چرا مسجد جمکران را با امام زمان (عج) می‌شناسند؟

چهار شنبه 20 فروردین 1399 - 11:54:19
چرا مسجد جمکران را با امام زمان (عج) می‌شناسند؟

مهمترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمکران در شش کیلومترى شهر مذهبى قم است. مطابق آمار، همه ساله بیش از پانزده میلیون عاشق دل باخته از سر تا سر میهن اسلامى و جهان در این پایگاه معنوى گرد مى آیند.

تهران- الکوثرمسجد جَمْکَران، مسجدی منسوب به امام زمان(عج) در محدوده شهر قم که گفته می‌شود حسن بن مثله جمکرانی به دستور امام زمان (عج) آن را ساخته است. مسجد جمکران تا دهه پنجاه شمسی، ساختمان کوچک و ساده‌ای داشته، اما پس از انقلاب اسلامی ایران نوسازی شده و بر فضای آن افزوده و تاسیسات و بناهای متعددی پیرامون آن ساخته شده است. این مسجد هم‌اکنون با واحدهای گوناگونی مانند واحد مراسم و تبلیغات، روابط عمومی، کتابخانه، انتشارات و تحقیقات، ثبت کرامات، نذورات و هدایا، اداره می‌شود و سالانه پذیرای حدود پانزده میلیون زائر است.

نام‌ها

این مسجد در گذشته به «‌مسجد قدمگاه‌» مشهور بوده و به سبب نزدیکی با روستای جمکران، به مسجد جمکران شهرت یافته است. همچنین به سبب انتساب به حضرت مهدی(عج)، «‌مسجد صاحب‌الزمان‌» نیز نامیده می‌شود.

روستای جمکران

جمکران در گذشته روستای مهمی بود و نام آن در کتاب تاریخ قم (قرن چهارم) بارها تکرار شده است. به گفته حسن بن محمد قمی، جمکران اولین روستای قم بوده که جم ملک آن را بنا کرد. او همچنین انتساب بنای جمکران را بهحضرت سلیمان(ع) خلاف واقعیت ندانسته و ساخت محله‌ها و بناها و آتشکده‌هایی در این روستا را به شخصی به نام جلین پسر ماکین نسبت داده است. در متون عصر قاجار به مزارع و محصولات کشاورزی جمکران اشاره شده است.

اولین مسجد

به گزارش تاریخ قم، اولین مسجدی که در قم، پیش از مهاجرت اشعریان از کوفه به این شهر در اوایل قرن دوم بنا شد، مسجد قریه جمکران بود که خَطّاب اسدی آن را بنیان نهاد و در آن به تنهایی نماز می‌گزارد. مدرسی طباطبایی احتمال داده که مسجد جمکران فعلی همان مسجد خطّاب اسدی باشد که پس از گریز ساکنان غاضریه از قبیله بنی اسد به جمکران، به هنگام قیام مختار در کوفه، توسعه بیشتری یافت.

ماجرای ساخت مسجد

شیخ حسن بن مثله جمکرانی می گوید: شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال ۳۷۳ هجری قمری در خانه خود بودم که ناگهان جماعتی آمدند و من را صدا زدند و گفتند که حضرت مهدی(عج) شما را طلبیده است.

همراه جماعت به مکانی که هم اکنون مسجد مقدس جمکران در آن واقع شده است، رفتیم؛ در آن جا حضرت به من فرمود: به صاحب این زمین (حسن بن مسلم) بگو که این زمین، زمین شریفی است و خدای تعالی این زمین را از زمین های دیگر برگزیده است. نزد سید ابوالحسن الرضا برو و به او بگو که این زمین را از حسن بن مسلم بگیرد و با همکاری مردم در این زمین مسجدی بنا گردد و به مردم بگو تا به این مکان توجه کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در این جا به جا آورند.

سپس حضرت خواندن نماز مخصوص در این مکان را به وی آموخت.

حسن بن مثله جمکرانی می گوید: به حضرت عرض کردم: برای این که دیگران حرف من را بپذیرند، به دلیل و نشانه نیاز است، چون که مردم حرف بی دلیل را نمی پذیرند. حضرت فرمود: ما نشانه ای و علامتی قرار می دهیم تا سخن تو تصدیق شود. برو نزد سید ابوالحسن الرضا و به او بگو که این کارها را انجام دهد....

به خانه ام بازگشتم و فردا صبح همراه «علی المنذر» به خانة سید ابوالحسن الرّضا رهسپار شدیم. وقتی که به منزلش رسیدیم، دیدیم که خدمتگزاران سید می گویند: آقا از سپیده دم تاکنون منتظر شما است. آیا از جمکران آمده اید؟ گفتم: آری. پس نزد سید رفتیم و بعد از سلام و احوالپرسی به من گفت: ای حسن بن مثله! خوابیده بودم. در خواب شخصی به من گفت: بامداد مردی از جمکران به نام حسن بن مثله پیش تو می آید. باید سخنش را تصدیق کنی. سخن او سخن ما است.

من هم ماجرا را گفتم و به فرمان ناحیه مقدسه این مسجد ساخته شد. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ۲۳۰ ـ ۲۳۴)

تاریخچه مسجد مقدس جمکران

آن چه مسلم است، این است که این مسجد بیش از یک هزار سال پیش به فرمان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، در بیدارى و نه در خواب تأسیس گردید و در طول قرون و اعصار پناهگاه شیعیان و پایگاه منتظران و تجلّیگاه حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) بوده است.

علامه بزرگوار میرزا حسین نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجری) در کتاب ارزشمند نجم الثاقب که به فرمان میرزاى بزرگ آن را تألیف کرد و میرزاى شیرازى در تقریظ خود از آن ستایش فراوان کرد و نوشت: «براى تصحیح عقیده خود، به این کتاب مراجعه کنند تا از لمعانِ انوار هدایتش به سر منزل یقین و ایمان برسند» تاریخچه تأسیس مسجد مقدس جمکران را به شرح زیر آورده است:

شیخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین ـ از تألیفات شیخ صدوق ـ بناى مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است:

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی  می گوید:
شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان ۳۷۳ هجری در سراى خود خفته بودم که جماعتى به درِ سراى من آمدند. نصفى از شب گذشته بود. مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمد مهدى صاحب الزمان صلوات الله علیه را اجابت کن که تو را مىخواند».
حسن بن مثله مى گوید: «من برخاستم و آماده شدم» چون به در سراى رسیدم، جماعتى از بزرگان را دیدم. سلام کردم و جواب دادند و خوش آمد گفتند و مرا به آن جایگاه که اکنون مسجد (مقدس جمکران) است آوردند».
چون نیک نگاه کردم، دیدم تختى نهاده و فرشى نیکو بر آن تخت گسترده و بالشهاى نیکو نهاده و جوانى سى ساله، بر روى تخت بر چهار بالش تکیه کرده و پیرمردى در مقابل او نشسته کتابى در دست گرفته بر آن جوان مى خواند.
بیش از شصت مرد که برخى جامه سفید و برخى جامه سبز بر تن داشتند، برگرد او روى زمین نماز مى خواندند.
آن پیرمرد که حضرت خضر (علی نبینا و آله و علیه السلام) بود مرا نشاند و حضرت امام (علیه السلام) مرا به اسم خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: «تو چند سال است که این زمین را عمارت مىکنى و ما خراب مىکنیم. پنج سال زراعت کردى و امسال دیگر باره شروع کردی عمارت میکنی، رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی باید هرچه از این زمین منفعت برده ای برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند».
به حسن بن مسلم بگو: «این جا، زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمینهای دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده ای! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشده ای!؟ اگر از این کار بر حذر نشوی، نقمت خداوند از ناحیه ای که گمان نمیبری بر تو فرو میریزد».

مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند

حسن بن مثله عرض کرد: «سیّد و مولای من! مرا در این باره نشانی لازم است؛ زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمیپذیرند». امام (علیه السلام) فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در این جا علامتی میگذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سیّد ابوالحسن و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند و باقی وجوه را از رهق به ناحیه اردهال که ملک ما است بیاورد و مسجد را تمام کند و نصفِ رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند.
مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو رکعت تحیّت مسجد، در هر رکعتی یک بار «سوره حمد» و هفت بار سوره «قل هو الله احد» (بخوانند) و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر این نسق که در (هنگام خواندن سوره) حمد چون به «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» برسند آن را صد بار بگویند و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند. تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (یعنی لا إله الاّ الله) بگویند و تسبیح فاطمه زهرا(علیها السلام) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش، صلوات الله علیهم بفرستند».

