نگاهی به احزاب و سیاست خارجی

ساختار سیاسی لبنان

چهار شنبه 25 مرداد 1396 - 8:44:4
ساختار سیاسی لبنان

حکومت در لبنان، جمهوري (از نوع دموکراتيک پارلماني) است و اصل تفکيک قوا در قانون اساسي اين کشور مورد تاکيد است. تنوع مذاهب و طوائف در لبنان، در طول تاريخ مسبب بروز جنگ‌ها و درگيري‌هاي متعددي بوده که جنگ‌هاي داخلي 1975 تا 1990 مهم‌ترين و طولاني‌ترين جنگ داخلي در اين کشور محسوب مي‌گردد. اين تعدد طائفي و ناآرامي‌هاي ناشي از آن باعث شد تا نظام سياسي منحصر بفردي در اين کشور در قالب دموکراسي توافقي شکل بگيرد.

تهران- الکوثر:  پس از حدود 15 سال جنگ‌هاي داخلي در لبنان، گروه‌هاي سياسي لبنان به دعوت عربستان سعودي در طائف گرد هم آمدند و در 30 سپتامبر 1989 توافقنامه طائف را امضاء کردند. بر اساس اين توافقنامه، نظام سياسي جديدي شکل گرفت و سعي شد براي همه طوائف لبناني جايگاهي در بدنه سياسي کشور در نظر گرفته شود. قواي سه گانه در کشور بين سه طائفه اصلي (مسيحي ماروني- سني- شيعه) تقسيم شد که طي آن منصب رياست جمهوري از آن ماروني ها، نخست وزيري از آن اهل‌سنت و رياست مجلس نيز از آن شيعيان گرديد. با توجه به اينکه مسيحيان ارتدکس از حيث عددي در درون طائفه مسيحي لبنان دومين طائفه محسوب مي‌شوند، لذا معاون نخست وزير و معاون رئيس مجلس از اين طائفه برگزيده مي‌شود.

اين تقسيم بندي يا به عبارتي بهتر سهميه بندي طائفه‌اي، در پارلمان لبنان به شکل جزئي تري مدنظر قرار گرفته است و سهم ديگر طوائف لبنان به خصوص اقليت‌ها نيز در پارلمان ملحوظ شده است. پارلمان لبنان 128 عضو دارد که بر اساس سيستم «مناصفه» يا تقسيم به دو، بطور مساوي ميان مسيحيان و مسلمانان تقسيم گرديده است. اين تقسيم بندي نسبي، در درون هر يک از دو طائفه مسيحي و مسلمان نيز اجرا گرديده و براي همه 18 طائفه لبناني سهميه به نسبت جمعيت آن طائفه در نظر گرفته شده است. طبق قانون اساسي، نمايندگان با رأي مستقيم مردم براي يک دوره 4 ساله برگزيده مي‌شوند.

رئيس جمهور که رئيس کشور محسوب مي‌شود با دو سوم آراء براي يک دوره 6 ساله از سوي نمايندگان مجلس انتخاب مي‌گردد. رئيس جمهور پس از مشورت با نمايندگان مجلس و بر اساس معرفي اکثريت نصف بعلاوه يک نمايندگان مجلس، نخست وزير را معرفي و مكلف به تشکيل کابينه مي‌نمايد.

در سال 2008 و در چارچوب توافق دوحه، معارضه يا اقليت سياسي وقت توانست 11 کرسي از 30 وزارتخانه را به عنوان «يک سوم ضامن» در دولت بدست آورد که با اين تعداد مي‌توانست هر زمان که بخواهد دولت را ساقط نمايد. اين حق به طور عملي در سال 2010 مورد بهره‌برداري قرار گرفت و موجب سقوط کابينه سعد حريري شد.

ساختار حكومت لبنان به طور کلی :

رئیس جمهوریباید مسیحی مارونی باشد.

نخست وزیرباید مسلمان سنی باشد

سخنگوی پارلمان می‌بایست مسلمان شیعهباشد.

این ترتیب قسمتی از میثاق ملی است که توافقی غیر کتبی است که در سال ۱۹۴۳ در ملاقاتی بین اولین رئیس جمهور لبنان (یک مارونی) و اولین نخست وزیر لبنان (یک سنی) حاصل شد، اگر چه این توافق در قانون اساسی لبنان تا سال ۱۹۹۰ به دنبال توافق طایف رسمی نشد. این میثاق شامل قول و قرار مسیحیان بود مبنی بر اینکه به دنبال جلب حمایت فرانسه نباشند و وجهه عربی لبنان را قبول داشته باشند و همچنین مسلمانان نیز قول دادند تا مشروعیت استقلال و دولت لبنان و همچنین مرزهای این کشور در سال ۱۹۲۰ را قبول داشته باشند و برای اتحاد با سوریه تلاش نکنند. این میثاق تا زمان تشکیل هویت ملی لبنان موقت ولی لازم‌الاجرا بود. به دلیل احساس نیاز شدید مسلمانان به اتحاد به کشورهای همتایی عرب خود این میثاق راه حلی موقت به نظر می‌رسید. از سویی دیگر مسیحیان این میثاق را رد کردند و بعداً برای جلب حمایت فدرالیسم را پیشنهاد دادند و با اسرائیل متحد شدند. لبنان به موجودیت خود ادامه داده و اثرات سوء جنگ‌های داخلی همچنان بر سیاست لبنان سایه افکنده‌است.

این میثاق همچنین تصریح می‌کرد که کرسی‌های پارلمان به تمامی مذاهب تعلق گیرد یعنی با نسبت ۶ مسیحی به ۵مسلمان که بر اساس آمارگیری سال ۱۹۳۲ بود که در آن زمان مسیحیان مقداری بیشتر بودند. توافق طایف آن نسبت را مساوی کرد تا هر دو گروه مذهبی حق مساوی داشته باشند. حال مسلمانان مخصوصا با احتساب حضور فلسطینی‌ها بیشتر شده‌اند ولی اکثر گروه‌ها در لبنان با این حق تساوی راضی هستند.

قانون اساسی لبنان به مردم این حق را می‌دهد تا دولت خود را عوض کنند. با این حال از اواسط دهه ۱۹۷۰ تا انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲ جنگ داخلی لبنان از اجرای حقوق سیاسی ممانعت به عمل آورد. طبق قانون اساسی انتخابات مستقیم هر چهار سال یک بار باید برگزار شود. آخرین انتخابات پارلمانی بعد از ترور نخست وزیر حریری انجام شد و معادله قدرت با پیروزی مخالفان حضور سوریه در لبنان و تصاحب اکثر کرسی‌های پارلمان توسط آنها شاهد تغییرات بسیاری بود. ترکیب‌های پارلمان توسط آنها شاهد تغییرات بسیاری بود. ترکیب پارلمان بر اساس هویت مذهبی و قومی و برخلاف مسائل ایدئولوژیکی شکل گرفته‌است. پیمان طایف با پایان دادن جنگ داخلی تقسیمات کرسی‌های پارلمان را تغییر داد.طايفه گرايي نشانگر ساختار جامعه لبنان مي باشد. ساختار سنّتي قدرت سياسي در لبنان بر اساس توازن طايفه اي استوار مي باشد كه مجموعه اي از طوايف گوناگون، ساختار سياسي لبنان را شكل داده اند. لبنان داراي تعدد مذاهب و داراي هفده فرقه ديني به رسميت شناخته شده مي باشد: يازده فرقه مسيحي (ماروني، ارتدوكس، كاتوليك، ارمني‌هاي ارتدوكس، ارمني‌هاي كاتوليك، پروتستان ها، سرياني‌هاي ارتدوكس، سرياني‌هاي كاتوليك، لاتين ها، كلداني‌ها و نستوري ها)، پنج فرقه اسلامي (شيعيان، سنّيان، دروزيان، علويان و اسماعيليان) و يك فرقه يهودي، كه جزو كم اهميت ترين فرقه هاست. هسته اصلي بي ثباتي لبنان فرقه گرايي است كه بر اين كشور حاكم است.

در اين نظام، پست‌هاي دولتي در حكومت، خدمات عمومي، ارتش و قوّه قضائيه بر اساس وابستگي‌هاي طايفه اي و مذهبي و نه بر اساس مزيت و شايستگي لازم تقسيم شده اند. بنابراين، وفاداري‌هاي فرقه اي (طايفه اي) بر وفاداري‌هاي ملّي برتري دارند. بر اساس آخرين آمار رسمي، جمعيت در سال 1932 يعني در زمان حاكميت فرانسه بر اين كشور، 51 درصد جمعيت كل كشور را مسيحيان تشكيل مي دادند. طبق آمار مذكور، ماروني‌ها بزرگ ترين فرقه منفرد با 29% آراء و پس از آن سنّي‌ها 22% و شيعيان در حدود 20% نشان داده شده اند. طبق قانون اساسي لبنان، رئيس جمهور از ميان ماروني ها، نخستوزير از ميان سنّي‌ها و رئيس مجلس از ميان شيعه‌ها و تعدادي از وزراي كابينه نيز از ميان ساير فرقه‌هاي مهم مانند ارتدوكس‌ها و كاتوليك‌هاي يوناني و دروزي‌ها بايد برگزيده شوند.

اما همواره اين سؤال مطرح گرديده كه چگونه است كه تاكنون بجز آمارگيري سال 1932، كه طي آن ماروني‌ها اكثريت را به دست آوردند، ديگر هيچ گونه آمارگيري رسمي انجام نشده است؟ در حالي كه با امكان دست يابي مسئولان لبناني به آمار ثبت شناسنامه‌ها يا آمارهاي انتخاباتي و اسناد كشور، اين شك و شبهه باقي مي ماند كه چنين سكوتي در مشخص كردن و اعلام تغيير و دگرگوني در تركيب جمعيت طوايف مختلف صرفاً به سود مسيحيان و به زيان مسلمانان صورت مي گيرد. در حال حاضر، با توجه به سرشماري‌هاي غيررسمي و اسناد و مدارك موجود، اين ادعا مطرح است كه شيعيان داراي اكثريت مي باشند

 احزاب:  احزاب سياسي لبنان عمدتاً بر اساس گرايش طايفه‌اي تقسيم‌بندي مي‌شوند. در صحنه سياسي اين كشور، دو حزب برجسته شيعه حضور دارند كه عبارتند از حزب‌الله لبنان (به رهبري سيدحسن نصراله) و جنبش أمل (به رهبري نبيه بري). مهمترين احزاب و گروه‌هاي سياسي اهل سنت عبارتند از جريان المستقبل (سعد حريري)، جماعت اسلامي لبنان (ابراهيم مصري)، حزب اتحاد (عبدالرحيم مراد)، جنبش توحيد اسلامي (بلال شعبان)، جمعيت خيريه اسلامي (حسام قراقيره)، جمعيت مقاصد خيريه (تمام سلام)، جنبش امت (شيخ عبدالناصر جبري) و غيره. از فعال‌ترين احزاب و گروه‌هاي مسيحي نيز مي‌توان جريان آزاد ملي (ميشل عون)، حزب کتائب (امين جميل)، قوات لبنان (سمير جعجع) و جريان المرده (سليمان فرنجيه) را نام برد. در صحنه دروزي چهار گروه شاخص سياسي شامل جريان سوسياليست ترقي‌خواه لبنان (وليد جنبلاط)، حزب دموکراتيك لبنان (طلال ارسلان)، حزب توحيد عربي (وئام وهاب) و حزب عربي لبناني (فيصل داود) ايفاي نقش مي‌نمايند. احزاب و گروه‌هاي سياسي ديگري نيز با گرايش‌هاي غيرطايفه‌اي همچون حزب سوري قومي اجتماعي (اسعد حردان)، سازمان مردمي ناصري (اسامه سعد)، جنبش مردمي (نجاح واكيم)،‌ حزب بعث (فايز شكر)، كنگره مردمي لبنان (كمال شاتيلا) و غيره فعال مي‌باشند. پس از واقعه ترور رفيق حريري درسال 2005، طرفداران مقاومت تحت عنوان ائتلاف 8 مارس و مخالفين آنها به‌نام ائتلاف 14 مارس معروف شدند كه البته تركيب اين هم‌پيماني‌ها طي سال‌هاي گذشته تغييراتي داشته است.

 سياست خارجي

در مقدمه قانون اساسي لبنان، علاوه بر اشاره به پايبندي اين كشور به منشور ملل متحد، هويت «عربي» و التزام آن به منشور اتحاديه عرب نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. بر اين اساس لبنان روابط خوب و عادي با بيشتر کشورهاي عربي دارد. لبنان ازجمله كشورهايي است كه رژيم غاصب صهيونيستي را به رسميت نمي‌شناسد.

موقعيت ژئوپولتيک و ژئواستراتژيک لبنان و بويژه همسايگي آن با سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين، باعث شده تا اين کشور مورد توجه بازيگران بزرگ عرصه سياست بين‌الملل قرار گيرد. اكنون بسياري از نهادهاي بين‌المللي نيز در بيروت دفتر دارند. عمدهترين بازيگران خارجي در صحنه لبنان، پنج کشور ايران، سوريه، عربستان، آمريکا و فرانسه مي‌باشند:

فرانسه: سابقه حضور و سلطه فرانسه در لبنان، موجب شد تا فرهنگ و سياست فرانسه در اين کشور به خصوص در جامعه مسيحي رواج و سيطره پيدا کند. لذا زبان فرانسوي به عنوان زبان دوم در اين کشور رايج گرديده و فرهنگ فرانسوي توانسته همچنان سيطره خود را بر بخش عظيمي از جامعه لبنان حفظ نمايد. بر همين اساس لبنان اکنون کشوري فرانکوفون محسوب مي‌گردد.

آمريکا: بواسطه سياست حمايت همه‌جانبه آمريكا از منافع سياسي، نظامي و امنيتي رژيم صهيونيستي، و همچنين حفاظت از منافع نفتي خود در منطقه، لبنان به مرکز مهمي براي حضور و نفوذ آمريکا تبديل شده است.

عربستان: حضور مؤثر اهل سنت در لبنان و ابعاد منطقه‌اي و بين‌المللي تحولات اين كشور باعث شده تا کشورهاي بزرگ عربي همچون عربستان سعودي نيز توجه خاصي به صحنه لبنان داشته باشند. اين حضور در دوره رفيق حريري به بعد گسترده و عميق گرديد.

سوريه: روابط لبنان با سوريه به دليل پيوندهاي تاريخي و طايفه‌اي، مرز مشترك، سي سال حضور نيروهاي سوري در لبنان (از سال 1975 تا سال 2005)، و وجود دشمن مشترك صهيونيستي، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و معمولاً تحولات اين دو كشور بر يكديگر اثرگذار هستند.

جمهوري اسلامي ايران: كشور ما به لحاظ حمايت از مقاومت اين کشور در برابر تجاوزات مستمر رژيم صهيونيستي، حضوري گسترده در صحنه لبنان دارد و از مقبوليت وسيعي نه تنها در صحنه شيعه بلکه در جامعه اهل‌سنت، مسيحيان و ساير طوايف لبنان نيز برخوردار مي‌باشد.

دسته بندی :

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف