بحران سوریه چگونه شکل گرفت؟

دو شنبه 30 مرداد 1396 - 10:38:48
بحران سوریه چگونه شکل گرفت؟

برخی کارشناسان از جنگ سوریه به عنوان 72 ملت در قلب خاورمیانه نام می برند

تهران- الکوثر: كشور سوريه از جمله كشورهاي مهم و استراتژيك خاورميانه است كه به دليل همسايگي با فلسطین و لبنان،‌ عراق و تركيه همواره مورد توجه بوده است. طبق آمارگيري سال 2010 سوريه داراي جمعيتي بالغ بر 22 ميليون و 700 هزار نفر مي‌باشد.

بیش از 53 سال است که سوریه توسط حزب بعث يعني پدر و پسري از خاندان اسد اداره مي‌شود. از نظر تركيب جمعيتي سوريه داراي 13% شيعه علوي ، 74% اهل سنت، 10% مسيحي و 3% دروزي مي‌باشد. از زمان عقب‌نشيني فرانسه از سوريه و استقلال آن كشور قدرت اقتصادي سوريه در دست مسيحيان و قدرت نظامي و امنيتي در دست شيعيان علوي براي مقابله با امپراطوري عثماني و ايجاد قلعه‌اي در مقابل هجوم عثماني‌ها،‌ و بخش كشاورزي و دامداري در اختيار اكثر اين جمعيت يعني سني‌ها قرار گرفت.

حزب بعث توسط ميشل عفلق كه خود يك مسيحي اهل سوريه تحصيل كرده و مقيم اروپا بود تاسيس شد. او در فاصله‌ي دو جنگ جهاني اول و دوم در فكر تشكيل حزبي با شباهت ساختاري نسبت به نازيست‌هاي آلمان و فاشيست‌هاي ايتاليا بود. حزبي سياسي نظامي كه به سازمان‌دهي و بسيج جوخه‌هاي ميليشیایي متكي بود. حزب بعث در سال 1963 به قدرت رسيد و حافظ اسد كه فرمانده نيروي هوايي و يك شيعه علوي بود قدرت را در سوريه در دست گرفت.

حزب بعث ابتدا با شعار ناسيوناليست عربي و مبارزه براي رهايي قدس پايه‌هاي حكومتش را مستحكم كرد تا جايي كه بعضي از علما و مفتي‌هاي سوريه از جمله شيخ محمد ‌الحكيم، مفتي حلب و شيخ احمد كفتا، مفتي اعظم سوريه و شيخ رمضان البوطي را به سوي خود متمايل نمود. اما ديري نپاييد كه سياست‌هاي رژيم بعث موجب نگراني مردم سوريه و شروع اعتراضات از سوي حزب اسلام‌گراي اخوان المسلمين و ديگر احزاب و تشكل‌هاي لائيك گرديد.

اخوان كه در سال 1946 توسط مصطفي السباعي كه خود فارغ التحصيل دانشگاه الازهر مصر و اهل سوريه بود تاسيس شد و به‌عنوان بزرگ‌ترين حزب مخالف رژيم بعث شناخته شد. مشاجرات لفظي و انتقادات مستمر اين دو حزب را به سوي يك تقابل ايدئولوژيك پيش برد تا جايي كه نهايتاَ در سال 1964 به صورت يك مقابله‌ي رو در رو مبدل شد. در آن سال اعتراضات سراسر سوريه را فرا گرفت و مردم به صورت يك حركت خود جوش با رهبري دو نفر از اعضاي اخوان يعني سعيد حوا و مروان حبيب در شهر حماه متمركز شد و اين شهر به صورت مركز ثقل حركت اعتراضي در آمد.

واقعه ديگري كه در سال 1980 اتفاق افتاد سناريوي سوء قصد به جان حافظ اسد بود كه در اين سوء قصد به حافظ اسد آسيبي وارد نشد و اين اتفاق بهانه‌اي شد براي دستگيري و زنداني كردن اعضاي اخوان المسلمين سوريه. در پي اين جريان قانون ش 49 كه در 7 جولاي 1980 تصويب شد اعضاي اخوان با طناب دار محكوم به اعدام شدند كه بعداً اين احكام به 16-10 سال زندان تغيير يافت.

باستناد اين قانون تعداد 700 نفر از اعضاي اصلي اخوان دستگير شده و در سلول‌هايشان واقع در زندان «تدمور» توسط گارد ويژه امنيتي به فرماندهي رفعت الاسد اعدام شدند. بعد از اين واقعه تلخ همواره بين حزب بعث و مردم سوريه كشمكش و اعتراضات دائمي و مستمري وجود داشته است كه هميشه ذهنيت‌ها و سوء ظن‌هاي طرفين نسبت به يك‌ديگر مانع هر نوع گفت‌وگو و مباحثه بوده است.

با فوت حافظ اسد و جانشيني بشار اسد مردم سوريه انتظار داشتند كه رئيس جمهور جوان با تفكرات و برنامه‌هاي جديد حكومت را به‌دست گيرد و كشور را از يك بحران پيش‌بيني شده رهايي بخشد اما بشار درچارچوب سياست‌هاي حزب بعث باقي ماند. 

اما بعد از وقوع انقلاب های عربی كه منجر به سقوط چندين حاكم مستبد در كشورهاي اسلامي شد ، کشورهای غربی به مدیریت آمریکا با همکاری برخی کشورهای منطقه به سناریوی شبیه سازی بحران در کشورهای دیگر روی آوردند تا امت عربی را ازانقلاب های واقعی کشورهایشان منحرف کنند. یکی از این کشورهاکه برای پیاده سازی سناریوی امریکا و عربستان انتخاب شد، سوریه بود.

جرقه از آن‌جا آغاز شد كه چند دانش‌آموز با نوشتن شعارهاي ضد حكومتي بر در و ديوار موجب واکنش شدید مقامات امنيتي سوريه شدند. زماني كه نيروهاي امنيتي اقدام به دستگيري اين دانش‌آموزان نمودند با اعتراض اولياي آن‌ها مواجه شدند كه دولت اقدام به برخورد نظامي کرد. ارتش سوريه كه هيچ‌گونه تجربه‌اي در مهار اعتراضات خياباني نداشت فكر كرد كه همان‌گونه كه با دشمن فرضي در پادگان‌ها آموزش ديده است بايد با غیرنظامیان برخورد نمايد . این بهانه  شد تا برای دستگاه رسانه ای غرب خوراک تبلیغاتی فراهم شود.

جنگ سوریه یا بحران سوریه از ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ (۶ بهمن ۱۳۸۹) شروع شد و به دلیل مشارکت گسترده مزدوران  خارجی از لیبی و تونس گرفته تامزدوران اروپایی،نمیتوانیم  اصطلاح جنگ داخلی برای سوریه بکار ببریم .

در وهله اول بحران ، ارتش آزاد سوریه در سال ۲۰۱۱ توسط نظامیان جداشده از ارتش سوریه تشکیل شد. جبهه النصره هم که قبلاً شاخه رسمی القاعده در سوریه بود و در سال ۲۰۱۶ نام خود را به جبهه فتح شام تغییر داد، یکه تازی کرد و باخشونت هرچه تمام تر به پیشروی در مناطق مختلف سوریه مبادرت ورزید .یک جبهه ائتلافی از چندین گروه سلفی هم اپوزیسیون سوریه بودند و داعش هم بعدها با اتحاد ایدئولوژیک این گروهها همه رایکپارچه در برابر اسد قرار داد باپشتوانه رزمی و پولی غرب و ترکیه و عربستان و کشورهای منطقه  مانند قطر.

از ماه ژانویه ۲۰۱۱ صدها هزار معترض در شهرهای مختلف سوریه نظیر دمشق، حمات، جبله، لاذقیه، درعا و حمص به مدت چندین ماه، در روزهای مختلف به ویژه روزهای جمعه با نام‌هایی مانند جمعه عزت، جمعه مقاومت، جمعه شهدا، جمعه مبارزه، جمعه آزادگان، جمعه آزادی، جمعه نگهبانان میهن، جمعه کودکان، جمعه عشایر، جمعه صالح العلی، جمعه عدم مشروعیت، جمعه ارحل، جمعه لاللحوار و جمعه سر فرود نمی‌آوریم جز در مقابل خدا، علیه دولت بشار اسد دست به اعتراض و تظاهرات زدند و خواهان کناره‌گیری او از قدرت شدند. تانک‌ها و نیروهای نظامی دولت بشار اسد نیز در شهرهای مختلف سوریه نظیر دمشق، درعا و حمص مستقر شدند و در مقابل معترضان واکنش نشان دادند.

پس از ناآرامی‌های ٢٠١١ در سوریه، جنگ داخلی در این کشور گسترش یافت و در پی ناکامی گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه، مناطق روستایی به منبع جذب نیرو برای گروه های سلفی و به اصطلاح جهادی رقیب تبدیل شد .  ارتش آزاد سوریه در ابتدا مورد حمایت غرب و کشورهای عربی قرار داشت، اما اختلاف بین آنها باعث شد که این گروه نتواند به نیرویی منسجم تبدیل شود.

از سوی دیگر رقابت های منطقه ای بویژه میان قطر و عربستان نیز باعث ناکامی اتحاد اپوزیسیون سیاسی به عنوان سازمانی واحد برای ارائه گزینه ای جایگزین بشار اسد شد. ارتش آزاد سوریه که با پول کشورهای حاشیه خلیج فارس لبریز شده بود به فساد کشیده شد.

ظهور تکفیری ها 

با بدنامی ارتش آزاد سوریه، آرایش گروههای تکفیری  شروع شد و ارتش آزاد سوریه را در سال ٢٠١٢ تحت الشعاع خود قرار داد و در کانون مبارزات علیه نیروهای بشار اسد قرار گرفت. در سال‌های ٢٠١٥-٢٠١٣، گروههای تکفیری تروریستی اصلی شامل جبهه النصره وابسته به القاعده، الاحرار الشام و جیش الاسلام، نواحی روستایی و حومه شهر را تسخیر کردند که عمدتا غرب آزادراه شمال-جنوب در شهرستان های حما، حمص و درعا در منطقه غوطه در حومه دمشق و شهرهای شمالی حلب و ادلب نزدیک ترکیه را شامل می شد.

هر چند که این سه گروه با یکدیگر دشمنی دارند، اما در دشمنی با داعش مشترک هستند و اعلام خلافت در عراق و شام را بدعت می‌خوانند. ظهور تکفیری ها  همچنین به خیزش ظهران اللوش کمک کرد. عبداله، پدر اللوش، از روحانیان غوطه بود که در عربستان زندگی می کرد و با مذهب وهابیت سلطنت عربستان کاملا آشنا بود. وی در سال ٢٠٠٩  که برای جنگ به عراق رفته بودند، زندانی شد. چند ماه پس از آغاز شورش ها، اللوش به همراه صدها نفر  از زندان آزاد شد. آزادی آنها، شورش سوریه را به سمت جنگ مسلحانه برد. اللوش با کمک پدرش گروه موسوم به جیش الاسلام را تشکیل داد و خواستار احیای خلافت اموی و ریشه کنی علویان سوریه شد.

به استثنای استان جنوبی درعا که ارتش آزاد سوریه در آنجا دست بالا را دارد، امروز احرار الشام و جبهه النصره بر نواحی روستایی و حومه خارج از کنترل دولت سوریه تسلط دارند. مناطق عمدتا بیابانی شرقی که کل استخراج نفت سوریه از آنجاست، بین دولت سوریه، داعش و شبه نظامیان کرد تقسیم شده است. هرچند روزبه روز از سیطره تروریستها بر خاک سوریه کم می شود.

همکاری ها و محدودیت های گروههای تکفیری 

جبهه النصره و احرار الشام اعضای جیش الفتح هستند که به عنوان یک ائتلاف در مارس ٢٠١٥ با همکاری ترکیه تشکیل شد. این گروه بسیاری از قسمت‌های استان ادلب را از دست دولت و بقایای ارتش آزاد سوریه خارج کرد. همزمان کشمکش ها بین احرار الشام و جبهه النصره ادامه دارد. در سال ٢٠١٣، احرار الشام کنترل باب الهوا، گذرگاه مرزی با ترکیه را از دست جبهه النصره و دیگر گروه های شورشی خارج کرد. اوایل ٢٠١٥، ستیزه جویان النصره در ادلب، قاضی ابو اسید الیمنی را که اهل یمن و از شخصیت‌های برجسته احرار الشام در شورای اسلامی بود، به قتل رساند.

به نظر می‌رسد که جبهه النصره به دلیل فقدان قدرت سازماندهی همچون احرار الشام، به واسطه اختلافات داخلی که با حضور گسترده سلفی های خارجی تشدید شده، از هم خواهد پاشید. همچنانکه تنش بین ستیزه جویان خارجی و سوری های جبهه النصره در ژوئیه ٢٠١٥ باعث کشته شدن بیش از ٢٠ نفر شد.

ناکامی در حکومت

با توجه به ضعف سازمانی جبهه النصره، سختگیری در امور روزانه و وضع زکات طاقت فرسا در بعضی مناطق در سال ٢٠١٥، تنفر از این گروه و مخالفت بی درنگ با آن شدت گرفت که موجب شد این گروه روش های خود را تعدیل و ملایم تر کند.

بعد از تصرف استان ادلب در مه ٢٠١٥، اپوزیسیون امیدوار بود که جیش الفتح مناطق جنوبی را تا استان همجوار حما تصرف کند. اما ظاهرا از مه ٢٠١٥، سرازیر شدن اسلحه و مهمات از ترکیه به جیش الفتح و ارتش آزاد سوریه کاهش یافت. این امر همزمان با فشار دیپلماتیک آمریکا بر کشورهای عربی و ترکیه برای قطع حمایت‌شان از شبه نظامیان اتفاق افتاد. چرا که ممکن بود اسد را تا مرز سرنگونی پیش برند درحالیکه گزینه مورد پسند واشنگتن برای جایگزینی او وجود نداشت .

درهرصورت دشمنی آمریکا و صهیونیست‌ها با حکومت سوریه  از یک سو و  تلاش اتحاديه عرب و كشورهاي حاشيه خليج فارس و برخي گروه‌هاي معارض سوري به صورت مداوم برای بین المللی کردن بحران داخلي سوريه  از سوی دیگر وضعیت این کشور را هر روز پیچیده تر و بغرنج تر کرد. حمایت های ایران و روسیه  از نظام قانونی سوریه هم وضعیت را بسیار مبهم و پیچیده کرده است.  انچه مسلم است تحرکات و اغتشاشات و درگیری‌های تجزیه طلبانه در سوریه کار زیادی از پیش نبرد، چراکه به‌رغم وجود چند حزب یا گروه طرفدار مخالفان ، اما مردم طالب یک‌پارچگی و تمامیت ارضی سوریه بودند.

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

* باقیمانده : (1000) حرف