و این نقل، از لفظ مبارک امام (علیه السلام) است که فرمود:
«فَمَنْ صلاّهما، فکأنّما صلّی فی البیت العتیق».
هرکس، این دو رکعت (یا این دو نماز) را بخواند، گویی در خانه کعبه آن را خوانده است.
حسن بن مثله میگوید: «در دل خود گفتم که تو این جا را یک زمین عادی خیال میکنی، این جا مسجد حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) است».
پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو!
چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: «در گلّه جعفر کاشانی چوپان بُزی است، باید آن بز را بخری. اگر مردم پولش را دادند با پول آن خریداری کن وگرنه پولش را خودت پرداخت کن. فردا شب آن بُز را بیاور و در این موضع ذبح کن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بُز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب العلاج دارند انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد.
آن بُز، ابلق است. موهای بسیار دارد. هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه یک درهم در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است».
آن گاه به راه افتادم. یک بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت روز یا هفتاد روز ما در اینجاییم.
حسن بن مثله میگوید: «من به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد. نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم.
همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: «به خدا سوگند که نشان و علامتی که امام (علیه السلام) فرموده بود این جا نهاده است و حدود مسجد با میخها و زنجیرها مشخص شده است».
آن گاه به نزد سیّد ابوالحسن الرضا رفتیم. چون به سرای وی رسیدیم غلامان و خادمان ایشان گفتند:
«شما از جمکران هستید؟» گفتیم: «آری». پس گفتند: «از اول بامداد، سید ابوالحسن در انتظار شما است».
پس وارد شدم و سلام گفتم. جواب نیکو داد و بسیار احترام کرد و مرا در جای نیکو نشانید. پیش از آن که من سخن بگویم، او سخن آغاز کرد و گفت: «ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم. شخصی در عالم رؤیا به من گفت:
«شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد آن چه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن که سخن او سخن ما است. هرگز سخن او را ردّ نکن». از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله، داستان را مشروحاً برای او نقل کرد. سید ابوالحسن دستور داد بر اسب ها زین نهادند. سوار شدند. به سوی دِه (جمکران) رهسپار گردیدند.
چون به نزدیک دِه رسیدند، جعفر شبان را دیدند که گله اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله، به میان گله رفت آن بز که از پشت سر گله می آمد، به سویش دوید. حسن بن مثله، آن بُز را گرفت و خواست پولش را پرداخت کند که جعفر گفت: «به خدا سوگند! تا به امروز من این بز را ندیده بودم و هرگز در گله من نبود، جز امروز که در میان گله آن را دیدم و هرچند خواستم که آن را بگیرم میسّر نشد».
پس آن بُز را به جایگاه آوردند و در آن جا سر بریدند. سید ابوالحسن الرضا به آن محل موعود آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را از او گرفت.
آن گاه وجوه رهق را نیز از اهالی آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف مسجد را با چوب پوشانیدند.

سید ابوالحسن الرضا، زنجیرها و میخها را به قم آورد و در خانه خود نگهداری کرد. هر بیماری صعب العلاجی که خود را به این زنجیرها میمالید، در حال شفا می یافت. ابوالحسن الرضا وفات کرد و در محله موسویان (خیابان آذر فعلی) مدفون شد، یکی از فرزندانش بیمار گردید. داخل اطاق شده سر صندوق را برداشت زنجیرها و میخها را نیافت».

پیشگویی امیرمؤمنان (علیه السلام) از مسجد مقدس جمکران

مطابق نقل خلاصه البلدان از کتاب مونس الحزین شیخ صدوق، امیرمؤمنان (علیه السلام) از مسجد مقدس جمکران سخن گفته است.
محمد بن محمد بن هاشم حسینی رضوی قمی، به تقاضای مولی محمد صالح قمّی، به سال ۱۱۷۹هجری، درباره فضیلت شهر قم و تاریخچه تأسیس مسجد مقدس جمکران، کتاب ارزشمندی تألیف و آن را خلاصه البلدان نام نهاده است.
شیخ آقا بزرگ تهرانی، این کتاب را مشاهده کرده و گزارش آن را در الذریعه آورده است.
مرحوم کاتوزیان، این کتاب را در اختیار داشته که فرازهایی از آن را در کتاب أنوار المشعشعین آورده است.
وی در این رابطه، حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  آورده که فرازهایی از آن را در این جا می آوریم ( علاقه مندان به تفصیل بیشتر می توانند به کتاب انوار المشعشعین مراجعه نمایند) او میگوید:
در کتاب خلاصه البلدان از کتاب مونس الحزین ـ از تصنیفات شیخ صدوق با سند صحیح و معتبر، از امیرمؤمنان (علیه السلام) روایت کرده که خطاب به حذیفه فرمود: «ای پسر یمانی! در اول ظهور، خروج نماید قائم آل محمد (علیه السلام) از شهری که آن را قم گویند و مردم را دعوت به حق میکند، همه خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روی آورند و اسلام، تازه شود…
ای پسر یمانی! این زمین مقدس است، از همه لوثها، پاک است…
عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رایت وی بر این کوه سفید بزنند، به نزد دهی کهن، که در جنب مسجد است، و قصری کهن ـ که قصر مجوس است ـ و آن را «جمکران» خوانند. از زیر یک مناره آن مسجد بیرون آید، نزدیک آن جا که آتشخانه گبران بوده…».
از این حدیث شریف، استفاده میشود به طوری که مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقیه الله اروحنا فداه، پایگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمکران نیز در عصر ظهور جایگاه خاصّی دارد و پایگاه دیگری برای آن حضرت است.
مرحوم کاتوزیان، پس از نقل متن کامل حدیث به شرح و تفسیر آن پرداخته، درباره کوه سفید و قصر مجوس و دیگر تعبیرهایی که در حدیث شریف آمده و ما به جهت اختصار نیاوردیم، به تفصیل سخن گفته است.
خوانندگان گرامی توجه دارند که احادیث ملاحم، چندان نیازی به تحقیق در سند ندارند؛ زیرا معصومان  که با سرچشمه وحی مربوط بودند، شخص دیگری نمیتوانست خبری بگوید که صدها سال بعد تحقق پیدا کند.
روزی که امیرمؤمنان (علیه السلام)  به حذیفه از مسجد جمکران خبر میداد، در سرزمین حجاز، عراق، کمتر کسی نام قم را شنیده بود لذا میبینیم که در احادیث فراوانی به هنگام بحث از قم به «در نزدیکی ری» تعبیر شده تا به این وسیله موقعیت جغرافیایی شهر قم برای اصحاب ائمه روشن گردد.
از این رهگذر، احتمال نمیرود که احدی از مردم حجاز نام جمکران را به عنوان یک دهات قم شنیده باشد.
نکات ریزی که در مورد قصر مجوس و آتشخانه گبران آمده، مطلبی نبود که در حجاز و عراق کسی از آن آگاه باشد.
به هنگام صدور این حدیث از مولای متقیان (علیه السلام) کسی نمیتوانست پیش بینی کند که کنار ده جمکران در آینده مسجدی ساخته خواهد شد و با حضرت بقیه الله (علیه السلام) که روز متولد نشده بود ارتباط خواهد داشت.
هنگامی که شیخ صدوق این حدیث را در کتاب مونس الحزین درج میکرد بدون تردید این مسجد مناره نداشت.
هنگامی که صاحب خلاصه البلدان، در قرن دوازدهم این حدیث را از مونس الحزین نقل میکرد باز هم مسجد مقدس جمکران مناره ای نداشت؛ زیرا برای نخستین بار در سال ۱۳۱۸ هجری یک مناره در زاویه جنوب شرقی مسجد ساخته شد.
هنگامی که مرحوم کاتوزیان، این حدیث را در کتاب انوار المشعشعین مینوشت مسجد جمکران فقط یک مناره داشت و تا چند سال پیش نیز به همین منوال بود ولی در حدیث آمده است که «از زیر یک مناره آن، مسجد بیرون آید».
این تعبیر صریح است در این که به هنگام ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه مسجد مقدس جمکران بیش از یک مناره خواهد داشت در حالی که به هنگام چاپ کتاب ۱۳۲۷ هجری مسجد فقط یک مناره داشت.

نماز مسجد جمکران

مطابق نقل بالا امام زمان به حسن بن مثله می‌فرماید: به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گزارند.

دو رکعت اول:

به نیت نماز تحیت مسجد است، در هر رکعت آن یک حمد و هفت بار سوره «قل هو الله احد» خوانده می‌شود و در رکوع و سجود هم هفت مرتبه ذکر تکرار می‌شود.

دو رکعت دوم:

به نیت دو رکعت نماز امام زمان (عج) سوره حمد را شروع و آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را صد بار تکرار می‌کند و بعد از آن بقیه سوره حمد را خوانده و سوره (قل هو الله احد) را یک بار قرائت می‌کند و به رکوع رفته و ذکر (سُبحانَ رَبّی العَظیمِ و بِحَمدِهِ) هفت مرتبه و سپس به سجود رفته و ذکر (سُبحانَ رَبّی الاَعلی و بِحَمدِهِ) را نیز هفت مرتبه تکرار می‌کند.

رکعت دوم را نیز به همین ترتیب می‌خواند، پس از سلام نماز یک بار (لا اله الا الله) گفته و به دنبال آن تسبیحات حضرت زهرا(ع)خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار صلوات بفرستد.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف