ریشه اختلاف رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا در طرح موسوم به الحاق کرانه باختری

شنبه 31 خرداد 1399 - 14:26:6
ریشه اختلاف رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا در طرح موسوم به الحاق کرانه باختری

اتحادیه اروپا سال‌ها بر روی طرحی هزینه کرده است که اشغالگران آن را به یکباره می‌خواهند به دور بیندازند، لذا تا زمانی که از رژیم صهیونیستی در مقابل هزینه‌هایشان ما به ازایی دریافت نکنند این اختلاف ادامه خواهد یافت.

تهران- الکوثر:   روز پنج شنبه، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد: اسرائیل باید طرح الحاق را پیش از آنکه فرصت را از دست دهد کنار بگذارد. او گفت: طرح اسرائیل برای الحاق بخش هایی از کرانه باختری نقض آشکار قوانین بین المللی است و تاثیرات شدیدی بر روابط اسرائیل با کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواهد گذاشت. به نوشته روزنامه عبری «معاریو» ، بورل که در پارلمان اتحادیه اروپا با غضب فراوان سخن می گفت افزود: طرح الحاق آثاری منفی بر ثبات منطقه ای خواهد گذاشت و فرصت های رسیدن به دو دولت را تخریب خواهد کرد.

«معاریو» در این خبر نوشت، بول به اقداماتی که اتحادیه اروپا در صورت اجرای طرح الحاق انجام خواهد داد اشاره ای نکرد اما گفت آثار این اقدامات در روابط اسرائیل با کشورهای اروپایی سایه خواهد انداخت.

در ماه آوریل و می 2020 نیز جوزپ بول با ادبیاتی نرم تر از این از رژیم صهیونیستی خواسته بود از اجرایی کردن طرح الحاق به طور یکجانبه دست بردارد. اما سؤال اینجا است که با توجه به اینکه اتحادیه اروپا هم پیمان رژیم صهیونیستی و از حامیان همیشگی این رژیم بوده است چرا در خصوص این طرح به صهیونیست ها هشدار داده، آنها را تهدید می کند؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال باید به گذشته روند به اصطلاح صلح و دیدگاه های هر یک از دو طرف و تغییراتی که در مقطع کنونی شاهد آن بوده ایم بپردازیم.

دیدگاه اتحادیه اروپا در خصوص حل مسئله فلسطین

از زمانی که بوش پدر در سال 1990 طرح موسوم به «روند صلح خاورمیانه» را برای حل مسئله فلسطین ارائه کرد، اتحادیه اروپا با اتخاذ این راه حل، آن را به عنوان راه حل نهایی برای حل مسئله فلسطین، منشأ تصمیم گیری های خود قرار داد. اتحادیه اروپا در آن مقطع در راستای همین سیاست، با پذیرش میزبانی نخستین کنفرانس صلح در مادرید این راه حل را دنبال کرد و تا کنون هم همین راه حل را دنبال می کند.

بنیاد طرح موسوم به «روند صلح خاورمیانه» بوش پدر بر طرح دو دولت استوار است. این طرح بر تشکیل دو دولت فلسطینی و یهودی در فلسطین تاریخ تأکید دارد. یک دولت فلسطینی که در مرزهای سال 1968، یعنی کرانه باختری، قدس شرقی و نوار غزه به وجود می آید و دولت یهودی که در مابقی مساحت فلسطین تاریخی به استثنای مساحت نامبرده ایجاد خواهد شد. آنچه در تمام دوره های مذاکرات سازش تحت راهبرد «راه حل دو دولت» رقم خورد ظاهراً به دنبال اجرایی کردن این راه حل بوده است.

از آن زمان اتحادیه اروپا تمامی کمک های خود را به حکومت خودگردان فلسطین ارائه می کند و با نقشه ای مشخص هر کمکی را برای تکمیل بخشی از پازل تشکیل دو دولت اختصاص می دهد. مثلاً اگر یک کشور اروپایی قصد داشته باشد مبلغ 10 میلیون یورو به حکومت خودگردان بدهد در راستای نقشه راهی که اتحادیه اروپا برای خود تهیه کرده آن مبلغ را جهت اجرایی کردن بخشی از آن نقشه اختصاص می دهد. مثلاً آن را در ساخت مدرسه یا دادن بخشی از دستمزدها و ... ارائه می کند و با اعزام فرستادگان ویژه خود بر هزینه شدن دقیق این مبلغ در مسیر اختصاص داده شده، نظارت می کند. البته اروپایی ها هم در فلسطین منافع خود را می جویند و اقدامات اینگونه آنها هدفی جز منافع آنها را دنبال نمی کند.

تغییر رویکرد رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی از همان ابتدای آغاز مذاکرات سازش که تحت لوای طرح موسوم به «روند صلح خاورمیانه» شکل گرفت به هیچ وجه به دنبال اجرایی کردن این راه حل نبوده است. اسناد برجای مانده از قریب 3 دهه مذاکرات سازمان آزادی بخش فلسطین با رژیم صهیونیستی نشان می دهد، هرگاه که مذاکرات در آستانه موفقیت و رسیدن به نتیجه قرار داشته، رژیم صهیونیستی با کمک آمریکا با بهانه جویی های مختلف مذاکرات سازش را بی نتیجه گذاشته اند. نتیجه عملی این نوع اقدام رژیم صهیونیستی عدم وقوع هیچ اقدامی در راستای مذاکرات نامبرده پس از قریب 3 دهه مذاکره است.

صهیونیست ها به مرور اصول فلسطینی را از مذاکرات فوق خارج کردند و تلاش کرده اند بدون در نظر گرفتن مبانی اولیه مذاکرات به وجود آمده، طرح یک دولت یهودی در داخل فلسطین را بدون آنکه یک دولت فلسطینی به هر اندازه ای که باشد، شکل گیرد، اجرایی کنند. این همان نقطه اختلاف رژیم صهیونیستی با اتحادیه اروپا است. با ورود به هزاره سوم، صهیونیست ها با گریختن از چارچوب روند صلح خاورمیانه ، به زیاده خواهی و تمامیت خواهی روی آوردند و مقابل هم پیمانان خود نیز در این مسیر ایستادند.

همراهی آمریکا با رژیم صهیونیستی در دوره ترامپ

ایالات متحده و اتحادیه اروپا با وجود اختلافاتی که داشته اند همواره در عرصه فلسطین هم پیمان و همراه با هم بوده اند. این همراهی با طرح موسوم به «روند صلح خاورمیانه» دقیق تر و منضبط تر از دهه های اولیه اشغال فلسطین شد. اما با گذشت زمان و ورود به هزاره سوم، صهیونیست ها با زیاده خواهی برای تصاحب کل فلسطین بدون آنکه یک دولت فلسطینی شکل گیرد، هم پیمانان خود در آمریکا و اتحادیه اروپا را نیز کنار گذاشتند. این زیاده خواهی سبب اختلافات وسیع صهیونیست ها با ایالات متحده در دوره «باراک اوباما» و اتحادیه اروپا در همین دوره شد.

زیاده خواهی صهیونیست ها تا جایی پیش رفت که اوباما در دو سال پایانی ریاست جمهوری اش، پرونده فلسطین را به کل رها کرد. اتحادیه اروپا نیز تلاش کرد با اقداماتی به رژیم صهیونیستی در خصوص اقدامات یکجانبه اش در مسیر این زیاده خواهی اعمال فشار کند. تمرکز اتحادیه اروپا بر قانون برچسب زدن به محصولات ساخت شهرک های غیر قانونی کرانه باختری، حکم برخی دادگاه های محلی در کشورهای اروپایی برای تحت تعقیب قرار دادن برخی مقامات نظامی رژیم صهیونیستی و توسعه اقدامات جنبش تحریم اسرائیل (BDS) از جمله این اقدامات بود.

با تغییر سکان رهبری در ایالات متحده به یکباره با همراهی ترامپ با زیاده خواهی های رژیم صهیونیستی و راستگرایان افراطی و تندروهای مذهبی و در رأس آنها بنیامین نتانیاهو ، رژیم صهیونیستی که از سوی دولت قبلی ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مضیقه قرار داشت، فرصتی را یافت که زیاده خواهی های فرا قانونی خود را تحقق بخشد لذا در این شرایط به دنبال آن افتادند که تا پایان نیافتن دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، این طرح ها را اجرایی کنند.

جمع بندی

نقطه اختلاف اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی بر سر طرحی است که زمانی دو طرف برای اجرای آن با یکدیگر هم پیمان شده اند اما حالا صهیونیست ها با رها کردن آن توافق، خواستار تحقق اموری هستند که برای اتحادیه اروپا قابل پذیرش نیست. علت عدم پذیرش اتحادیه اروپا در این عرصه، دلسوزی اتحادیه اروپا برای فلسطینی ها نیست بلکه 3 دهه سرمایه گذاری و هزینه کرد اتحادیه اروپا در فلسطین است.

اتحادیه اروپا از زمان آغاز «روند صلح خاورمیانه» هزینه های سنگینی را برای اجرایی کردن این طرح متقبل شده است. بیشتر این هزینه با نگاه دراز مدت انجام شده است تا پس از ایجاد دولت فلسطینی برای اروپایی ها نتایج اقتصادی و سیاسی به همراه داشته اند اما امروز رژیم صهیونیستی با فریب هم پیمان 3 دهه گذشته خود تمام سرمایه های 3 دهه گذشته این اتحادیه را به دور ریخته و برای خود منافع جدیدی را روی این سرمایه گذاری ها بنا می کند.  

اتحادیه اروپا تا زمانی روی این مخالفت خود با رژیم صهیونیستی اصرار خواهد کرد که به جای هزینه هایی که تا کنون در فلسطین انجام داده، از رژیم صهیونیستی ما به ازایی دریافت کند. و آنگاه اتحادیه اروپا با همه جدیت کنونی اش در مخالفت با رژیم صهیونیستی در به ثمر ننشستن طرح دو دولت و تشکیل دولت فلسطینی ، به آسانی با یک بهانه به کنار خواهد رفت و به صهیونیست ها فرصت اجرای طرح های یکجانبه شان را خواهد داد.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف