اشعار زیبا به مناسبت شب یلدا + متن شعر

شنبه 30 آذر 1398 - 12:51:8
اشعار زیبا به مناسبت شب یلدا + متن شعر

شب یلدا به عنوان بلندترین شب سال در کشور ایران شناخته می شود و اغلب در این شب افراد به یکدیگر تبریک می گویند، در ادامه با چند شعر زیبا برای تبریک شب یلدا آشنا می شوید.

تهران- الکوثر: در این بخش از سایت جهانی الکوثر گلچینی از ناب ترین شعر های تبریک شب یلدا را برایتان گردآوری کرده ایم تا با ارسال آن به دوستان و آشنایان خود این جشن زیبا را تبریک و شاد باش گفته باشید.

***************

گــذشـت پــائــیـز آمـــد فـصــل سرمـــا

ســـر آغـــازش شـــب زیـبـــای یـلــــدا

چــه شـبـهـای درازی دارد ایــن فصـل

یــقیــن زلـــف سیـاه گـیســـوی یـلــــدا

در ایـــن فـصــل زمستــان یـکدلـی بـه

محـــبــت دوسـتــی سـیــمــای یـلـــدا

شــب یـلـــــدا عـجــب نیــکــو فـتــــاده

بـــه مــاه دی کـــه آیـــد بـــــوی یـلـــدا

در ایــــام گــذشتــه کـــرسی عـــشـق

بـپــــا بـــــود از شــــب والای یـلـــدا

بـــه روی کــرسـی و سیـنـی فــراوان

عـیـان بــود از صفــا صد خـوی یـلـــدا

لـحــاف و مـنــقـل و آتــش بــه خـانــه

نــشسـتـه دور هـــم هــمســوی یـلـــدا

ز بــــرف و داسـتـــان راه مــــانــده

سـخـنـها رفـتــــه از سرمــای یـلـــدا

ز سنـجــد آش کـشـک و قـصه گـفـتـن

بـسـی دریــــــای قــصـه پــــای یـلـــدا

ز نـــو رسمـی بـپـــا از بـهــــر فــــردا

صـفــــا و خـرمـــــی فـــردای یـلـــدا

مبــارک بـــاد فـصـل بـــرف و بــاران

بـــه یٌــمـن نــعـمـت دیـمــــــای یـلـــدا

مقــدم شکـــر ایـــزد کــن بــه عــالــم

ز حـــاصـل پـــر ثـمــــر دارای یـلـــدا

سلام ای فـصل سرد و برف و بــاران

خـــوش آمــد گـویـمـت فصل زمستان

اگــــر چـــه زحــمـتـی را نــیـــز داری

ولـکــن رحـمـت آری بــــاغ و بـستان

***************

یلدا چه شبی پر از حکایت

دلداده به هم پر از حمایت

یلدا شب ما شب قشنگییست

سفره دلمون پر از یه رنگیست

یلدا رو ببین سالی گذشته

در فراق یار حالی گذشته

یلدا شبیه که دوستی کاشتیم

آن شب جای قهر آشتی داشتیم

یلدا میمونه تو خاطراتم

تا یلدای بعد من با هاتم

***************

باز هم یلدا رسید و دل من زار گریست

عکس محبوب به دست

نگهی ز شیشه پنجره بیرون افکند

شب بود و سکوت و یک جهان دلتنگی

با خود اندیشه کنان گفت:خدایا

راز این عشق ز چیست؟

انتظار و بی قراری ام ز کیست؟

او که با من همه جا هست و فقط گاهی نیست

ناگهان ستاره چشمک زد و پشت ابرها قایم شد

آسمان مکثی کرد

نم نمک باران شد

گویی از بغض صدای دل من

چشم خیس آسمان نیز گریست

عکس محبوب به من می خندید

خنده هایش همه رویایی بود

همه دریایی بود

همه از جنس بلور شب یلدایی بود

و من از خوشحالی

شاید هم ترس ز سوز یک تب سرمایی

عکس محبوب نهادم بر دل

تا مبادا بلرزد ز غم تنهایی

صبح شد

آسمان دل من ساکت بود

لیک باران محبت همچنان می بارید

***************

آری تو نوشتی

من خواندم

تو خواندی من گوش سپردم

تو بودی و من نگاهت می کردم

تو بودی و عشق بود

و عشق و عشق

تو بودی مهربانی بود و امید

چشمان تو بود و یک دنیا زندگی

آری عزیزم

آری امشب شب یلدا است

شب فال

شب عشق

شب هندوانه

و شب آزادی و شب رهایی

چیزی به یادم نمی آید

جز اینکه

امشب شب تنهایی من است
 


برای اطلاع از آخرین خبرهای ایران و جهان اینجا کلیک کنید   

دسته بندی :

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف