نکاتی پیرامون حدیث عنوان بصری از امام صادق علیه السلام

شنبه 8 آذر 1399 - 16:42:27
نکاتی پیرامون حدیث عنوان بصری از امام صادق علیه السلام

آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های نفسانی، به شاگردان و مریدان سیر و سلوک الی الله دستور می دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل کنند

تهران- الکوثر:  

در کتابهای رجالی و جرح و تعدیل از عنوان بصری یادی نشده است و ما جز آنچه در این روایت آمده، شناختی از این مرد نداریم. بنابر آنچه در این روایت آمده، او مردی در حدود 94 ساله بوده و در آن زمان از متقدمان به شمار می آمده، به طلب دانش علاقه مند بوده و ولع بسیار برای حضور در مجلس علمای زمان خود داشته است. 

« متن و ترجمه حدیث عنوان بصری  »

شرح حدیث

اهم موارد مطرح شده در این حدیث، علم و معرفت و عبودیت و بندگی است.

علم و معرفت

مراد از علم در این حدیث، معرفت است که معنایی متفاوت با معنای علم دارد. معرفت با سیر و سلوک و اخلاق انسان، رابطه ای تنگاتنگ دارد. اگر بخواهیم معنایی امروزی برای کلمه معرفت بیابیم، می توانیم از آن به فرهنگ تعبیر کنیم.رابطه بین دانش و فرهنگ همانند رابطه بین علم و معرفت در تاریخ فکری ماست.

رابطه بین معرفت و سلوک و اخلاق را می توان به صورت واضح در این آیه قرآن یافت:

از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او خوف و خشیت دارند.2

مراد از دانشمندان در این آیه عارفانند، و آیه به ارتباط بین معرفت و ترس از خدا اشاره دارد. می توان دریافت که بهره مندی انسان از خشیت و ترس خداوند به میزان بهره مندی او از معرفت و شناخت خداوند است و هرچه شناخت بیشتر باشد، ترس و خشیت نیز افزون تر خواهد بود.

منابع معرفت در حدیث عنوان بصری

 

رابطه میان شناخت و ترس از خدا

قرآن کریم در دو جا بین ترس از خدا و شناخت، رابطه انحصاری برقرار کرده است؛ در یکی، ترس از خدا را در صاحبان شناخت منحصر می کند و در دیگری، ترس صاحبان شناخت را فقط به ترس از خدا محدود می سازد. این دو حصر با هم تفاوت دارند.

انحصار اول در این آیه است:

از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او خوف و خشیت دارند.3

این آیه ترس از خدا را به صاحبان شناخت منحصر می کند.

آیه دوم این است:

کسانی که پیامهای الهی را می رسانند و از او پروا دارند و از هیچ کس جز خداوند پروا ندارند.4

این آیه ترس و خشیت عارفان و صاحبان شناخت را در ترس از خدا منحصر کرده است؛ زیرا آنان که پیامهای خدا را می رسانند، دارای شناخت به شمار می آیند و هم آنانند که از خدا می ترسند و از هیچ کس دیگری جز خدا نمی هراسند.

علم و دانش هم گاه ممکن است در افرادی که ظرف وجودی گیرایی دارند به شناخت تبدیل شود.

عرب بیابانگردی نزد پیامبر(ص) آمد. حضرت(ص) به یکی از اصحاب خود فرمود تا به او قرآن بیاموزد. آن صحابی سوره زلزال را بر مرد عرب خواند تا به این آیات رسید:

پس هر کس هم ذره ای عمل خیر انجام داده باشد، (پاداش) آن را می بیند و هر کس هم ذره ای عمل ناشایست انجام داده باشد، (کیفر) آن را می بیند.5

اعرابی گفت: آنچه خواندی مرا بس است، و به راه خود رفت. مرد صحابی جریان را برای پیامبر اکرم(ص) نقل کرد. پیامبر(ص) چنان که در روایت آمده فرمود:

این مرد وقتی آمد بیابانی (اعرابی) بود، ولی اکنون که باز می گردد فقیه است.

فاصله بسیاری است میان کسی که با قبول و فهم یک آیه از قرآن به درجه تفقه و معرفت می رسد و کسانی که دانش فراوانی از پیامبران گذشته با خود دارند و در عین حال نه تنها به سوی حق هدایت نمی شوند، بلکه از رفتن دیگران به راه خدا نیز منع می کنند. قرآن کریم آنان را با این توصیف عجیب معرفی می کند:

حکایت اینان مانند چهارپایی است که باری از کتاب را حمل می کند.6 

حقیقت بندگی در حدیث عنوان بصری

 

رابطه منطقی بین شناخت و سلوک

میان شناخت و سیر و سلوک به سوی خدا رابطه ای منطقی وجود دارد که قرآن به آن اشاره کرده است:

از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او خوف و خشیت دارند.7

بر اساس این آیه، خشیت الهی نتیجه شناخت است، و هر قدر که انسان شناخت بیشتری به خداوند داشته باشد، خداوند نیز ترس از خود را بیشتر به او می بخشد. عکس این قضیه هم صادق است. خداوند متعال می فرماید:

و از خداوند پروا کنید و خداوند (بدین گونه) به شما آموزش می دهد.8

قرآن در این آیه، رابطه بین سلوک و شناخت را توضیح داده است.

شیخ محمد عبده در تفسیر المنار چنین تفسیری از آیه را، علی رغم اینکه اولین معنایی است که به ذهن می رسد، انکار می کند و می گوید: این نوع تفسیر مطابق نظر صوفیه است و دانش جز با تحصیل به دست نمی آید و تقوا راه دانش آموزی نیست.

البته اگر علم را در این آیه به معنای دانش اصطلاحی در برابر شناخت و معرفت بدانیم، کلام عبده صحیح است؛ ولی اگر مراد از علم در آیه، شناخت و معرفت خداوند باشد که از فضای کلی آیه هم این گونه برمی آید ، آن گاه کلام شیخ خالی از اشکال نخواهد بود.

خداوند متعال می فرماید:

ای موءمنان، از خدا پروا کنید و به رسول او ایمان آورید تا بهره ای دو چندان از رحمت خویش بر شما ارزانی دارد و برای شما نوری قرار دهد تا با آن (به درستی) راه روید و شما را بیامرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است.9

و فرموده است:

ای موءمنان، اگر از خداوند پروا کنید، برای شما (پدیده ای) جدا کننده حق از باطل پدید آورد.10

بدین ترتیب، خداوند این نور و قدرت تمیز بین حق و باطل را به واسطه تقوا به بندگان خود می بخشد.

خداوند می فرماید:

آیا کسی که مرده بود و زنده اش کردیم و نوری به او بخشیدیم که در پرتو آن در میان مردم راه می رود، همانند کسی است که گویی گرفتار ظلمات است و از آن بیرون آمدنی نیست؟ بدین سان در چشم کافران کردارشان آراسته شده است.11

این نور که خداوند در دل هر بنده ای که او را دوست داشته باشد قرار می دهد و نیکان در زندگی و سیر و سلوک خود از آن بهره می گیرند، همان معرفت و شناخت خداوند است. 

منازل راه سیر و سلوک در حدیث عنوان بصری

____________________________________

1. بحارالأنوار، ج 1، ص 224 226 .

2. سوره فاطر، آیه 28 : إنّما یخشی الله من عباده العلماء .

3. همان.

4. سوره احزاب، آیه 39 : الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون أحداً إلاّ الله و کفی بالله حسیبا.

5. سوره زلزال، آیات 7 8 : فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرةٍ شراً یره.

6. سوره جمعه، آیه 5 : کمثل الحمار یحمل أسفاراً.

7. سوره فاطر، آیه 28 .

8. سوره بقره، آیه 282: واتقوا الله و یعلمکم الله.

9. سوره حدید، آیه 28: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یوءتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به.

10. سوره انفال، آیه 29: یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً.

11. سوره انعام، آیه 122: أو من کان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون. 


برای اطلاع از آخرین خبرهای ایران و جهان اینجا کلیک کنید

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف