام و فهرستهای تروریستی و محاصره مالی و اقتصادی بتوانند بخش گسترده ای از این پول یا همه آن را قطع کنند اما من به آمریکا و ایادی آن در منطقه و دشمن اسرائیلی می گویم شما در درک این مقاومت و درک این مردم دچار اشتباه شده اید. اشتباه آنها کجاست؟ اشتباه آنها در فرهنگ نگرششان است. آنها به دوستان و مردم تنها به عنوان مزدور نگاه می کنند. یعنی انسانها در نزد آمریکاییها و همپیمانان و ایادی آنها انسان نیستند و به آنها همانند حرف اس (S) که دو خط روی آن کشیده شده است نگاه می کنند ($) یعنی پول. زمانی به شما غذا می دهند که برای آنها پول داشته باشد ، رای شما منجر به پول شود ، 100 دلار ، هزار دلار ، سه هزار دلار و ... موضع شما برای آنها پول داشته باشد. آنها به جهان به چشم پول نگاه می کنند ، چیزی به اسم عقیده برای آنها معنی ندارد. از نظر آنها مردم معتقد یا ملی گرا یا انسان دوست جایگاهی ندارند چرا که برای آنها پول و تجارت سلاح مهم است و اینکه چقدر پول دارید و چقدر قایق دارید و چقدر بانک دارین و چقدر فروش نفتی دارید. ارزش شما به حساب بانکی شماست. اشتباه آنها این است که به این مقاومت به چشم مزدور مثلا ایران نگاه می کنند. یعنی اگر ایران به گروهی پول می دهد یا سوریه کمکهایی به گروهی ارائه می کند آنها مزدور هستند و همانند مزدور مبارزه می کنند و اگر پول آنها را قطع کنند مبارزه آنها متوقف می شود و موضع آنها تغییر می کند. این اشتباه اساسی آنها است. این مقاومت در لبنان و در فلسطین و در منطقه ، مردمی که هر جمعه در نوار غزه تجمع می کنند مزدور هیچ کسی نیستند. باید بدانند که آنها دارای آرمان هستند و آنها مردم مقاومی هستند که مردم و خانواده ها و همه کسانی که با آنها هستند مردمی معتقد ، انسان و ملی گرا هستند و دارای آرمان هستند و به آرمان خود ایمان دارند و از آن دفاع می کنند و حاضرند برای این آرمان خود جان و عزیزان خود را بدهند و آماده اند در بدترین شرایط زندگی کنند تا آرمانهای آنها محقق شود و به پیروزی برسد. کسانی که اینگونه هستند شکست پذیر نیستند نه با فهرستهای تروریستی و نه با تحریمها و نه محاصره مالی و نه با خشکاندن منابع مالی. زمانی که در لبنان و در فلسطین در مقابله با دشمن اسرائیلی با اراده و مقاومت مردمی و فرهنگ مردمی مواجه می شوید با هر وسیله ای که به آن متوسل می شوید نمی توانید آنها را شکست دهید. بنابراین این در این نبرد بازنده هستند اما شرط آن همانگونه که در جنگ نظامی و همه رویارویی های گذشته وجود داشت این است که ابعاد این جنگ را بدانیم و پیش زمینه و اهداف آن را درک کنیم و برابر آن ایستادگی کنیم و اهداف آن را متوقف کنیم. و این آسان است که اهداف آن را متوقف کنیم چرا که زمانی که عزم و اراده خود را حفظ کنیم آنها نمی توانند به هیچ وجه کاری انجام دهند. حتی انزوای منطقه ای ، و فلان کشور بیاید مشکل ایجاد کند و هزار بهانه دروغین بیاورد تاثیری نخواهد داشت مانند اقدامی مغرب که چند هفته پیش انجام داد که به هیچ وجه صحت نداشت و وزیر امور خارجه مغرب آمد و پرونده ای به وزیر امور خارجه ایران درباره همکاری حزب الله با جبهه پولیساریو داد و من از وزیر امور خارجه خواستم آن را بدهد تا بررسی کنیم اما پرونده ای وجود ندارد. وزیر امور خارجه مغرب گفته بود ما مدارک و مستندات ارائه کرده ایم اما حتی یک ورق هم ندادند و حتی برگی را که همراه داشت و از روی آن اسامی را می خواند ارائه نکرد. علت و توجیه آنها چیست و آیا شنود و فیلم و شاهد دارند، نه هیچ چیز وجود ندارد. مشخص شد که سرویس جاسوسی اسرائیل این اسامی را به مغربیها داده است و حتی هیچ ارتباطی بین این افراد وجود ندارد و همین کافی است و حزب الله از پولیساریو حمایت می کند پس روابطمان را با ایران قطع می کنیم. ما به هیچ وجه هیچ ارتباطی با پولیساریو نداریم حتی روابط سیاسی و حتی موضعی در این خصوص نداریم و این مسئله را بررسی نکرده ایم و هیچ موضعی نگرفته ایم نه منفی و نه مثبت. بنابراین هیچ روابط و تماسی بین ما و آنها وجود ندارد. ولی متهم می کنند که پولیساریو به لبنان آمده و ما به شهر آنها رفته ایم ، من حتی اسم شهر آنها را در خاطر ندارم چرا که اولین بار بود می شنیدم ، و ما از آنها حمایت کرده ایم و آنها را آموزش و سلاح داده ایم و ... این مسئله نیز فایده ای ندارد و در عزم و اراده مقاومت تاثیری نخواهد داشت. پیش از سال دو هزار زمانی که مقاومت پیروز شد تا امروز که در سالروز پیروزی مقاومت در سال 2018 قرار داریم ما هیچ روابط منطقه ای نداشته ایم و تنها ایران و سوریه هستند. گاهی شاید دوستی با سفارت الجزایر یا سفارت سودان و با فلان شخصیت و از این دست دوستیها وجود داشته است. برعکس بر اساس آنچه جریان دارد هیچ طرفی با ما وارد روابط نمی شود چرا که ما از سال 93 در فهرست تروریستی قرار گرفته ایم. بنابراین این روش به طور کلی چه نام آن محاصره سیاسی ، دیپلماسی ، مالی و ایجاد وحشت باشد من به دشمنانمان می گویم این چیزی را تغییر نمی دهد و مقاومتی که در سال دو هزار این پیروزی بزرگ را ساخت و دشمن را مجبور کرد خوار و ذلیل بدون هیچ قید و شرطی عقب نشینی کند و خارج شود ، این مقاومت امروز قویتر و با صلابت تر است حتی از نظر ایمان و اعتقاد و حتی با نسلهای جدید خود. این نسل جدید در سال دو هزار و شش در عرصه حضور داشت و بخش بزرگی از شهدای ما از این نسل بودند که در دهه نود متولد شده بودند. و امروز در نبرد بزرگی که در منطقه به وجود آمده است نیز همینطور ، در مقابله با طرح آمریکایی در منطقه در سوریه ما علنی به آنجا رفتیم. در چنین مناسبتی بود که من چند سال پیش اعلام کردم ما به این جنگ وارد شده ایم. و در آن زمان گفتیم که آمریکا و همپیمانان آن همه تکفیریها را از سراسر جهان جمع کردند تا دمشق را سرنگون کنند و دولت سوریه را سرنگون کنند و من در چنین سخنرانی گفتم رهبری سوریه و ملت سوریه و ارتش سوریه و همپیمانان سوریه اجازه سقوط دمشق را نخواهند داد به هر قیمتی که باشد. امروز در روز مقاومت و آزادسازی که آزادسازی جنوب را جشن گرفته ایم به سوریه و رهبری سوریه و ارتش عربی سوریه و ملت سوریه و همه همپیمانان باوفای آن آزادسازی کامل دمشق و اطراف دمشق و ریف دمشق را از هر خطر و گروهی تبریک می گوییم به ویژه در نبرد اخیر با داعش و پیروزی مهمی که در آنجا به دست آمد و سوریه را پیروزی به پیروزی منتقل کرد. از این نظر که تبعات دارد می گوییم ما قویتر و محکمتر و با حضور بیشتر خواهیم بود و این مسئله به هیچ وجه چیزی را تغییر نخواهد داد. در بخش پایانی سخنرانی خودم به مسائل داخلی می پردازم و درباره مسئله فلسطین و منطقه انشاالله در روز قدس صحبت خواهم کرد. درباره وضع داخلی لبنان همین طور درباره مسئله فهرستهای تروریسم ، گفته می شود ، برخی می گویند این مسئله مانع تشکیل دولت می شود ، این درست نیست و فکر نمی کنم این فهرستها تاثیری در تشکیل دولت آینده داشته باشد. و اگر بگویند که حزب الله در فهرست تروریسم قرار گرفته است مسئله فهرست تروریسم مربوط به سال 92 است. و درباره اضافه شدن به فهرست دو سه کشور شورای همکاری خلیج (فارس) به علت موضع ما در یمن مظلوم که حتی حرمت ماه مبارک رمضان نیز برای آنها نگه داشته نشد، ما در فهرست تروریستی قرار گرفتیم و با این حال دولتهای مختلفی تشکیل شد و ما وارد آنها شدیم بنابراین این مسئله نیز تاثیری ندارد.»  

سید حسن نصرالله اضافه کرد :« برخی می گویند حزب الله به دلیل نگرانی از آینده اش برای تشکیل دولت در لبنان عجله دارد، اما چنین نیست، ما هم مثل دیگر گروههای سیاسی در کشور برای تشکیل دولت عجله داریم و این به خاطر منافع کشور است، زیرا کشور با مسائل زیادی سروکار دارد و کارهای زیادی است که باید انجام شود و انجام این کارها نیاز به این دارد که کابینه کارش را شروع کند، اما اینکه بگویند ما به خاطر خودمان عجله می کنیم چنین نیست، ما نه از آمریکا می ترسیم، نه از فهرست تروریسم می ترسیم و نه از تحولات منطقه هراسی داریم ، حتی بر خلاف ادعای این افراد تحولات منطقه به طور کلی به سود ماست. برداشت های این گروهها رویا و آرزوهای خودشان است اما ما هیچ نگرانی نداریم زیرا به خدا، به مردم و به خودمان اعتماد داریم و اوضاع منطقه را نیز به خوبی رصد می کنیم. موضوع دیگر اینکه به خواست خدا، رئیس و معاون رئیس مجلس نمایندگان مشخص شدند، اعضای دفتر رئیس پارلمان مشخص شدند و نخست وزیر هم مامور تشکیل کابینه شد. اینها اموری بود که به سرعت اتفاق افتاد. در حال حاضر همه منتظر تشکیل دولت هستند، برخی می گویند پیچیدگی هایی وجود دارد که عقیده درستی است زیرا هر گروه و حزبی بر اساس جایگاه و وزنش سهمی در کابینه می خواهد اما برخی از رسانه های داخلی، عربی و شورای همکاری بر این نکته متمرکز شده اند که شرایط حزب الله مانعی در مسیر تشکیل دولت است در شرایطی که ما تا به الان هیچ شرطی را اعلام نکرده ایم، ما خواستار دولتی قدرتمند،پویا و جدی هستیم، دولتی که پیگیر پرونده ها باشد، حکومتی که بیشترین گستردگی را از نظر گروههای سیاسی و حزبی در کشور داشته باشد. همچنین خواستار آن هستیم که احزاب درون دولت نیز برنامه های انتخاباتی خود را مد نظر داشته باشند. در این برنامه های انتخاباتی نقاط مشترک زیادی وجود دارد، ما خواستار آن هستیم که گروههای سیاسی با برنامه انتخاباتی خود در دولت سهیم شوند چون می خواهیم با مردم صادق باشند و به وعده هایشان وفادار بمانند.همه گروهها در دوران انتخابات از مبارزه با فساد گفتند، از اصلاح اداری گفتند، از کوچک شدن دولت و متمرکز نشدن تمامی اختیارات در مرکز گفتند، از معیشت مردم، موضوع زباله ها، انرژی برق، مناطق محروم و ... گفتند.بسیاری از این شعارها از نقاط مشترک گروهها و احزاب مختلف است اما آنچه مطلوب است جدیت، صداقت و وفاداری است. در دولت نیز تاکید ما این است که وزارتخانه ای با نام وزارت برنامه ریزی به وجود بیاید تا کشور بر اساس رویکردی شفاف، رو به جلو حرکت کند. ما خواستار آن نیستیم که وزارتخانه مهمی به ما واگذار شود در شرایطی که برخی از مطبوعات نوشتند حزب الله وزارت خانه های مهم را خواستار خواهد شد و همین تشکیل دولت را با چالش مواجه می سازد. البته بر اساس سهمیه بندی مذهبی در لبنان یکی از وزارتخانه های مهم سهم شیعیان است که آن هم به جنبش امل می رسد.ما خواستار آن هستیم که در دولت حضور پویا داشته باشیم و به خواست خدا چنین خواهد شد.در تقسیم پست ها در دولت، حزب الله و جنبش امل تفاهم خواهند داشت.
موضوع دیگر در سخنانم موضوع مبارزه با فساد و پایان دادن به ریخت و پاش های اموال دولتی است یعنی مبارزه با فساد در ادارات، وزارتخانه ها و سازمان های دولتی و پایان دادن به ریخت و پاش ها. این موضوع از شعارهای ما در قبل از انتخابات بود و تاکید کرده بودیم در پی اجرای آن هستیم و حزب الله برای بر عهده گرفتن این مسئولیت مصمم است. این مسئولیت تمامی بخش های حزب الله، مسئولیت دبیر کل و تمامی اعضای شورای مرکزی است، مسئولیت وزراء و نمایندگان وابسته به حزب الله است و همه این افراد نیز با پذیرش این مسئولیت در این زمینه تلاش خواهند کرد. مبارزه با فساد مسئولیت ملی است نه مسئولیت فردی یا مسئولیتی در حیطه وظایف حزب الله با این حال حزب الله چه در بخش برنامه ریزی، تصمیم گیری، پیگیری و اجرا در این وظیفه ملی مشارکت خواهد داشت. نکته دیگر اینکه به خواست خدا ما در چند روز آینده رایزنی هایمان را با دوستان و هم پیمانانمان آغاز می کنیم زیرا همه ما در زمینه مبارزه با فساد و مبارزه با تروریسم اجماع داریم و وقتی در این زمینه اجماع داریم پس باید همکاری داشته باشیم. تا زمانی که گروههای سیاسی خود را در مسیر مبارزه با فساد جدی می دانند باید مشاوره و رایزنی داشته باشیم و برنامه ها و تدابیر مشترکی بیندیشیم، سازوکارهای عملی مشترک داشته باشیم و حزب الله با رویی باز از این برنامه ها استقبال می کند و این روند را به سود کشور می داند به این معنی که معتقد است باید نبردی ملی علیه فساد آغاز شود، نبرد علیه فساد نباید نبردی حزبی یا مذهبی باشد، اگر بتوانیم در رویارویی با فساد در کشور ، نبردی ملی و گسترده ایجاد کنیم دستاورد بزرگی داشته ایم و حتی این روند شرط موفقیت است. ما در پی حمایت از کشور و دولت هستیم، ما در پی آنیم تا با همکاری هم مانع فروپاشی در کشور شویم اما این کار مثل هر تلاش سازمان یافته دیگری اگر می خواهد موفق باشد باید پرونده ای ویژه داشته باشد به همین منظور وعده دادیم در این زمینه پرونده ای تشکیل دهیم، امروز کادر رهبری حزب الله بر اساس بررسی های گسترده ای که از این موضوع داشت، پرونده مورد نظر را تشکیل داد و مسئول پیگیری این پرونده را نیز تعیین کرده است.این مسئول به طور مستقیم زیر نظر دبیر کل حزب کار می کند زیرا من در انتخابات وعده مبارزه با فساد دادم و حال با وجود مشکلات و برنامه های گسترده، به دلیل اهمیت این موضوع، به طور مستقیم پیگیر آن هستم.درست است که برای پیگیری این پرونده مسئول و کارکنانی گمارده شدند اما این کار مسئولیت تمامی بخش های حزب الله است و همه اعضای حزب الله با همکاری هم پیمانان در این مسیر تلاش خواهند کرد حتی در این زمینه دایره از هم پیمانان نیز فراتر می رود و شامل آنانی می شود که هم پیمان نیستند اما با آنان مراوده داریم، ممکن است این گروهها یا افراد از کسانی باشند که در راهبردها و دیدگاههای منطقه ای با ما اختلاف نظر داشته باشند اما در زمینه مبارزه با فساد هم نظریم زیرا هدف شکل گیری روندی ملی برای مبارزه با فساد و ریخت و پاش در عرصه دولتی است. بر اساس وعده هایی که داده بودیم و گفته بودیم مسئول پیگیری این پرونده را معرفی می کنیم ، بررسی های خود را انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که فردی که مسئول پیگیری مبارزه با فساد می شود از یک سو خود باید در متن روند سیاسی در کشور باشد به این معنی که ترجیح دادیم یکی از نمایندگان پارلمان مسئول این پرونده باشد زیرا وزیر با مشکلات و کارهای بسیاری روبروست و بر همین اساس بود که میان دو سمت وزیر و نماینده پارلمان در دولت آینده تفاوت قائل شدیم یعنی هیچگاه این دو مسئولیت به طور هم زمان به یک نفر نمی رسد. با همین ایده نماینده ای از نمایندگان پارلمان را انتخاب کردیم چون در پارلمان و کمیسیون های پارلمانی حضور دارد و خود بخشی از فراکسیون وفای به مقاومت ( هوادار حزب الله) است ضمن اینکه این فرد مجموعه ای ویژگی ها را دارد، همین مشخصه ها بود که ما را به نام سید حسن فضل الله رساند تا مسئول این پرونده باشد. امیدواریم این فرد در پیگیری پرونده نتایج موفقی داشته باشد. همانگونه که در ایام تبلیغات انتخابات اشاره کرده بودم ، بر اساس بررسی ها و بر اساس آمارها یا مولفه ها دریافتیم که کشور اگر با همین شیوه در فساد به پیش برود در مسیر فروپاشی است، در هر حال این میدان، نبرد بزرگی است، نبردی راهبردی و ملی است، این میدان برای حزب الله میدانی جدی و راهبردی است و حزب الله با تمام اراده وارد این میدان شده است. موضوعات منطقه ای چون موضوع سوریه در پس از آزادسازی اطراف دمشق ، تحولات نظامی در سوریه ، نبردهای آتی در یمن ، حوادث و تحولات بحرین و مهم تر از همه موضوع فلسطین و قدس و مبارزات ملت فلسطین همچنان در برابر ماست و ما این مباحث را در سخنان بعدی خود پیگیری خواهیم کرد.»  


برای اطلاع از آخرین خبرهای ایران و جهان اینجا کلیک کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف